English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 161 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
We have two books extra. U دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
he took to books U پرداخت به کتاب خواندن
various books U کتابهای گوناگون یا مختلف
d.'s books U ورق
those books are yours U ان کتابها
books U ثبت کردن
books U دفتر
books U شماره بازیگرخطاکار
books U اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
books U رزرو کردن توقیف کردن
books U درکتاب یادفترثبت کردن
those books are yours U مال شما است
these books are their U این کتابهامال ایشان است
our books U کتابهامان
f. of books U عاشق کتاب
f. of books U مایل به کت اب
i had many books he had none U من کتابهای بسیار داشتم اوهیچ نداشت
i have as many books as you U هر چند
keep books U دفترداری کردن
to keep books U دفترداری کردن
the two books are a like با هردو یک جور معامله کردم
many books U چندین کتاب
many books U کتابهای بسیار
my other books U کتابهای دیگر من
our books U کتابهای ما
books U کتاب
books U مجلد دفتر
books U فصل یاقسمتی از کتاب
he took to books U زدبکتاب
one for the books <idiom> U چیز غیر عادی
keep books <idiom> U
i have as many books as you U کتاب شما دارید منهم دارم
sacred books U کتابهای مقدس
sacred books U کتب مقدسه
sibilline books U کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند
the books hereof U کتابهای این کتابخانه
the books that you bought U کتابهایی که شما خریدید
to be in ones good books U موردالتفات کسی بودن
to borrow up to ... books U تا... [مدتی] کتاب قرض گرفتن
list of books U فهرست یا صورت کتابها
telephone books U دفتر تلفن
heretical books U کتب ضلال
heretical books U کتب ضلاله
inspired books U کتابهای الهام شده
i owe for all my books U پول همه کتابهای خود راقرض کردم
lodge-books U کتاب مقررات معماری
leave your books w me U پیش
leave your books w me U برای
leave your books w me U درنظر
hit the books <idiom> U برای کلاس آماده شدن
collecting books U وصول مطالبات
Enter it in the books . U آنرا دردفاتر وارد کنید
talking books U صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
prayer books U دعانامه
prayer books U نماز نامه
prayer books U کتاب نماز
cash books U دفتر نقدی
telephone books U راهنمای تلفن
phone books U دفتر حاوی شمارههای تلفن
phone books U کتاب راهنمای تلفن
log books U رخداد نامه
log books U رخداد نگاشت
books of this type U این نوع کتابها
to be in ones black books U مغضوب کسی واقع شدن
My books are all scattered. U کتابهایم همه پرت وپلاشده اند
Stackup the books. U کتابهارا روی هم بچین
log books U دفتر رخدادهای روزانه
comic books U کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
comic books U کتاب کاریکاتور
To cook the books. U حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
the desk is piled with books U کتابهادر روی میزانبوه شده اند
in one's good books (graces) <idiom> U موردعلاقه شخص قرار گرفتن
the fire books of moses U اشعاریا کتابهای پنجگانه توراه
coffee-table books U کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
the desk is piled with books U میز از کتاب انباشته شده است
extra <adj.> U علاوه
extra <adj.> U خاص
extra <adj.> U اضافه
extra <adj.> U ویژه
extra- U موضوعی که زیادی است
extra U علاوه
extra U اضافه
extra U یدکی
extra U کسب امتیاز در هر فرصت بادویدن
extra U موضوعی که زیادی است
extra- U زیادی
extra- U زائد
extra- U فوق العاده اضافی
extra- U بزرگ
extra- U یدکی
extra- U خارجی
extra- U بسیار خیلی
extra- U اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extra- U علاوه
extra- U کسب امتیاز در هر فرصت بادویدن
extra U بسیار خیلی
extra U فوق العاده اضافی
extra U زائد
extra- U اضافه
extra U بزرگ
extra U زیادی
extra U اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extra U خارجی
Put the books back on the shelf. U کتابها را بگذار توی قفسه سر جایش
extra atmospheric U متعلق بفضای بیرون ازجو خارج الجوی
to go the extra mile for someone <idiom> U [برای کسی ] کار تراشیدن [اصطلاح]
extra professional U بیرون ازپیشه یاحرفه
extra bed U تخت خواب اضافه
extra-group U ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
extra tuition U تدریس خصوصی
extra expenses U هزینه های اضافی
extra expenses U هزینه نهایی
extra-curricular U فوق برنامه
extra-mural U ویژهی دانشجویان پاره وقت
extra-mural U فرا دیواری
extra terrestrial U زمین
extra official U بیرون ازوفایف اداری
extra official U غیر رسمی
extra legal U غیرقانونی
extra essential U غیرضروری
extra essential U غیراصلی
extra equipment U متعلقات ویژه
extra special U ویژه
extra equipment U تجهیزات اضافی
extra period U وقت اضافی
extra time U وقت اضافی
extra premium U پاداش اضافی
extra terrestrial U بیرون از
extra spectral U خارج طیفی
extra special U مخصوص
extra special U فوق العاده
extra scientific U ماورای علم
extra regular U بیقاعده
extra regular U خارج ازقاعده
extra professional U خارج حرفهای
extra duty U وفیفه اضافی ماموریت اضافی
extra cost U هزینه اضافی
extra charge U هزینه فوق العاده
extra cosmical U بیرون ازگیتی
extra cosmical U خارج ازعالم
extra-curricular U فعالیت جنسی خارج از ازدواج
extra cover U بازیگر بل گیر
extra-marital U خارج از زناشویی
extra cover U پوشش اضافی برای بل گرفتن
extra-mural U فرادانشگاهی
extra-mural U میان دانشگاهی
extra-mural U فرا -
extra duty U خدمت اضافی
extra physical U بیرون ازقواعدطبیعی
extra-mural U فرا شهری
extra current U جریان اضافی
extra cranial U ازجمجمه بیرون
extra cranial U بیرون ازجمجمه
extra-curricular U زنا
extra good time U معافی مشروط از زندان
Do you have an extra pen to lend me? U یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
I crossed out the extra expenses . U هزینه های اضافی را قلم زدم
extra good time U وقت معافیت از زندان
natives Olivenöl extra U روغن زیتون کاملا طبیعی [دسته بندی یک]
Could you put an extra bed in the room? U آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
extra special flexible wire rope U طناب فولادی ویژه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com