Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
To go backwards.
U
عقب عقب رفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
backwards
U
عقب افتاده
backwards
U
به پشت
backwards
U
ازپشت وارونه
backwards
U
عقب مانده
backwards
U
کودن
backwards
U
کانالی از گیرنده به فرستنده برای حمل سیگنالهای کنترل
backwards
U
روشی در هوش مصنوعی برای محاسبه هدف از بین چندین قانون
backwards
U
تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backwards
U
بازیابی داده از سیستمی که آسیب دیده است
backwards
U
جستجو برای دادهای که در محل نشانه گرد قرار دارد یا در انتهای فایل است و جستجو تا ابتدای فایل
backwards
U
ارسال داده کنترل شده توسط گیرنده
backwards
U
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backwards
U
سیگنال کنترل و handshaking
backwards
U
در جهت عقب یا در خلاف جهت
To know it backwards.
U
مطلبی رافوت آب بودن (خوب دانستن )
To move backwards and forwards.
U
عقب وجلو حرکت کردن
To and fro . Forwards and backwards.
U
جلو وعقب
bend over backwards to do something
<idiom>
U
سخت تلاش کردن
step backwards
U
تنزل
step backwards
U
بازگشت
[به حالت کم توسعه]
step backwards
U
برگشت
[به حالت کم توسعه]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com