English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
aggregate demand U تقاضای کل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
aggregate demand function U تابع تقاضای کل
aggregate market demand U تقاضای کل بازار
Other Matches
aggregate U توده
aggregate U جمع شده
aggregate U جمع امده
aggregate U مصالح دانه بندی
aggregate U کلوخه مصالح سنگی
aggregate U انبوه سنگدانه
aggregate U مصالح دانهای
aggregate U بهم پیوسته
aggregate U انبوهه
aggregate U مجموعه
aggregate U ارقام کلی
aggregate U مصالح ریزدانه مانند ماسه وشن یا مخلوطی از انها که به منظور تهیه بتن با سیمان مخلوط می شوند
aggregate U جمع شدن
aggregate U مجموع جمع کردن
aggregate U جمع
aggregate U تراکم
aggregate U انبوه توده
aggregate U کل
aggregate U دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregate U توده کردن
aggregate U متراکم متراکم ساختن
aggregate U مجموعهای از اشیا داده
aggregate U تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
aggregate U بیشترین سرعتی که داده روی کانال مشخص میتواند ارسال شود
aggregate U کل پهنای باند کانال برای حمل یک رشته داده
aggregate U ی از بخشهای یک داده که به هم مربوطند
classification of aggregate U طبقه بندی خاکدانه ها
aggregate supply U عرضه کل
aggregate saving U پس انداز کل
aggregate particles U خردههای انبوه شده
aggregate output U تولید کل
aggregate operator U عملگر جمعی
aggregate function U عمل جمعی
aggregate particles U خردههای انبوهیده
coarse aggregate U مصالح دانه بندی درشت
coarse aggregate U مصالح درشت دانه
aggregate consumption U مصرف کل
aggregate batcher U تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate expenditures U هزینههای کل
aggregate interlocking U بهم چسبیدن مصالح ریزدانه
uniform aggregate U مصالح ریزدانه یکنواخت
fine aggregate U مصالح ریزدانه سنگدانههای ریز
fine aggregate U مواد ریز
fine aggregate U مواد دانه ریز
data aggregate U تراکم داده ها
data aggregate U مجموعهای ازاقلام داده درون یک رکورد که نامی به ان داده شده است وبه صورت کلی به ان رجوع می گردد
data aggregate U دادههای متراکم
data aggregate U متراکم سازی داده ها
aggregate expenditures U مخارج کل
vector data aggregate U بردار اطلاعات مجتمع
aggregate market supply U عرضه کل بازار
aggregate cement ratio U نسبت مواد سنگی به سیمان
aggregate batching plant U دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
aggregate flow diagram U نمودار تهیه مصالح
aggregate production function U تابع تولید کل
demand U احتیاج
demand U نیاز
to be in demand U طالب داشتن
on demand U بنا به تقاضا
on demand U به در خواست به مجرد تقاضا
on demand U عندالمطالبه
to be in demand U خریدارداشتن مطلوب بودن
demand [of] U درخواست [خواست] [طلب] [تقاضا] [از]
demand U تقاضای خرید کالا
demand U یچ کردن بین مدارها وقتی نیاز باشد
demand U نرم افزار سیستم که صفحات را از سیستم حافظه مجازی بازیابی میکند در صورت نیاز
demand U تکنیک بار کردن بستههای پروتکل در حافظه فقط در صورتی که برای بخش خاصی نیاز باشند
demand U نیاز احتیاج
demand U درخواست
demand U جابجایی فایل هاو داده از وسیله ذخیره سازی جانبی به یک وسیله با سرعت دستیابی بالا در صورتی که توسط پایگاه داده مورد نیاز باشد
demand U پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن
demand U انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demand U مطالبه تقاضا کردن
demand U مطالبه
demand U تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demand U تقاضا کردن
demand U تقاضا برای انجام چیزی
demand U تقاضا
demand U مطالبه کردن
demand U خواستارشدن
demand U درخواست کردن
demand U نیاز
demand U تقاضا کردن تقاضا
demand U طلب
demand U خواست
demand U درخواست مطالبه
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
market demand U تقاضای بازار
excess demand U تقاضای زیادی مازاد تقاضا
maximum demand U تقاضای بیشینه
maximum demand U پیک بار
maximum demand U بار پیک
joint demand U تقاضای مشترک
inelastic demand U تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
inelastic demand U تقاضای غیر حساس
energy demand U مطالبه انرژی
elasticity of demand U کشش تقاضا
elastic demand U تقاضای انعطاف پذیر
excess demand U درخواست بیش از حد درخواست اضافی
excess demand U درخواست مازاد
elastic demand U حساس
factor demand U تقاضای عوامل
final demand U تقاضای نهائی
financed demand U احتیاجاتی که تامین اعتبارشده اند نیازمندیهایی که هزینه ان پرداخت شده
