English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To over – extend one self . U پای ازگلیم خود فراتر گذاردن ( از نظرمالی وغیره )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
extend U درازکردن
extend U طول دادن رساندن
extend U ادامه دادن
extend U توسعه دادن
extend U تمدید کردن
extend U عمومیت دادن
extend U منبسط کردن
extend U باز کردن
extend U ادامه پیدا کردن باز شدن توسعه دادن
extend U بازشدن صفها از هم یا بازکردن انها
extend U باحداکثر نیرو
extend U وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extend U کشیدن بدن یاراست کردن بازو یاپای ژیمناست
extend U تعمیم دادن
extend U امتداد دادن
extend U توسعه یافتن تمدید دادن یا کردن
extend U بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است
extend U بیتی
extend U روش انعط اف پذیر تر برای بیان قواعد زبان
extend U مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extend U گرافیک و نشانه ها است
extend U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend U گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extend U استانداردهای گرافیک با resolution بالا توسعه نیافته توسط IBM که قادر به نمایش تا X پیکسل است
extend U در یک IBM PC روش استاندار معروف برای افزودن حافظه زیادی بیشتر از مگا بایت که توسط چندین سیستم عامل یا برنامه قابل استفاده مستقیم است
extend U امکان نرم افزاری که حافظه درون PC را مشخص میکند تا با استاندارد حافظه مط ابق شود
extend U فایل که قابل افزودن است یا هیچ اندازه ماکزیمم ندارد
extend U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
extend U خصوصیات پیشرفته IDE که کارایی و نرخ ارسال داده از او به یک دیسک سخت را بهبود می بخشد
extend U طولانی تر کردن
extend the life of the company U امتداد مدت شرکت
extend the maining of U مفهومی را تعمیم دادن
to extend oneself U خودرازیادخسته کردن ازپادرامدن
To extend the scope of ones activities . U میدان عملیات خودرا گسترش دادن
extend U دراز کردن
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com