English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
actual investment U سرمایه گذاری واقعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
actual U فعلی
actual U حقیقی
actual U واقعی
actual self U خود واقعی
actual key U کلید واقعی
actual damage U خسارت واقعی
actual expenses U مخارج واقعی
actual income U درامد واقعی
actual instruction U دستور العمل واقعی
actual placement U قرار دادن بار در محل تخلیه و بارگیری
actual parameter U پارامتر واقعی
actual output U بازداده فعال
actual output U دبی موثر
actual neurosis U روان رنجوری واقعی
actual movement U حرکت حقیقی
actual price U قیمت واقعی
actual loss U زیان واقعی
actual load U بار واقعی
actual resistivity U مقاومت حقیقی
actual carrier U موسسه حمل و نقل واقعی
actual argument U نشانوند واقعی
actual velocity U سرعت واقعی
actual saving U پس انداز واقعی
actual temperature U درجهدمایواقعی
actual cost U هزینه واقعی
actual address U نشانی واقعی
actual address U دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
actual address U تعداد متوسط بیت دادهای که در یک زمان مشخص ارسال شده اند
actual address U کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
actual address U آدرس ذخیره سازی کامپیوتری که مستقیما و بدون هر گونه تغییری به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
actual water income U اب ورودی موثر
actual obligated space U محل یا جا در بارگیری دریایی
actual decimal point U نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
actual state of affairs U وضع فعلی
actual maximum flowline U ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
actual state of affairs U اوضاع کنونی
actual total loss U کل زیان وارده
actual state of affairs U اوضاع فصلی
actual velocity of ground water U سرعت واقعی اب زیرزمینی
investment U نیروگذاری
over investment U سرمایه گذاری بیش از حد
investment U مبلغ سرمایه گذاری شده
investment U مواد قالب گیری بسته سرمایه گذاری
investment U سرمایه گذاری
investment plan U برنامه سرمایه گذاری
investment opportunities U امکانات سرمایه گذاری
investment multiplier U ضریب فزاینده سرمایه گذاری
investment mulliplier U ضریب سرمایه گذاری
investment institutions U موسسات سرمایه گذاری
investment goods U کالاهای سرمایهای
investment function U تابع سرمایه گذاری
investment foundry U ریخته گی بسته
national investment U سرمایه گذاری ملی
replacement investment U استهلاک
net investment U سرمایه گذاری خالص
useful life of an investment U عمر مفیع یک سرمایه گذاری
unintended investment U سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
social investment U سرمایه گذاری اجتماعی
replacement investment U سرمایه گذاری جانشینی
rate of investment U نرخ سرمایه گذاری
primary investment U سرمایه گذاری اولیه
planned investment U سرمایه گذاری برنامه ریزی شده
investment credit U اعتبار طویل المدت
investment cost U هزینه سرمایه گذاری
capital investment U سرمایه گذاری ثابت
capital investment U به کار انداختن سرمایه
induced investment U سرمایه گذاری القائی
gross investment U سرمایه گذاری ناخالص
foreign investment U سرمایه گذاری خارجی
fixed investment U سرمایه گذاری ثابت
financial investment U سرمایه گذاری مالی
equity investment U مشارکت در سرمایه
autonomous investment U سرمایه مستقل از درامد ملی
autonomous investment U سرمایه گذاری مستقل
investment castings U قطعات ریخته گی بسته
investment castings U ریخته گی بسته
real investment U سرمایه گذاری واقعی
investment banks U بانکهای سرمایه گذاری
international investment U سرمایه گذاری بین المللی
intended investment U سرمایه گذاری مورد انتظار
industrial investment U سرمایه گذاری صنعتی
induced investment U سرمایه گذاری که پاسخگوی تغییرات و تحولات درامد ملی باشد
desired investment U سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
net fixed investment U سرمایه گذاری ثابت خالص
to get a good return on an investment U بازده سودمندی در سرمایه گذاریی بدست آوردن
net foreign investment U خالص سرمایه گذاری خارجی
marginal return of investment U بازدهی نهائی سرمایه گذاری
marginal efficiency of investment U کارائی نهائی سرمایه گذاری
margin efficiency of investment U بازده نهایی سرمایه گذاری
investment in human capital U سرمایه گذاری در نیروی انسانی
investment castings process U فرایند ریخته گی بسته
marginal efficiency of investment schedu U نمودار کارائی نهائی سرمایه گذاری
actual job [job held] [occupation held] U پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com