English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
actual income U درامد واقعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
actual water income U اب ورودی موثر
Other Matches
actual U واقعی
actual U فعلی
actual U حقیقی
actual self U خود واقعی
actual address U تعداد متوسط بیت دادهای که در یک زمان مشخص ارسال شده اند
actual expenses U مخارج واقعی
actual damage U خسارت واقعی
actual cost U هزینه واقعی
actual address U دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
actual carrier U موسسه حمل و نقل واقعی
actual address U آدرس ذخیره سازی کامپیوتری که مستقیما و بدون هر گونه تغییری به یک محل یا وسیله دستیابی دارد
actual address U کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اعمال میشود و فقط از آدرس ها و مقادیر مطلق استفاده میکند.
actual argument U نشانوند واقعی
actual instruction U دستور العمل واقعی
actual velocity U سرعت واقعی
actual saving U پس انداز واقعی
actual resistivity U مقاومت حقیقی
actual price U قیمت واقعی
actual placement U قرار دادن بار در محل تخلیه و بارگیری
actual parameter U پارامتر واقعی
actual output U بازداده فعال
actual output U دبی موثر
actual neurosis U روان رنجوری واقعی
actual movement U حرکت حقیقی
actual loss U زیان واقعی
actual load U بار واقعی
actual key U کلید واقعی
actual investment U سرمایه گذاری واقعی
actual address U نشانی واقعی
actual temperature U درجهدمایواقعی
actual state of affairs U اوضاع فصلی
actual state of affairs U اوضاع کنونی
actual state of affairs U وضع فعلی
actual total loss U کل زیان وارده
actual obligated space U محل یا جا در بارگیری دریایی
actual maximum flowline U ماکزیمم خط ابدهی حقیقی
actual decimal point U نقطه یا ممیز اعشاری واقعی
actual velocity of ground water U سرعت واقعی اب زیرزمینی
but for income U قسمتی از درامد که به علت دخالت عامل بخصوصی عایدشده
mean income U درامد متوسط
income U ورودیه جدیدالورود
his income U هر چه درامد داردخرج میکند
income U درامد
income U دخل
income U ریزش فهور
income U عایدات
income U مهاجر واردشونده
income U عواید
income U جریان
income U عایدی
net income U درامد خالص
nominal income U درامد اسمی
permanent income U درامد دائمی
overseas income U درامد از کشور یا کشورهای خارجی
ordinary income U درامد عادی
notional income U درامد خیالی
notional income U درامد فرضی
nonmonetary income U درامد غیر پولی
per capita income U درامد سرانه
income multiplier U ضریب فزاینده درامد
income per capita U درامد سرانه
income policy U سیاست درامدی
income policy U سیاست مربوط به درامدها
income velocity U دفعاتی که پول برای خرید کالای کامل جدیدی خرج شود
marginal income U درامد نهائی
labor income U درامدهای کار
live up to one's income U به اندازه درامد خود خرج کردن
income velocity U سرعت گردش پول
median income U درامد متوسط
money income U درامد پولی
money income U مزد و حقوق
national income U درامد ملی
income leakage U کسر درامد
personal income U درامد شخصی
temporary income U درامد موقتی
to rely on somebody for your income U از لحاظ درآمد وابسته به کسی بودن
a modest income U درآمدی متوسط
income support U پولیکهافرادکمدرآمدازدولتمیگیرند
windfall income U درامد باد اورده
wage income U درامدمربوط بکار
wage income U درامد بشکل دستمزد
unearned income U درامد ازمبنایی جز کار
unearned income U درامد باد اورده
the p of income to expenses U نسبت درامدبه هزینه
transitory income U درامدموقتی
transitory income U درامد انتقالی
transfer income U درامد انتقالی
taxable income U درامد مشمول مالیات
supplementary income U درامد تکمیلی
personal income U درامد سرانه
present income U درامد جاری
present income U درامد حال
property income U درامد ناشی از املاک ومستغلات
psychic income U درامد بی دردسر
psychic income U درامدحاصل از مشاغل ساده و بی دردسر
real income U درامد واقعی
real income U مقدار کالا وجنسی که خریدار با درامدمحدودش میتواند بخرد
redistribution of income U توزیع دوباره درامد
relative income U درامد نسبی
rental income U درامد ناشی از اجاره بها
stream of income U جریان درامد
total income U درامد کل
current income U درامد جاری
earned income U درامدحاصله از کار
economic income U درامد اقتصادی
fixed income U درامد ثابت
flow of income U جریان درامد
flow of income U گردش درامد
