English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
advanced rigging U ملوانی پیشرفته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rigging U وسایل باربندی بکسلهای ناو
rigging U باربندیها
rigging U اسباب
rigging U مجموع طناب و بادبانهای کشتی
rigging U طنابهای نگهدارنده دکل
aircraft rigging U تنظیم نهایی هواپیما
brake rigging U اتصالات ترمز لوکوموتیو تقویت کنندههای ترمزلوکوموتیو
ballot rigging U تقلبدر انتخابات
rigging position U وضعیت هواپیما که دران محورعرضی و یک محورطولی اختیاری در یک صفحه افقی قرار دارند
standing rigging U بکسلهای ثابت
rigging tab U بالچهای که روی زمین تنظیم میشود
rigging wire U سیمنگهدارندهدکل
masts and rigging U دکلوطنابها
rigging warrant U فهرست وسایل
standing rigging U طنابهای ثابت
cable rigging tension chart U جدولی که ارتباط بین تنش کابل کنترل و درجه حرارت رانشان میدهد
advanced U جلویی مقدم
advanced course U دوره عالی
advanced U Protocol CommunicationControl Dataپروتکل پیشرفته کنترل ارتباطات
advanced U یک نوع واسط استاندارد برای CD-ROMها
advanced U که به سیستم عامل اجازه میدهد سخت افزارهای مناسب را خودکار تشخیص دهد
advanced U سیستم نرم افزاری
advanced U روش ذخیره سازی داده روی دیسک سخت که سریع تر و کاراتراز RLL است
advanced U پروتکلهای IBM که امکان اتصال Peer-to-Peer را بین ایستگاههای کاری متصل به شبکه SNA فراهم می کنند که LU هم نامیده می شوند
advanced U عالی
advanced U بسیار پیچیده و مشکل برای یادگیری
advanced U پیشرفته
advanced U جلوافتاده
advanced U ترقی کرده پیش افتاده
advanced پیشرفته
advanced U برنامهای با الگوهای پیچیده برای کاربر با تجربه
advanced timing U ادوانس
advanced work U استحکامات اصلی ساختمان
advanced ignition U اوانس احتراق
advanced level U پیشرفته
advanced level U پایه مهارت عالی در سطح عالی
advanced pawn U پیاده پیش رفته
advanced countries U کشورهای پیشرفته کشورهای توسعه یافته
advanced pawn U پیادهای که از نیمه صفحه گذر کرده باشد
advanced capitalism U سرمایه داری پیشرفته
advanced basic U بیسیک پیشرفته
advanced individual training U اموزش تکمیلی انفرادی
The date of the meeting has been advanced. U تاریخ جلسه جلو افتاده است
advanced landing field U پایگاه فرود مقدم
Advanced Technology Attachment U خصوصیتی در ATA توسعه یافته توسط Quantum Lorp که حاوی واسط استاندارد سریع برای ارسال چندین مگابایت داده است
advanced fleet anchorage U لنگرگاه مقدم ناوگان
advanced landing field U پایگاه هوایی مقدم
advanced unit training U اموزش تکمیلی واحد اموزش تکمیلی یکان
Advanced Technology Attachment U حالت معمول از واسط SCSI که تحت نام IDE هم شناخته شده است
Advanced Technology Attachment U واسط استاندارد برای اتصال دیسک سخت یا CD-ROM به کامپیوتر
Advanced Technology Attachment U واسط واسط استاندارد که به ROM-CD را درایو نوار اجازه میدهد به پورت ATA متصل شود
Advanced Technology Attachment U مگابایت دار ثانیه دارد
advanced progressive matrices test U ازمون ماتریسهای مدرج پیشرفته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com