English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To cheat in an examination. U درامتحان تقلب کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cheat U موضع گرفتن در نقطه دوربرای دفاع
cheat on (someone) <idiom> U گول زدن
cheat U مغبون کردن
cheat U سواری تخته موج بدون جلو بردن بدن
cheat U موضعگیری برای دفاع
cheat U تکمیل چرخش روی زمین بجای هوا
cheat U جر زدن
cheat U خدعه کردن گول زدن
cheat U فریب دادن
cheat U فریب گول
cheat U ادم متقلب وفریبنده
cheat sheet U کروکی زمین گلف
To cheat at cards. U درقمار ( ورق بازی ) تقلب کردن
If you try to cheat the bank, you wil be digging your own grave. U اگر سعی کنی بانک را گول بزنی، با دست خودت گورت را کنده ای.
self examination U درون خویشتن بینی
examination U بازپرسی
examination U استنطاق
examination U امتحان
examination U آزمایش
examination U آزمون
to take an examination U امتحان دادن
examination U تست
self examination U خود ازمایی
examination U رسیدگی معاینه
examination U بازرسی
re examination U پرس ازمایی مجدد
re-examination U بازپرسی مجدد
re-examination U پرس ازمایی مجدد
re examination U بازپرسی مجدد
examination U ازمون
examination U ازمایه
examination U امتحان ازمایش
examination U محک
examination U بازرسی معاینه
examination U معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
examination U معاینه کردن
examination U رسیدگی
examination U امتحان
examination U معاینه
examination U بررسی
sit for an examination U در امتحانی شرکت کردن
to give an examination U صورت امتحان دادن
to give an examination U امتحان کردن
to sit for an examination U در امتحانی وارد شدن یاشرکت کردن
To sit for an examination. U درامتحان شرکت کردن
To pass an examination . U درامتحان قبول شدن
soil examination U بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
qualifying examination U امتحان صلاحیت
psychiatric examination U معاینه روانپزشکی
previous examination U نخستین امتحانی که درجه A.B در کمبریج باید داد
cross examination U تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
cross examination U بازجویی همگانی
cross examination U بازرسی
cross examination U استنطاق
cleared without examination U ترخیص بدون بازرسی
bar examination U امتحان وکالت
cross-examination U پرسش و مقابله
cross-examination U بازپرسی
cross examination U بازپرسی
cross examination U بازجویی استنطاق بازجویی از شهود مواجهه دادن شهود
cross examination U به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
essay examination U امتحان انشایی
examination anxiety U اضطراب امتحان
examination of the soil U ازمایش خاک
mental examination U معاینه روانی
graduate record examination U جی ار ای
graduate record examination U امتحان ورودی بعد ازلیسانس
examination of witness's eligibility U تزکیه
To mark the examination papers . U ورقه های امتحان رانمره دادن
ceeb (college entrance examination board U شورای امتحانات ورودی
The regulations prescribe that all employees must undergo a medical examination. U آیین نامه تجویز می کند که همه کارکنان باید آزمایش پزشکی بدهند.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com