Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 66 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
We stayed at the seaside for one week .
U
یک هفته کنا ردریا ماندیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
seaside
U
دریا کنار
holiday by the seaside
[British]
U
مسافرت کنار دریا
holiday by the seaside
[British]
U
تعطیلات در کنار دریا
holiday at the seaside
[British]
U
تعطیلات در کنار دریا
holiday at the seaside
[British]
U
مسافرت کنار دریا
We wI'll go to the seaside this coming ( next ) summer .
U
امسال تابستان می رویم کنار دریا
stayed
U
سپر
stayed
U
سیم وصل به دکل برای نگهداشتن ان
stayed
U
بکسل طولی ناو
stayed
U
توقفگاه
stayed
U
حائل
stayed
U
ماندن
stayed
U
توقف کردن
stayed
U
نگاه داشتن
stayed
U
بازداشتن
stayed
U
توقف مکث
stayed
U
ایست
stayed
U
سکون
stayed
U
مانع عصاء
stayed
U
نقطه اتکاء
stayed
U
تکیه مهار
stayed
U
انکر
He stayed three nights with us.
U
سه شب پیش ما بود
i stayed there for days
U
سه روز انجا ماندم
I stayed at the hotel with some friends.
U
با دوستانم درهتل ماندم
He wisely stayed at home .
U
عقل کردودرمنزل ماند
cable-stayed bridges
U
کابلهایبرقراریپل
I stayed up reading until midnight.
U
تا نصف شب بیدارماندم ومطالعه کردم
I stayed in concealment until the danger passed.
U
خودم را پنهان کردم با خطر گذشت
Tourists have stayed away in droves this summer.
U
این تابستان دسته های زیادی از گردشگران نیامدند.
per week
U
هر هفته
for a week
U
برای یک هفته
She comes here at least once a week .
U
دست کم هفته ای یکبار اینجا می آید
a week
U
یک هفته
this d. a week
U
یک هفته از امروز
next week
U
هفته گذشته
last week
U
هفته گذشته
week
U
هفته
week
U
هفت روز
A whole week
U
یک هفته تمام
gang week
U
هفتهای سه روزدران بمصلامیروندومناجات جمعی میخوانند
She is week and wet.
U
آدم شل و ولی است
at least four times a week
U
کم کمش چهار بار در هفته
passion week
U
هفته مصیبت
passion week
U
هفته پیش از رستاخیز مسیح
inside of a week
U
در یک هفته کمتر
inside of a week
U
کمتر از یک هفته
A week from today
U
هفت روز پس از امروز
to morrow week
U
از فردا یک هفته
rag week
U
هفتهایکهدرآنبرایامورخیریهپولجمعمیکنند
work week
U
کارهفته
Holy Week
U
هفتهی مقدس
week day
U
روز معمولی هفته
write me every week
U
هر هفته برای من نامه بنویسید
what day of the week is it?
U
امروز چند شنبه است امروزچه روزی است
What is the price per week?
U
قیمت برای یک هفته چقدر است؟
What's the charge per week?
U
اجاره آن برای یک هفته چقدر است؟
tomorrow week
U
هشت روز دیگر
week end
U
اخر هفته
one anxious week of waiting
U
یک هفته انتظار با نگرانی
Every day of the week but Sundays.
U
همه روز هفته غیر از یکشنبه ها
I had my car broken into last week.
U
هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
Trade ( business ) is slack this week .
U
این هفته بازار ( تجارت ) کساد است
Tune in next week for another episode of 'Happy Hour'.
U
هفته آینده کانال
[تلویزیون]
را برای قسمت دیگری از
{ساعت شادی}
تنظیم کنید.
I worked ten hours a day this week and my boss bit my head off for not doing my share of the work!
U
من این هفته روزی ده ساعت کار کردم، اما رئیسم بخاطر کم کاری توبیخم کرد!
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com