current income U درامد یک سال مالی
gross income U درامد ناخالص
earned income U درامد تحصیل شده
income distribution U توزیع درامد
distribution of income U توزیع درامد
current income U درامدیک دوره معین
deduction from income U کسور درامد
deferred income U درامدهای انتقالی
deferred income U پیش دریافت درامد
disposable income U درامد قابل تصرف
disposable income U درامدقابل استفاده
disposable income U درامد شخصی پس از مالیات و بیمه
business income U درامد خالص تجارتی
bunched income U درامد خدمات شخصی
annual income U درامد سالانه
income tax U مالیات بر درامد
disposable income U درامد دریافتی
income determination U تعیین درامد
income effect U اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
income effect U تناسب خرید با درامد
income tax U مالیات برعایدات
income forgone U درامد صرف نظر شده
income forgone U درامداز دست رفته
income leakage U نشت درامد
income taxes U مالیات برعایدات
imputed income U درامد ضمنی
imputed income U درامد انتسابی
income accounts حساب های درآمد
earned income U درامدکسب شده
income analysis U تحلیل درامد
income and expenditure U درامد و هزینه
income taxes U مالیات بر درامد
median income U درامد میانی
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
relative income hypothesis U براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
unequal distribution of income U توزیع نابرابر درامد
size distribution of income U توزیع درامد مقداری
uneven distribution of income U توزیع نابرابر درامد
absolute income hypothesis فرضیه درآمد مطلق
corporation income tax U مالیات بر درامد شرکتها
circular flow of income U جریان دوری درامد
size distribution of income U توزیع درامد برحسب مقدار
circular flow of income U گردش دورانی درامد
theory of income distribution U نظریه توزیع درامد
I have a steady monthly income. U درآمد ماهیانه ثابتی دارم
theory of income determination U نظریه تعیین درامد
relative income hypothesis U بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
regressive income tax U مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
real national income U درامد ملی به قیمت ثابت
national net income U درامد خالص ملی
national money income U درامد ملی پولی
national income determination U تعیین درامد ملی
national income analysis U تحلیل درامد ملی
gross national income U درامد ناخالص ملی
income and expenditure approach U مطالعه جریان پول و اثاراقتصادی ان
income consumption curve U منحنی درامد
marginal utility of income U مطلوبیت نهائی درامد
personal income tax U مالیات بر درامد شخصی
individual income tax U مالیات بر درامد شخصی
income velocity of money U سرعت گردش درامدی پول متوسط تعداد دفعاتی که یک واحد پول روی کالاها وخدمات در طول سال مصرف میشود
income elasticity of demand U کشش
income elasticity of demand U درامدی تقاضا
negative income tax U مالیات بر درامد منفی
functional distribution of income U توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
income elasticity of demand U تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
real national income U درامد ملی واقعی
debt income ratio U نسبت قروض به درامد ملی
proportional income tax U مالیات بر درامد تناسبی
property income tax U مالیات بر درامد ناشی ازمستغلات
progressive income tax U مالیات بر درامد تصاعدی
income consumption curve U مصرف
disposable personal income U درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
disposable personal income U پولی که اماده خرج کردن یاپس انداز باشد
personal disposable income U درامد قابل تصرف شخصی
permanent income hypothesis U مینامد میباشد . این تئوری یکی از تئوریهای جدیددر باره مصرف است
permanent income hypothesis U این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
net national income U درامد خالص ملی
nonneutralities of income taxation U خنثی نبودن مالیات بر درامد بی طرف نبودن مالیات بردرامد
permanent income hypothesis U فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
net factor income from abroad خالص درآمد عوامل از خارج
With meager income . I am working all day for a mere pittance . U با چندرغاز تمام روزکار می کنم
actual job [job held] [occupation held] U پیشه در حال حاضر نگه داشته شده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com