Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
additional production personnel
عوامل دیگر تولد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
additional
U
اضافی
additional
U
افزوده
additional
U
آنچه جمع شده یا اضافه است
additional
<adj.>
U
مکمل اضافی
additional outlet
U
انشعاب اختصاصی
additional protocol
U
مقاوله نامه اضافی یا تکلمه
additional outlet
آبگیر اضافی
additional score
U
نمره اضافی
additional moment
U
لنگر مکمل
additional charges
U
خرجهای اضافی
additional charges
U
اتهامات اضافی
additional bending moment
U
لنگر خشمی مکمل
additional costs
[expenses]
U
هزینه های اضافی
additional costs
[expenses]
U
هزینه نهایی
additional bed
[accommodation of persons]
U
تخت خواب اضافه
personnel
U
کارگزینی
personnel
U
کارمندان
personnel
U
استخدامی
personnel
U
کارمندان مجموعه کارمندان یک اداره اداره کارگزینی
personnel
U
کارکنان
personnel
U
افراد
personnel
U
کارکنان یاخدمه وسایل جنگی
personnel
U
پرسنل
personnel training
U
اموزش کارکنان
personnel psychology
U
روانشناسی استخدامی
personnel section
U
کارگزینی
personnel section
U
قسمت پرسنلی
technical personnel
U
کادر فنی
personnel selection
U
کارمند گزینی
personnel officer
U
افسر پرسنل
personnel services
U
خدمات کارمندی
personnel status
U
وضعیت پرسنلی
carreer personnel
U
پرسنل کادر ثابت
personnel status
U
وضع افراد
personnel officer
U
افسر اجودانی
personnel management
U
اداره کردن پرسنلی
personnel management
U
مدیریت پرسنلی
personnel management
U
مدیریت استخدام
personnel development
U
برنامه ریزی استخدامی
personnel ceiling
U
سقف استعداد مجاز پرسنلی
personnel authorization
U
جدول پرسنلی مجاز
personnel carrier
U
خودرو نفربر
personnel carrier
U
نفربر
personnel authorization
U
سطح پرسنلی مجاز
overhead personnel
U
پرسنل اضافی یا اضافه برسازمان
operating personnel
U
افرادی که با یک دستگاه کار می کنند یا قسمتی را به کار می اندازند
personnel manager
U
مدیر استخدام
personnel monitoring
U
بازرسی بدنی از افراد
personnel monitoring
U
بازدیدافراد
enlisted personnel
U
طبقه افراد
enroute personnel
U
افراد پیوسته به یکان حین حرکت برای عملیات
enroute personnel
U
افرادمنتسب
enlisted personnel
U
افراد
operating personnel
U
پرسنل فعال
personnel officer
U
افسر رکن یکم
reimbursable personnel
U
پرسنل حقوق بگیر نظامی
filler personnel
U
افراد جایگزینی
filler personnel
U
افرادجایگزین
personnel services
U
خدمات پرسنلی
personnel monitoring
U
بازدید پرسنلی
enlisted personnel
U
پرسنل سرباز و درجه دار
army personnel system
U
سیستم عملیات پرسنلی نیروی زمینی
army personnel center
U
مرکز عملیات پرسنلی نیروی زمینی
bureau of naval personnel
U
اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
air force personnel with the army
U
پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
We dont have qualified personnel in this company.
U
دراین شرکت آدم حسابی نداریم
production
U
ساخت مواد برای فروش
production
U
ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
production
U
اقامه
production
U
تولید
production
U
تولید محصول
production
U
حاصل دادن
production
U
ایجاد
production
U
عمل اوری ساخت
production
U
استخراج
production
U
فراورده محصول
over production
U
محصول زیادی
production
U
محصول عمل
production
U
ارائه ساخت
production
U
فراوری
production
U
تولید کردن
production
U
فرآورده کارگاه
production
U
ارائه
over production
U
عمل اوزدن کالایی بیش ازاندازهای که بدان نیازمندی هست
production
U
تولید دستهای
production
U
تولید حجم بزرگ محصولات
production
U
سرعت ساخت محصول
production
U
کنترل ساخت یک محصول
production
U
الگوریتم فشرده سازی با کیفیت بالای ویدیویی با استفاده ترتیب ویدیویی تمام حرکتی DIV
production process
U
جریان تولید
production process
U
فرایند تولید
production part
U
بخش تولید
production period
U
دوره تولید
production overheads
U
هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
production of oil
U
استخراج نفت
production planning
U
برنامه ریزی تولید
power of production
U
نیروی تولید
production method
U
روش تولید
production index
U
شاخص تولید
production management
U
مدیریت تولید
production missile
U
موشک یکپارچه یا کامل که ازکارخانه به همان صورت تحویل میشود
production cycle
U
زمان یا دوره بافت یک فرش
[این دوره از زمان طراحی یا نقشه کشی شروع شده و به بافت کامل فرش منتهی می شود.]
