English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
actual resistivity U مقاومت حقیقی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
resistivity U مقاومت ویژه
resistivity U سته ویژه قابلیت مقاومت
resistivity U مقاومت اشیا
resistivity U ضریب مقاومت
resistivity U مقاومت مخصوص
apparent resistivity U مقاومت فاهری
electrical resistivity U مقاومت الکتریکی
electrical resistivity U مقاومت ویژه
lattice resistivity U مقاومت ویژه شبکه
low resistivity U مقاومت مخصوص کم
specific resistivity U مقاومت مخصوص
lattice thermal resistivity U مقاومت ویژه گرمایی شبکه
soil resistivity test U ازمودن زنگزدگی فلز
actual self U خود واقعی
actual U واقعی
actual U حقیقی
actual U فعلی
actual address U آدرس ذخیره سازی کامپیوتری که مستقیما و بدون هر گونه تغییری به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
actual argument U نشانوند واقعی
actual cost U هزینه واقعی
actual damage U خسارت واقعی
actual address U کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
actual address U تعداد متوسط بیت دادهای که در یک زمان مشخص ارسال شده اند
actual address U دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
actual temperature U درجهدمایواقعی
actual parameter U پارامتر واقعی
actual address U نشانی واقعی
actual velocity U سرعت واقعی
actual income U درامد واقعی
actual neurosis U روان رنجوری واقعی
actual movement U حرکت حقیقی
actual placement U قرار دادن بار در محل تخلیه و بارگیری
actual price U قیمت واقعی
actual expenses U مخارج واقعی
actual output U بازداده فعال
actual saving U پس انداز واقعی
actual carrier U موسسه حمل و نقل واقعی
actual loss U زیان واقعی
actual load U بار واقعی
actual key U کلید واقعی
actual investment U سرمایه گذاری واقعی
actual instruction U دستور العمل واقعی
actual output U دبی موثر
actual obligated space U محل یا جا در بارگیری دریایی
actual maximum flowline U ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
actual state of affairs U اوضاع کنونی
actual decimal point U نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
actual water income U اب ورودی موثر
actual state of affairs U اوضاع فصلی
actual total loss U کل زیان وارده
actual state of affairs U وضع فعلی
actual velocity of ground water U سرعت واقعی اب زیرزمینی
actual job [job held] [occupation held] U پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com