English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 9 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To meciate . To intervene . U پا درمیانی کردن ( واسطه یا میانجی شدن )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
right to intervene U حق مداخله
intervene U دخالت کردن
intervene U مداخله کردن
intervene U فاصله خوردن حائل شدن
intervene U در ضمن روی دادن
intervene U مداخله کردن پا میان گذاردن
intervene U در میان امدن
to intervene in an affair U در کاری مداخله کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com