English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 15 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
afraid U هراسان
afraid U ترسان
afraid U ترسنده ترسیده
afraid از روی بی میلی
afraid U متاسف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to be afraid U بیم داشتن
to be afraid U ترسیدن
i am afraid of him از او میترسم.
to be afraid [of] U ترس داشتن [از]
to be afraid of one's own shadow . از سایه خود هم ترسیدن .
Are you afraid of snakes? U شما از مار می ترسید؟
We were afraid lest she should get here too late . ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
He is afraid of his own shadow. ازسایه خودش می ترسد . [خیلی ترسو است.]
There is nothing to be afraid of in driving. رانندگی که ترس ندارد.
Some children are afraid of the dark. بعضی بچه ها از تاریکی می ترسند.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com