Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
agents of production
U
عوامل تولید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
agents
U
نماینده
agents
U
پیشکار
agents
U
واسطه
agents
U
ارگان
agents
U
گماشته وکیل
agents
U
ماده
agents
U
مامور
agents
U
عنصر
agents
U
نماینده عامل شیمیایی خرج
agents
U
عامل اطلاعاتی
agents
U
واسطه عامل
agents
U
کاگزار
agents
U
عامل
agents
U
وکیل
agents
U
فرستنده
agents
U
نرم افزار کارایی و اطلاعات آماری را درباره ایستگاههای کاری به مدیریت مرکزی شبکه ارسال میکند
agents
U
برنامه یا نرم افزاری که روی یک ایستگاه کاری در شبکه اجرا میشود
agents
U
مجموعهای از دستورات یا اعمال که خودکار روی یک داده یا فایل مشخص اعمال می شوند
secret agents
U
جاسوس
oxydizing agents
U
مواد اکسید کننده در رنگرزی و یا محیط
natural agents
U
عوامل طبیعی
free agents
U
بازیگر بدون قرارداد
travel agents
U
سفر ارا
travel agents
U
سفرچین
travel agents
U
بلیط فروش سرویس مسافری اژانس مسافرتی
double agents
U
عامل اطلاعاتی دو جانبه
agents provocateurs
U
مامور اگاهی که با لباس مبدل در باندی کار میکند
secret agents
U
مامور مخفی
surface active agents
U
مواد فعال در سطح
to act through primary agents
U
به وسیله پاسخگویان اصلی عمل کردن
production
U
فرآورده کارگاه
over production
U
عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
over production
U
محصول زیادی
production
U
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production
U
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production
U
حاصل دادن
production
U
تولید کردن
production
U
ایجاد
production
U
تولید
production
U
فراورده محصول
production
U
استخراج
production
U
فراوری
production
U
عمل اوری ساخت
production
U
ارائه
production
U
اقامه
production
U
ساخت مواد برای فروش
production
U
تولید دستهای
production
U
تولید حجم بزرگ محصولات
production
U
سرعت ساخت محصول
production
U
کنترل ساخت یک محصول
production
U
محصول عمل
production
U
ارائه ساخت
production
U
تولید محصول
production program
U
برنامه تولید
production process
U
روند ساخت
production programme
U
برنامه تولید
production routine
U
روال تولید
production rule
U
قاعده
production rule
U
تولید
production technique
U
فن تولید
production technique
U
روش فنی تولید
production account
U
حساب تولید
production base
U
مبنای تولید یا تولیدات ملی
production process
U
جریان تولید
production process
U
فرایند تولید
production planning
U
برنامه ریزی تولید
power of production
U
نیروی تولید
production index
U
شاخص تولید
production management
U
مدیریت تولید
production run
U
اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
production method
U
روش تولید
production missile
U
موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production of oil
U
استخراج نفت
production overheads
U
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
production part
U
بخش تولید
production period
U
دوره تولید
pilot production
U
تولید نمونه
production capacity
U
فرفیت تولید
production coefficient
U
ضریب تولید
scale of production
U
مقیاس تولید
series production
U
سری سازی
surplus production
U
تولید اضافی
surplus production
U
مازاد تولید
surplus production
U
فزونی تولید
track production
U
فهور هدف
track production
U
شروع تعقیب هدف
volume of production
U
حجم تولید
electricity production
U
تولیدالکتریسیته
production adviser
مشاوره محصولات
production desk
U
میزمحصولات
production of sound
تولیدات صدا
roundabout production
U
تولید با کارائی بیشتر
relations of production
U
رابطه تولید
production control
U
کنترل تولید
production cost
U
هزینه تولید
production cost
U
ارزش ساخت
production efficiency
U
کارائی تولید
production efficiency
U
کارائی در تولید
production engineer
U
مهندس تولید
production facility
U
سهولت تولید
production frontier
U
مرز تولید
production function
U
تابع تولید
