Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 184 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
absolute advantage
U
برتری مطلق
absolute advantage
برتری مطلق یک کشور یا واحد تولیدی درعرضه یک محصول یا خدمت با هزینه ای کمتر از رقیب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
advantage
U
اوانتاژ
advantage
U
امتیاز
advantage
U
سودمند بودن
take advantage
U
سوء استفاده کردن از
take advantage
U
استیفاء
It is not to your advantage.
U
مقرون بصرفه نیست
take advantage of
<idiom>
U
به خود عمل کردن
advantage
U
نفع
advantage
U
تفوق
advantage
U
بهتری
advantage
مزیت دادن
advantage
سود
advantage
U
صرفه
advantage
فایده
advantage
U
مزیت
advantage
U
برتری
advantage
U
مفید بودن
law of advantage
U
قانون امتیاز
legitimate advantage
U
منفعت مشروع
mecanical advantage
U
نیرو دهی
mechanical advantage
U
مزیت مکانیکی
reasonable advantage
U
منفعت عقلائی
comparative advantage
U
برتری نسبی
advantage ground
U
موقعیت خوب
advantage by illness
U
بهره بیماری
comparative advantage
U
مزیت نسبی
To take advantage of an opportunity.
U
از فرصت استفاده کردن
To gain an advantage.
U
کسب امتیاز کردن
You might as well take advantage of the savings.
U
این مقدار پس انداز هم غنیمت است
principle of equal advantage
U
اصل مزیت برابر
home court advantage
U
امتیاز بازی در خانه
absolute
<adj.>
U
غیر قابل امتناع
absolute value
U
قدر مطلق
absolute value
U
ارزش مطلق
absolute value
U
مقدار مطلق
absolute zero
U
صفر مطلق
absolute value
U
قدر مطلق
[ریاضی]
absolute
<adj.>
U
چاره نا پذیر
absolute
استبدادی
absolute
U
ازاد
absolute
U
کامل
absolute
U
دایره نامحدود
absolute
U
مجرد
absolute
U
مطلق
absolute
مستقل
absolute
خود رای
absolute
U
کامل قطعی
absolute
U
خالص
absolute
U
غیر مشروط
absolute
آزاد از قیود فکری
absolute
U
غیر مقید
absolute
<adj.>
U
غیر مشروط
absolute
<adj.>
U
مطلق
absolute
<adj.>
U
خالص
absolute
<adj.>
U
حیاتی
absolute
<adj.>
U
واجب
absolute
<adj.>
U
حتمی
absolute
<adj.>
U
لازم الاجرا
absolute
<adj.>
U
اجتناب ناپذیر
absolute
<adj.>
U
ضروری
absolute
<adj.>
U
صرف نظرنکردنی
absolute measurement
U
اندازه گیری مطلق
absolute price
U
قیمت مطلق
absolute scale
U
مقیاس مطلق
absolute scale
U
مقیاس دمای مطلق
absolute movement
U
حرکت مطلق
absolute pressure
U
فشار مطلق
absolute poverty
U
فقر مطلق
absolute nullity
U
بطلان مطلق
absolute paths
U
مسیر مطلق
absolute monopoly
U
انحصار مطلق
absolute monarchy
U
سلطنت مطلقه
absolute paths
U
مسیر نسبت به یک مبنا
absolute permeability
U
نفوذپذیری مطلق
absolute methanol
U
متانول مطلق
absolute pitch
U
زیر و بمی مطلق
absolute potential
U
پتانسیل مطلق
absolute sensitivity
U
حساسیت مطلق
absolute temperature
U
دمای مطلق
absolute zaro
U
صفر مطلق
monarchy absolute
U
حکومت سلطنتی مطلقه واستبدادی
It is an absolute chaos.
