English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 173 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
advance march U فرمان پیش
advance march U پیشروی حرکت به جلو
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
march U راه پیمایی
to march forth U پیش رفتن
march U پیش روی گام به گام شمشیرباز
march U راهپیمایی کردن قدم رو کردن موزیک نظامی راهپیمایی
march U راه رفتن
march U تاختن بر
march U نظامی وار راه رفتن پیشروی کردن
march U قدم روکردن
march U ماه مارس راه پیمایی کردن
march U پیشروی
march U سیر روش
march U موسیقی نظامی یا مارش
march U گام نظامی
march U قدم برداری
march U قدم رو
frog-march U غوک واربردن
route march U راهپیمایی در روی جاده راهپیمایی پیاده فرمان قدم راه
administrative march U راهپیمایی اداری
admirals' march U سلام تیمساری
frog march U غوک واربردن
march outpost U نگهبان ستون راهپیمایی پاسدار ستون طلایه یا جلودارستون راهپیمایی
march past U رژه
march past U رژه رفتن
march unit U یکان راهپیمایی
march unit U قسمتی ازستون راهپیمایی
motor march U راهپیمایی موتوری راهپیمایی با خودرو
march order U ترتیب حرکت دستورراهپیمایی
march order U دستورحرکت
close march U راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
counter march U تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
dead march U اهنگ عزا
dead march U موزیک عزا
dead march U مارش عزا
forward march U فرمان قدم رو فرمان پیش
march order U ف__رمان ح__اضر به راه
forward march U قدم رو
march column U ستون راهپیمایی
march of events U جریان یا سیر حوادث
march order U حاضر براه کردن
approach march U راهپیمایی برای تقرب به دشمن راهپیمایی برای تماس با دشمن
quick march U راهپیمایی تند
funeral march U راه پیمایی درمراسم جنازه
to march past U رژه رفتن
march order U ترتیب راهپیمایی
to steal a march on any one U بر کسی پیشدستی کردن یاسبقت جستن
tactical march U انتقال جنگی
tactical march U نقل
tactical march U حرکت جنگی
right oblique march U میل به راست رو
quick march U گام برداری تند
quick march U مارش تند
quick march U قدم رو
rate of march U نواخت حرکت
rate of march U سرعت حرکت اهنگ حرکت اهنگ راهپیمایی
rate of march U نواخت راهپیمایی
left flank march U سمت چپ رو
double times march U قدم دو
left flank march U فرمان سمت چپ رو
left oblique march U فرمان میل به چپ رو
left oblique march U میل به چپ رو
double times march U بدو رو
to try to stop the march of time U تلاش به جلوگیری از گذشت زمان کردن
Aries the Ram (March 21 ) U برجحمل
advance U ترفیع رتبه دادن
advance U مساعده دادن
in advance <adv.> U از قبل
in advance <adv.> U پیشاپیش
advance U پیشروی
advance U بهبود
advance U پیشرفت
in advance <idiom> U سرساعت
advance U پیشرفت
advance U حرکت دادن چیزی به جلو
advance پیش پرداخت
advance U پیش برق
advance U عالی
advance U ترقی کردن پیش پرداخت
advance U پیشروی پیشروی کردن
advance U پیشرفت طولی ناو
advance U مقدم
advance U اعتبار
advance U پیش افتادن پیش افتادگی
advance U پیش رفتن
advance U راندن
advance U پیشروی بسوی دروازه راهیابی به دور بعد پیشروی
advance course U دوره عالی
advance U پیشرفت پیشروی
advance U حرکت به جلو
advance U جلو
advance پیشنهاد کردن
advance U طرح کردن
advance U اقامه کردن
advance U تسریع کردن
advance ترقی دادن
advance U جلو رفتن
advance U جلوبردن
advance U مساعده
advance ازپیش فرستاده شده
advance U قبلا تجهیز شده
advance U قبلا تهیه شده
advance U پیشرفت
advance U ترقی مساعده
advance U وام
advance U پیش پرداخت
advance پیشروی
advance U پیش بردن
advance cracking U ترکهای عمیق
money in advance U پیش پرداخت مساعده
money in advance U بیعانه
advance point U قسمت نوک
pay in advance U پیش قسط دادن
velocity of advance U تندی پیشرفت
speed of advance U سرعت پیشروی
advance guard U پیشرو
payment in advance U پیش پرداخت
payment in advance U پیش پرداخت کردن
payable in advance U قابل پیش پرداخت
pay in advance U پیش پرداخت کردن
paper advance U جلو رفتن کاغذ
bank advance U وام بانکی
advance purchase U خرید سلف
advance section U قسمت جلویی
advance sign U علامت اوانس
advance to contact U پیشروی برای اخذ تماس
advance variation U واریاسیون پیشروی پیاده دردفاع فرانسوی
announce in advance U از پیش اعلام کردن
advance guard U پیش لشکر پاسدار
axis of advance U محور پیشروی
advance point U قسمت سر جلودار
advance point U گروه نوک
advance guard U طلایه
advance observer U دیدبان مقدم
advance observer U دیدبان جلو
advance officer U افسر جلودار ستون
advance organizer U پیش سازمان دهنده
advance party U گروه پیشرو
advance party U قسمت پیشرو
advance payment U پیش پرداخت
advance section U قسمت مقدم در منطقه مواصلات
buy in advance U پیش خرید کردن
hand advance U میزان کردن دستی
advance freight U پیش پرداخت کرایه حمل
advance detachment U قسمت سرجلودار
advance by echelon U پیشروی رده به رده
advance by echelon U حرکت رده به رده
advance by bounds U پیشروی خیز به خیز
advance force U نیروی پیشروی
advance force U نیروی جلودار اب خاکی
advance gruard U جلودار
advance gruard U یکان جلودار
advance guard U پیش قراول
advance base U پایگاه جلو
advance base U پایگاه مقدم صحنه عملیات
advance by bounds U حرکت خیز به خیز
advance gruard U طلایه
advance gruard U پیش قراول
advance detachment U قسمت پیشرو
advance of defensive line U در جلو خطوط پدافندی
advance command post U پاسگاه فرماندهی جلو
to advance the hand of a clock U عقربه ساعت را جلو کشیدن
spark advance & retard U میزان کردن جرقه
automatic timing advance U تنظیم کننده خودکار
semi automatic advance U میزان کردن نیم خودکار
automatic spark advance U میزان کردن خودکار
synchronous phase advance U خازن همزمان
advance individual training آموزش تکمیلی انفرادی
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
paper advance setting جایگاه پیشرفته ورق
To make advance [overtures] منت کشیدن [برای آشتی]
advance resistance wire U سیم ادونس
advance command post U پاسگاه رده جلو
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com