Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
adjustable
U
قابل تطبیق
adjustable
U
قابل تنظیم
adjustable
U
تنظیم پذیر
adjustable
U
تعدیل پذیر
adjustable
<adj.>
U
قابلیت تنظیم قسمت های مختلف دار قالی
angular adjustable
قابل تنظیم بطور زاویه ای
adjustable wrench
آچار فرانسه
vertically adjustable
قابلیت تنظیم عمودی
adjustable antenna
آنتن قابل تنظیم
adjustable buckle
سگک قابل تنظیم
adjustable thermostat
U
دماپای تنظیم پذیر
adjustable condenser
U
خازن متغیر
adjustable stabilizer
U
تثبیت کننده افقی قابل تنظیم هواپیما
adjustable resistance
U
مقاومت متغیر
adjustable plane
U
رنده درجه دار
adjustable parameter
U
پارامتر تنظیم پذیر
adjustable lever
U
اهرم قابل تنظیم
adjustable gib
U
پشت بند قابل تنظیم
adjustable dimension
U
بعد تعدیل پذیر
adjustable coupling
U
جفتگیری متغیر
adjustable catch
دستگیره قابل تنظیم
adjustable channel
مجرای قابل تنظیم
adjustable shelf
صفحه متحرک
adjustable stop
U
توقف قابل تنظیم
[مهندسی]
adjustable seat
صندلی متحرک
adjustable spanner
U
آچارفرانسه
adjustable strap
بند شلوار پیش سینه دار که قابل تنظیم است
adjustable support
پایه متحرک
adjustable lamp
چراغ مطالعه قابل تنظیم
adjustable frame
چهارچوب قابل تنظیم
adjustable clamp
گیره قابل تنظیم
adjustable wheel
U
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
adjustable double endwrench
آچار شش گوش قابل تنظیم دوبل
adjustable leaping weir
سر ریز آب باران با تیغه متحرک
adjustable nut wrench
آچار فرانسه
adjustable pitch propeller
U
ملخ با گام قابل کنترل
adjustable proportional module
U
نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
adjustable speed motor
U
موتور با دور متغیر
adjustable ceiling fixture
آویز سقفی متحرک
adjustable waist tab
نوار دور کمر قابل تنظیم
ground adjustable propeller
ملخی که گام آنرا تنها ازخارج و روی زمین میتوان تغییر داد و نه در حال پرواز
continuous adjustable transformer
U
مبدل تنظیم پذیر
inductor with adjustable air gap
U
پیچک با فاصله هوائی قابل تنظیم
adjustable conduit attachment fixture
آویز متحرک
square-jawed adjustable spanner
تنظیم دهانه آچار پیچ گوشتی
split up
<idiom>
U
جداشدن
to split the d.
U
میانه را گرفتن
to be split
[over something]
[with somebody]
U
مخالفت کردن
[با کسی]
[سر چیزی]
split up
U
از هم جدا شدن از هم پاشیدن
split
U
جدا شدن از گروه
split up
U
پاره شدن
split t
U
نوعی طرح تهاجمی شبیه به جبهه تی
do split
U
ضربهای در بولینگ که میله جلو و 7 یا 01 را جا می گذارد
to be split
[over something]
[with somebody]
U
موافقت نکردن
[با کسی]
[سر چیزی]
split up
U
شکستن
to be split
[over something]
[with somebody]
U
ناسازگاری کردن
[با کسی]
[سر چیزی]
split
U
انشعاب
split
U
میلههای باقیمانده
split second
U
ان
split
U
چاک
split
U
پا باز
split
U
وزنه برداری یکضرب فرانسوی
split
U
یک پا جلوو یک پا به عقب
split
U
از جبهه دورافتادن
split
U
شکافتن
split
U
دو نیم کردن
split
U
ترک برداشتن تقسیم کردن
split
U
ترک
split second
U
قسمتی از ثانیه
split
U
از هم جدا کردن
split
U
دونیم کردن
split
U
دوبخشی شکافتن
split
U
مساوی
split
U
شکاف
split
U
نفاق
to split hairs
U
نکته گیری کردن
split screen
U
صفحه شکسته
to split the difference
