English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 186 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
absolute judgment U قضاوت مطلق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
judgment U رای
judgment U دادنامه
judgment U داوری دادرسی
judgment U قضاوت
judgment by d. U حکم غیابی
d. of judgment U روز داوری
d. judgment U حکم صریح یا روشن
judgment U حکم
value judgment U داوری ارزشی
judgment U فتوی
summary judgment U حکمی که علیه ضامن صادر میشود
enforcement of a judgment U اجرای حکم
ex parte judgment U حکم غیابی
reversal of judgment U فسخ رای
reversal of judgment U نقض حکم
judgment debt U محکوم به مالی
judgment by defult U حکم غیابی
object of judgment U محکوم به
pronouce a judgment U رای دادن
pocket judgment U سنددینی که بلافاصله پس ازسررسید بدون هیچ تشریفاتی قابل وصول و اجرا است
pass a judgment U حکم دادن
pass a judgment U رای دادن
pocket judgment U سند قطعی لازم الاجرا
pronouce a judgment U حکم دادن
arrest of judgment U سرباز زدن قاضی از صدورحکم پس از اعلام نظر هیات منصفه به علت مطالبی که درمدارک ارائه شده به نظررسیده و انهارا غلط یا قابل نقض قلمداد کند . به عبارت دیگر خودداری قاضی ازصدور رای است تا رفع اشتباهات موجود
declaratory judgment U حکم اشعاری
judgment on technicalities U حکم شکلی
declaratory judgment U حکمی است که در ان حقوق عدهای تثبیت واعلام میشود لیکن هیچ دستور اجراییی را که از نظراختتام دعوی موثر در مقام باشد متضمن نیست
enforceable judgment U رای قطعی
foreign judgment U رای دادگاه خارجی
foreign judgment U حکم دادگاه خارجی
judgment by default U حکم غیابی
judgment on procedural matters U حکم شکلی
absolute value U ارزش مطلق
absolute value U مقدار مطلق
absolute zero U صفر مطلق
absolute U ازاد
absolute value U قدر مطلق
absolute <adj.> U چاره نا پذیر
absolute استبدادی
absolute U غیر مقید
absolute U کامل
absolute U دایره نامحدود
absolute U مطلق
absolute U غیر مشروط
absolute مستقل
absolute خود رای
absolute U کامل قطعی
absolute <adj.> U غیر قابل امتناع
absolute U خالص
absolute آزاد از قیود فکری
absolute U مجرد
absolute <adj.> U صرف نظرنکردنی
absolute <adj.> U مطلق
absolute value U قدر مطلق [ریاضی]
absolute <adj.> U خالص
absolute <adj.> U حیاتی
absolute <adj.> U واجب
absolute <adj.> U حتمی
absolute <adj.> U لازم الاجرا
absolute <adj.> U اجتناب ناپذیر
absolute <adj.> U غیر مشروط
absolute <adj.> U ضروری
absolute temperature U دمای مطلق
absolute permeability U نفوذپذیری مطلق
absolute paths U مسیر نسبت به یک مبنا
absolute sensitivity U حساسیت مطلق
absolute pitch U زیر و بمی مطلق
absolute pressure U فشار مطلق
absolute poverty U فقر مطلق
absolute price U قیمت مطلق
absolute potential U پتانسیل مطلق
absolute priority U اولویت مطلق
absolute scale U مقیاس مطلق
absolute scale U مقیاس دمای مطلق
absolute unit U واحد مطلق
absolute vacuum U خلاء مطلق
It is an absolute chaos. U همه رشته کارها از دست در رفته است
absolute value function U تابع قدر مطلق [ریاضی]
monarchy absolute U حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
mean absolute deviation U انحراف میانگین
decree absolute حکم نهائی دادگاه
absolute zero entropy U انتروپی در صفر مطلق انتروپی صفر مطلق
unattainbility of absolute zero U دسترس ناپذیری صفر مطلق
absolute zaro U صفر مطلق
absolute volume U حجم مطلق
absolute volue U مقدار مطلق قدر مطلق
absolute volue U ارزش مطلق
absolute viscosity U گرانروی مکانیکی
absolute viscosity U گرانروی مطلق
absolute viscosity U لزجت مطلق
absolute velocity U سرعت مطلق
absolute address U اندازه یا مقدار یک عدد بدون توجه به علامت آن
absolute energy U انرژی مطلق
absolute deficiency U نقص مطلق
absolute coulomb U کولن مطلق
absolute coding U برنامه نویسی مطلق
absolute code U برنامه نویسی مطلق
absolute champion U قهرمان مطلق شطرنج
absolute ceiling حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
absolute authortity U اقتدار مطلق
absolute authortity U اختیار مطلق
absolute artesian well U چاه ارتزین مطلق
