English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 15 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To know no bounds. U حد وحصر نداشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bounds U محدودیتی که به تعداد اعضای یک آرایه داده میشود
bounds U محدودیت یا فضایی که کسی میتواند عمل انجام دهد
advance by bounds U حرکت خیز به خیز
advance by bounds U پیشروی خیز به خیز
bounds register U ثبات کرانه ها
by leaps and bounds U زود زود
by leaps and bounds U خیلی تند
by leaps and bounds U با جست و خیز
i knew no bounds U حد نداشت
out of bounds U خارج شدن توپ از محدوده زمین
out of bounds U خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
To steer a middle course . To act within judicious bounds . کجدار و مریض عمل کردن [به نعل و به میخ زدن]
out of bounds U بیرون از زمین بازی [ورزش]
The ball was out of bounds. U توپ خارج [از زمین بازی] بود.
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com