English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
This is the site for a new scool . U اینجامحل ( احداث) مدرسه جدید است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
He ran away from scool . U از مدرسه فرار کرد
site U موقعیت
site U محل محوطه کار
site U ایستگاه
site U مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
site U محلی که پایه چیزی باشد
x site U سکوی روبازموقت برای انبار کردن مهمات
on site U در جا
x site U انبار موقت
on site U پای کار
y site U نوعی محوطه انبار مهمات روباز موقت که اطراف ان باسدهای خاکی احاطه شده باشد
on site U در محل
site U زمین ساختمانی
site U محل
site U پایه
site U مکان
site U تراز
site U موضع
site U کارگاه ساختمانی
site U زمین زیر ساختمان
site U مقر
site U جا
site U قرار داشتن مستقر بودن
site U پادگان
site U پایگاه
site U محل دستگاه تراز
site U زمین محل احداث بنا
site inspection U معاینه محل
site engineering U مدیر ساختمان
site office U دفتر مشاوراملاک
site manager U رئیس کارگاه
site office U دفتر ساختمانی
site concrete U بتنی که در پای کار ساخته شود
site clearance U تخلیه کارگاه
site building U زمین ساختمانی
site building U زمین زیربنا
remote site U محل دور افتاده
plane of site U سطح قائم مار بر سکوی تیر
on site concrete U بتن ساخته شده در کارگاه
reconstitution site U قرارگاه یا ستاد بازیافتی ازیک یکان منهدم شده
site plan U نقشه جایگاه
site of the find U منبع [باستان شناسی]
archeological site U چشمه [باستان شناسی]
site of the find U چشمه [باستان شناسی]
Is there a camp site near here? U آیا نزدیک اینجا محل اردو وجود دارد؟
Is there a camp site near here? U آیا نزدیک اینجا چادر زدن وجود دارد؟
site license U مجوز درون سازمانی
site survey U برداشت نقشه تکهای از زمین
site scale U دستگاه تراز توپ
site scale U طبله تراز
site prefabrication U پیش ساختن در پای کار
site poll U قرار دادن تمام ترمینال ها یا وسایل در یک محل
site plan U نقشه محل
archeological site U منبع [باستان شناسی]
crossing site U محل عبور اجباری
destruction site U منطقه تخریب
dam site U محل بند
dam site U جای بند محل سد
dam site U جای سد
dam site U بندگاه
crossing site U محل پایاب
crossing site U محل گذار
central site U سایت مرکزی
beta site U محل بتا
beta site U ن شود
angle of site U زاویه تراز
active site U موضع فعال
active site U محل فعال
building site U عرصه
destruction site U منطقه تخریب مهمات محل تخریب
building site U کارگاه ساختمانی
line of site U خط توپ هدف
line of site U خط تراز یا مبنای افق توپ
launching site U سکوی پرتاب موشک
lattice site U جایگاه شبکه
loading site U سکوی بارگیری
landing site U محل فرود
loading site U محل بارگیری
landing site U پایگاه فرود
hot site U یک مرکز کاملا" مجهزکامپیوتری که برای حالت اضطراری اماده است
height of site U ارتفاع سکوی موشک یاموضع
height of site U ارتفاع پایگاه
height of site U ارتفاع ایستگاه
hardened site U حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
hardened site U پایگاه مقاوم
launching site U محل پرتاب
complementary angle of site U تصحیح تکمیلی تراز
graphical site table U خط کش تراز
This is a perfect (an excellent) site for a cinema(theatre house). U این زمین برای ساختن یک سینما جان می دهد
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products. U این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com