production gap
U
شکاف تولید
production time
U
زمان تولید
production time
U
زمان ساخت
production platform
U
سکویتولیدات
census of production
U
امار سرشماری
full production
U
تولید در حداکثرفرفیت
bulk production
U
تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
branches of production
U
رشتههای تولید
ingot production
U
تولید شمش
branches of production
U
شاخههای تولید
batch production
U
تولیدانبوه
flow of production
U
گردش تولید
production line
U
خط تولید
mass production
U
بس فراوری
mass production
U
تولید بمقدارزیاد
full production
U
تولید کامل
forces of production
U
نیروهای تولید
food production
U
تولید غذا
cost of production
U
هزینه تولید
elasticity of production
U
کشش تولید
energy production
U
تولید انرژی
energy production
U
تولید نیرو
census of production
U
امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
factor of production
U
عامل تولید
factory production
U
تولید کارخانهای
census of production
U
امارگیری در خصوص تولید
flow of production
U
جریان تولید
bulk production
U
تقسیم سوخت درفروف کوچک
mass production
U
تولید ماشینی
mass production
U
تولید انبوه
mode of production
U
شیوه تولید
mode of production
U
طرز تولید
production factors
U
عوامل تولید
factors of production
U
عوامل تولید
pair production
U
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
mass-production
U
تولید انبوه
period of production
U
دوره تولید
production lines
U
خط تولید
aliterary production
U
فراورده یا محصول ادبی تالیف
mode of production
U
وجه تولید
batch production
U
تولید زیاد یک نوع کالا
an artistic production
U
عمل یا کار صنعتی
means of production
U
ابزار تولید
means of production
U
وسایل تولید
mechanical production
U
تولید ماشینی
aliterary production
U
تصنیف
He works in the production section .
U
درقسمت تولید کار می کند
To step up ( increase ) production.
U
سطح تولید رابالابردن
steps in the production of electricity
U
مراحلتولیدالکتریسیته
production control room
U
اتاقکنترلمحصولات
aggregate production function
U
تابع تولید کل
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
production of electricity by the generator
U
الکتریسیتهتولیدشدهبوسیلهژنراتور
pig iron production
U
تولید اهن خام
production possibility curve
U
منحنی امکانات تولید
production possibility frontier
U
مرز امکانات تولید
nuclear power production
U
تولید انرژی هستهای
non specific factors of production
U
عوامل غیر اختصاصی تولید
production possibility bondary
U
مرز امکانات تولید
production planning and control
U
برنامه ریزی و کنترل تولید
net primary production
U
تولید خالص نخستین
multi stage production
U
تولید چند مرحلهای
mass production of goods
U
تولید توده وار کالا
mass production of goods
U
تولید انبوه کالا
production resource planning
U
برنامه ریزی منابع تولید
mobility of factors of production
U
تحرک عوامل تولید
fixed production coefficients
U
ضرایب تولید ثابت
production video switcher
U
دکمهنمایشگرمحصولات
homogeneous production function
U
تابع تولید همگن
index of industrial production
U
شاخص تولید صنعتی
labor intensive production
U
تولید کاربر
piece production cost
U
ارزش تولید قطعه
production indifference curve
U
منحنی بی تفاوتی تولید
pilot line production
U
تولید به حداقل در کارخانجات نظامی
production/export riser system
U
صادراتدستگاهپایه
production/export riser system
U
تولیدات
large scale production method
U
روش تولیدبه مقیاس وسیع
production of electricity from solar energy
U
دستیابیبهالکتریسیتهبوسیلهانرژیخورشیدی
production of electricity from nuclear energy
U
تولیدالکتریسیتهازانرژیهستهای
linear homogenous production function
U
تابع تولید خطی همگن
large scale production method
U
روش تولیدانبوه
cobb doglas production function
U
ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com