excess demand U فزونی تقاضا
inelastic demand U تقاضای بی کشش
law of demand U قانون تقاضا
measurement of demand U اندازه گیری تقاضا
to meet a demand U تقاضایی را براوردن
total demand U تقاضای کل
we demand p in our contract U ما صراحت ودقت در قراردادمی خواهیم
maximum demand U بار حداکثر
To demand ones right. To get ones due. U حق کسی را خواستن ( گرفتن )
within three days of demand U در طی سه روز پس از تقاضا
to make a demand on somebody U مطالبه کردن از کسی
information on demand U اطلاعات با تقاضا
excess demand U تقاضای بیش از حد
measurement of demand U تخمین تقاضا
national demand U تقاضای ملی
offer and demand U عرضه و تقاضا
payable on demand U پرداخت عندالمطالبه
peak demand U حداکثر تقاضا
peak demand U بیشترین تقاضا
planned demand U تقاضای برنامه ریزی شده
quantity of demand U مقدار تقاضا
replacement demand U نیازمندیهای جایگزینی تقاضای جایگزینی پرسنل
supply and demand U عرضه و تقاضا
elastic demand U تقاضای کشش دار
demand elasticity U کشش تقاضا
demand frequency U نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
demand function U تابع تقاضا
demand accommodation U تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
demand meter U تقاضاسنج
demand note U مطالبه نامه
demand note U سفته
demand note U چک تمسک
demand accommodation U تعدیل درخواستها
demand forecast U پیش بینی تقاضا
demand paging U در سیستم ذخیره مجازی انتقال یک صفحه از حافظه به حافظه واقعی به هنگام نیازمندی است
demand paging U صفحه بندی مورد نیاز
demand paging U صفحه بندی تقاضا
demand pattern U الگوی تقاضا
demand for payment U تقاضای پرداخت
money demand U تقاضا برای پول
demand for money U تقاضا برای پول
demand deposit U سپرده جاری
demand deposit U سپرده دیداری
demand elasticity U درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
demand factor U ضریب تقاضا
demand factors U عوامل تقاضا
demand deposit U سپرده بانکی که بدون چک میتوان برداشت کرد
demand factors U عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
demand factors U جمعیت سلیقه قیمت کالاهای دیگر
demand curve U منحنی تقاضا
demand code U شماره رمزبرگ درخواست
demand factors U پیش بینی قیمت کالا در اینده توزیع درامد جامعه
demand code U رمز درخواست
demand price U حداکثر قیمتی که خریداران کل را در بازار بخصوص جذب میکند
composite demand U تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
elastic demand U تقاضای با کشش
demand satisfaction U تحویل اماد مورد نیاز
demand schedule U جدول تقاضا
change in demand U تغییر تقاضا
demand surface U میزان تقاضا
demand surface U سطح تقاضا
demand shift U جابجائی تقاضا
demand shift U انتقال تقاضا
demand side U طرف تقاضا
demand shift U تغییر تقاضا
demand satisfaction U تحویل درخواستها
derived demand U تقاضای مشتق شده
effective demand U تقاضای موثرعبارت است از مقدار کالائی که خریداران در قیمتهای موجود مایل و قادر به خریدان هستند
effective demand U تقاضای موثر
demand processing U پردازش بر اساس نیاز
composite demand U تقاضای مرکب
complementary demand U تقاضای تکمیلی
demand report U گزارشی که به هنگام نیازتولید میشود
complementary demand U تقاضای مکمل
demand management U مدیریت تقاضا
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
demand side U ستون تقاضا
arc elasticity of demand U = Eنسبت فوق نسبت مقدار تقاضابه قیمت کالاست
transaction demand for money U تقاضای معاملاتی برای پول تقاضا برای پول بمنظورمبادلات
arc elasticity of demand U *
arc elasticity of demand U /
pressure demand regulator U رگولاتورتنظیمفشار
To demand prompt payment. U تقاضای پرداخت فوری کردن
by popular [demand] request U درخواست توده پسند
cross elasticity of demand U درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از :
cross elasticity of demand U *
cross elasticity of demand U = Eab
arc elasticity of demand U کشش کمانی تقاضا
chemical oxygen demand U نیاز شیمیایی اکسیژن
biological oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
biochemical oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
demand and supply market U بازار عرضه و تقاضا
cross elasticity of demand U کشش متقاطع تقاضا
market demand schedule U صورت تقاضاهای خریدارجزء در بازار
maximum demand meter U تقاضاسنج
marginal demand price U قیمت تقاضای نهائی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com