series production
U
سری سازی
scale of production
U
مقیاس تولید
roundabout production
U
تولید با کارائی بیشتر
relations of production
U
رابطه تولید
production time
U
زمان ساخت
production time
U
زمان تولید
production gap
U
شکاف تولید
production function
U
تابع تولید
surplus production
U
تولید اضافی
surplus production
U
مازاد تولید
production platform
U
سکویتولیدات
production of sound
تولیدات صدا
production desk
U
میزمحصولات
production adviser
مشاوره محصولات
electricity production
U
تولیدالکتریسیته
volume of production
U
حجم تولید
track production
U
شروع تعقیب هدف
track production
U
فهور هدف
production frontier
U
مرز تولید
production facility
U
سهولت تولید
production engineer
U
مهندس تولید
production technique
U
فن تولید
production run
U
اجرای یک برنامه اصلاح شده که بطور معمول اهدافش راباتمام می رساند
production rule
U
تولید
production rule
U
قاعده
production routine
U
روال تولید
production programme
U
برنامه تولید
production program
U
برنامه تولید
production process
U
روند ساخت
production technique
U
روش فنی تولید
production account
U
حساب تولید
production efficiency
U
کارائی در تولید
production efficiency
U
کارائی تولید
production cost
U
ارزش ساخت
production cost
U
هزینه تولید
production control
U
کنترل تولید
production coefficient
U
ضریب تولید
production capacity
U
فرفیت تولید
production base
U
مبنای تولید یا تولیدات ملی
census of production
U
امارگیری در خصوص تولید
food production
U
تولید غذا
forces of production
U
نیروهای تولید
full production
U
تولید کامل
full production
U
تولید در حداکثرفرفیت
batch production
U
تولیدانبوه
ingot production
U
تولید شمش
batch production
U
تولید زیاد یک نوع کالا
flow of production
U
گردش تولید
an artistic production
U
عمل یا کار صنعتی
mass production
U
بس فراوری
mass production
U
تولید بمقدارزیاد
branches of production
U
شاخههای تولید
flow of production
U
جریان تولید
census of production
U
امار تخمینی تولیدات در یک کشور در مدت معین
census of production
U
امار سرشماری
bulk production
U
تقسیم سوخت درفروف کوچک
bulk production
U
تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
cost of production
U
هزینه تولید
elasticity of production
U
کشش تولید
energy production
U
تولید انرژی
energy production
U
تولید نیرو
branches of production
U
رشتههای تولید
factor of production
U
عامل تولید
factory production
U
تولید کارخانهای
mass production
U
تولید ماشینی
mass production
U
تولید انبوه
production factors
U
عوامل تولید
means of production
U
وسایل تولید
surplus production
U
فزونی تولید
factors of production
U
عوامل تولید
pair production
U
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
period of production
U
دوره تولید
agents of production
U
عوامل تولید
mass-production
U
تولید انبوه
production lines
U
خط تولید
production line
U
خط تولید
aliterary production
U
فراورده یا محصول ادبی تالیف
pilot production
U
تولید نمونه
aliterary production
U
تصنیف
mechanical production
U
تولید ماشینی
mode of production
U
شیوه تولید
means of production
U
ابزار تولید
mode of production
U
طرز تولید
mode of production
U
وجه تولید
steps in the production of electricity
U
مراحلتولیدالکتریسیته
production resource planning
U
برنامه ریزی منابع تولید
production video switcher
U
دکمهنمایشگرمحصولات
production of electricity by the generator
U
الکتریسیتهتولیدشدهبوسیلهژنراتور
production control room
U
اتاقکنترلمحصولات
aggregate production function
U
تابع تولید کل
He works in the production section .
U
درقسمت تولید کار می کند
To step up ( increase ) production.
U
سطح تولید رابالابردن
pilot line production
U
تولید به حداقل در کارخانجات نظامی
production possibility curve
U
منحنی امکانات تولید
multi stage production
U
تولید چند مرحلهای
net primary production
U
تولید خالص نخستین
mass production of goods
U
تولید توده وار کالا
production possibility bondary
U
مرز امکانات تولید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com