English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 35 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
We had to queue [line] up for three hours to get in. U ما باید سه ساعت در صف می ایستادیم تا برویم تو.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
queue U صف اتوبوس و غیره
queue U صف صف بستن
queue U در صف گذاشتن در صف ایستادن
queue U تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queue U تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
queue U نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queue U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue U روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
queue U 1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queue U صق بالاکهای منتظر پردازش که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی شده اند
queue U فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue U مدت زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال منتظر بمانند
queue U روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue U صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queue U لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queue U که به ترتیب بررسی می شوند
queue U افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
input job queue U صف برنامه ورودی
input queue U صف ورودی
input work queue U صف کار ورودی
job queue U صف کار
job queue U صف برنامه
output job queue U صف برنامه خروجی
output work queue U صف کار خروجی
print queue U صف چاپ
rear of queue U عقب صف
scheduling queue U صف زمان بندی
He jumped the queue. U پرید توی صف ( خارج از نوبت )
To form a queue. To line up. U صف بستن ( کشیدن )
To stand in a queue (line). U توی صف ایستادن
To jump the queue. U خود را داخل صف جا زدن ( خارج از نوبت )
to queue [line] up for tickets U برای بلیط در صف ایستادن
How long were you in the queue [line] ? U تو چند مدت در صف ایستادی؟
to queue-jump [British E] U داخل صف زدن
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com