U
تفاوت میان دو چیز را دو نیم کردن
to split the difference
U
میانه را گرفتن مصالحه کردن
to split one's sides
U
از خنده روده برشدن
split screen
U
صفحه شکافته
split wheel
U
نیم چرخ
to split hairs
U
باریک بین شدن
split wheel
U
چرخ نیمه یا نصفه
split window
U
پنجره تقسیم بندی شده
straddle split
U
وضع باز پاها به طرفین
to split hairs
U
موشکافی کردن
split screen
U
نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد
split-level
U
چند سطحی
split bet
U
شرطدوحالته
split ticket
<idiom>
U
انتخاب افراد سیاسی برای رای
split the difference
<idiom>
U
واریز اختلاف پول
split hairs
<idiom>
U
فرق گذاشتن
banana split
U
نوعیدسر همراهباموز-بستنیوآجیل
to split open
U
با دو نیم شدن
[از هم جدا شدن]
باز کردن
split link
U
چاکشاخهایرابط
split infinitive
U
مصدری که در میان خودان وعلامت ان واژه دیگری اورده باشندچون like to
split infinitives
U
مصدری که در میان خودان وعلامت ان واژه دیگری اورده باشندچون like to
split-level
U
سه نیم اشکوبی
split personality
U
تعدد شخصیت شخصیت دو نیم
split bricks
U
بریدن اجر
split bricks
U
اره کردن اجر
split cameras
U
دوربینهای زوجی دوربینهای دوقلو
split decision
U
رای اکثریت داوران
split end
U
گیرنده توپ در انتهای خط جبهه
split hair
U
موشکافی
split screen
U
صفحه نمایش دوبخشی
split jump
U
پرش از لبه عقبی یک پا بانیم چرخش و پرتاب پا به بالا وبرگشت
split jump
U
پرش روسی
split brain
U
دوپاره مخ
split peas
U
لپه
split-screen
U
صفحه نمایش دوبخشی
split-screen
U
صفحه نمایش تقسیم شده
baby split
U
وضعی که میلههای 2 و 7 یا3 و 01 بولینگ باقی می ماند
split-screen
U
صفحه تقسیم بندی شده
split-screen
U
صفحه شکسته
split-screen
U
نرم افزارای که صفحه نمایش را به دو یا چند محل مستقل تقسیم میکند تا دو فایل متن متن یا گراف را در یک فایل متن نشان دهد
lickety split
U
باعجله
lickety split
U
باسرعت وتعجیل
pocket split
U
باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
split lean
U
پا باز نشسته و تماس سینه ژیمناست با زمین
split line
U
خط قالب
split pea
U
نخود دولپه
split risk
U
تفکیک خطر
split shift
U
تقسیم ساعات کار بدو یا چندقسمت
split spoon
U
قاشق نمونه برداری
split-screen
U
صفحه شکافته
split tackle
U
تکل قیچی
split the uprights
U
امتیاز ضربه با پا را پس ازامتیاز تماس بدست اوردن
split trail
U
سهم باز
split unit
U
یکان جدا شده یا مجزا شده
split screen
U
صفحه نمایش تقسیم شده
split screen
U
صفحه تقسیم بندی شده
split ring
U
فنر نمونه گیر
split pipe
U
ناو
split pea
U
لپه
split pen
U
میله لولا
split phase
U
انشقاق فاز
split pin
U
میله لولا
split pipe
U
نیم لوله
split phase motor
U
موتور با انشقاق فاز
split half method
U
روش دو نیمه کردن
split sound system
U
کانال صوتی دوگانه
split pole motor
U
موتور با قطب چاکدار
don't split hairs this much
<idiom>
U
مو را از ماست نکشید
don't split hairs this much
<idiom>
U
خیلی مته روی خشخاش نگذارید
two columns split bet
U
شرطشکافتندوستون
split side ring
U
لبه فنر جدا شدنی
split pole converter
U
تبدیل گر با انشقاق قطب
split anode magnetron
U
ماگنترون با اند چند تیغهای
split pole motor
U
موتور کمکی
two dozens split bet
U
دوتادوجینشرط
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com