absolute deficiency U عدم کارائی مطلق
absolute density U چگالی مطلق
absolute deviation U انحراف مطلق
absolute efficiency U کارائی مطلق
absolute dud U گلوله اتمی عمل نکرده
absolute dry U کاملا" خشک
absolute drought U خشکی مطلق
absolute discharge آزادی مطلق
absolute deviation U انحراف اصابت گلوله تا مرکز هدف
absolute altitude U ارتفاع هواپیمانسبت به سطح زمین
absolute address U کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
absolute address U وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
absolute address U بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
absolute address محل یک شی در رابطه با مبدا
absolute address U تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
absolute address مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد
absolute address برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
absolute address U نشانی مطلق
absolute accommodation U انطباق مطلق
absolute address U مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
absolute address U برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
absolute address U مقدار یک خطا بدون توجه به علامت
absolute altitude U ارتفاع مطلق
absolute altimeter U ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
absolute altimeter U دستگاه ارتفاع سنج هواپیما
absolute alcohol U الکل مطلق
absolute advantage برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
absolute advantage U برتری مطلق
absolute address آدرس مطلق
absolute address U آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که فقط به یک محل دستیابی دارد
absolute address آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیله ای دستیابی دارد
absolute majority U اکثریت مطلق
absolute error U خطای مطلق
absolute paths U مسیر مطلق
absolute threshold آستانه مطلق
absolute limen آستانه مطلق
absolute liability U بدهی مطلق
absolute legal U قاعده تسلیط
absolute legal U or dominion exercise ofthe power property controlover
absolute joystick U سکان هدایت مطلق
absolute loader U بارکننده مطلق
absolute luminosity U درخشندگی مطلق
absolute monopoly U انحصار مطلق
absolute nullity U بطلان مطلق
absolute movement U حرکت مطلق
absolute monarchy U سلطنت مطلقه
absolute methanol U متانول مطلق
absolute measurement U اندازه گیری مطلق
absolute magnitude U قدر حقیقی
absolute magnitude U قدر مطلق
absolute filter U صافی میکرونی صافی میکروسکپی
absolute filter U صافی صد در صد
absolute configuration U پیکر بندی مطلق
absolute ether U اثر مطلق
absolute frequency U بسامد مطلق
absolute error U اشتباه مطلق تیراندازی
absolute error U اشتباه مطلق
absolute frequency U فراوانی مطلق
absolute humidity U رطوبت مطلق
absolute gravity U سنگینی مطلق
absolute height U ارتفاع نسبت به سطح دریا
absolute ethyl alcohol U اتیل الکل مطلق
approximate absolute temperature U دمای مطلق تقریبی
absolute cell reference U رجوع مطلق سل
absolute reaction rate U سرعت واکنش مطلق
instrument for absolute measurement U دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
absolute electrical units U واحدهای الکتریکی مطلق
multiple absolute prediction U پیش بینی چند متغیری مطلق
complex absolute value function U تابع مختلط قدر مطلق [ریاضی]
real absolute value function U تابع حقیقی قدر مطلق [ریاضی]
absolute boiling point U دمای جوش مطلق
absolute humidity of gas U رطوبت مطلق گاز
absolute system of units U دستگاه احاد مطلق
absolute system of units سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
absolute specific gravity U سنگینی ویژه مطلق
absolute temperature scale U مقیاس دمای مطلق
absolute temperature scale U مقیاس مطلق
absolute refractory period U دوره بی پاسخی مطلق
absolute refractive index U ضریب شکست مطلق
absolute index of refraction U ضریب مطلق شکست
absolute income hypothesis فرضیه درآمد مطلق
absolute system of electrical units دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com