U
همه رشته کارها از دست در رفته است
absolute zero entropy
U
انتروپی در صفر مطلق انتروپی صفر مطلق
absolute volue
U
ارزش مطلق
decree absolute
حکم نهائی دادگاه
unattainbility of absolute zero
U
دسترس ناپذیری صفر مطلق
mean absolute deviation
U
انحراف میانگین
absolute volume
U
حجم مطلق
absolute viscosity
U
گرانروی مکانیکی
absolute viscosity
U
گرانروی مطلق
absolute unit
U
واحد مطلق
absolute vacuum
U
خلاء مطلق
absolute value function
U
تابع قدر مطلق
[ریاضی]
absolute volue
U
مقدار مطلق قدر مطلق
absolute velocity
U
سرعت مطلق
absolute viscosity
U
لزجت مطلق
absolute magnitude
U
قدر حقیقی
absolute dry
U
کاملا" خشک
absolute configuration
U
پیکر بندی مطلق
absolute coding
U
برنامه نویسی مطلق
absolute code
U
برنامه نویسی مطلق
absolute champion
U
قهرمان مطلق شطرنج
absolute ceiling
حداکثر ارتفاع نسبت به سطح دریا که هواپیما میتواند تحت فشار استاندارد پرواز افقی ومتعادلی داشته باشد
absolute authortity
U
اقتدار مطلق
absolute authortity
U
اختیار مطلق
absolute artesian well
U
چاه ارتزین مطلق
absolute coulomb
U
کولن مطلق
absolute deficiency
U
نقص مطلق
absolute drought
U
خشکی مطلق
absolute discharge
آزادی مطلق
absolute deviation
U
انحراف اصابت گلوله تا مرکز هدف
absolute deviation
U
انحراف مطلق
absolute density
U
چگالی مطلق
absolute deficiency
U
عدم کارائی مطلق
absolute altitude
U
ارتفاع هواپیمانسبت به سطح زمین
absolute address
U
وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
absolute address
U
بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
absolute address
محل یک شی در رابطه با مبدا
absolute address
U
اندازه یا مقدار یک عدد بدون توجه به علامت آن
absolute address
U
تقدم یک فرایند که قابل تغییر توسط سیستم عامل نیست
absolute address
مختصاتی که فاصله یک نقطه از محل تقاطع بردارها را نشان میدهد
absolute address
برنامه ای که بخشی از کد را در حافظه اصلی بار میکند
absolute address
U
نشانی مطلق
absolute accommodation
U
انطباق مطلق
absolute address
U
کد دودویی که مستقیما در واحد پردازش مرکزی اجرا میشود و فقط به مقادیر و آدرسهای مطلق نیاز دارد.
absolute address
U
مرجع صفحه گسترده که همیشه به یک خانه اشاره میکند حتی اگر به محل دیگر کپی شود
absolute altitude
U
ارتفاع مطلق
absolute altimeter
U
ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
absolute altimeter
U
دستگاه ارتفاع سنج هواپیما
absolute alcohol
U
الکل مطلق
absolute address
آدرس مطلق
absolute address
U
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که فقط به یک محل دستیابی دارد
absolute address
آدرس ذخیره سازی کامپیوتر که مستقیما و بدون تغییر به محل یا وسیله ای دستیابی دارد
absolute address
U
مقدار یک خطا بدون توجه به علامت
absolute address
U
برنامه کامپیوتری نوشته شده به کد مطلق
absolute majority
U
اکثریت مطلق
absolute magnitude
U
قدر مطلق
absolute humidity
U
رطوبت مطلق
absolute height
U
ارتفاع نسبت به سطح دریا
absolute gravity
U
سنگینی مطلق
absolute threshold
آستانه مطلق
absolute frequency
U
بسامد مطلق
absolute priority
U
اولویت مطلق
absolute luminosity
U
درخشندگی مطلق
absolute loader
U
بارکننده مطلق
absolute limen
آستانه مطلق
absolute liability
U
بدهی مطلق
absolute legal
U
قاعده تسلیط
absolute legal
U
or dominion exercise ofthe power property controlover
absolute judgment
U
قضاوت مطلق
absolute joystick
U
سکان هدایت مطلق
absolute energy
U
انرژی مطلق
absolute error
U
خطای مطلق
absolute error
U
اشتباه مطلق
absolute error
U
اشتباه مطلق تیراندازی
absolute ether
U
اثر مطلق
absolute filter
U
صافی صد در صد
absolute frequency
U
فراوانی مطلق
absolute efficiency
U
کارائی مطلق
absolute dud
U
گلوله اتمی عمل نکرده
absolute filter
U
صافی میکرونی صافی میکروسکپی
absolute cell reference
U
رجوع مطلق سل
approximate absolute temperature
U
دمای مطلق تقریبی
real absolute value function
U
تابع حقیقی قدر مطلق
[ریاضی]
complex absolute value function
U
تابع مختلط قدر مطلق
[ریاضی]
absolute electrical units
U
واحدهای الکتریکی مطلق
absolute income hypothesis
فرضیه درآمد مطلق
absolute humidity of gas
U
رطوبت مطلق گاز
absolute boiling point
U
دمای جوش مطلق
absolute system of units
U
دستگاه احاد مطلق
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
absolute specific gravity
U
سنگینی ویژه مطلق
absolute temperature scale
U
مقیاس دمای مطلق
absolute temperature scale
U
مقیاس مطلق
absolute ethyl alcohol
U
اتیل الکل مطلق
absolute refractory period
U
دوره بی پاسخی مطلق
absolute refractive index
U
ضریب شکست مطلق
absolute reaction rate
U
سرعت واکنش مطلق
absolute index of refraction
U
ضریب مطلق شکست
instrument for absolute measurement
U
دستگاه اندازه گیری برای سنجش مقادیر مطلق
multiple absolute prediction
U
پیش بینی چند متغیری مطلق
absolute system of electrical units
دستگاه مطلق یکان های الکتریکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com