Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 107 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
The rotten apple injures its neigbours.
<proverb>
U
یک سیب فاسد ,سیبهاى اطرافش را خراب مى کند.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
A rotten apple in jures its companions.
<proverb>
U
یک سیب گندیده هم جواران خود را لکه دار مى کند.
injures
U
زخمی کردن ضرر رساندن
injures
U
زیان
injures
U
اذیت کردن صدمه زدن
injures
U
ازاررساندن
injures
U
اسیب زدن
rotten
<adj.>
U
وحشتناک
rotten
<adj.>
U
هولناک
rotten
<adj.>
U
سهمناک
rotten
<adj.>
U
ترسناک
rotten
U
فاسد
rotten
U
خراب
rotten
<adj.>
U
بسیار بد
rotten
U
پوسیده
rotten
U
زنگ زده
rotten
U
روبفساد
rotten stone
U
سنگ جلا
it is rotten at the core
U
ازدرون خراب است
rotten teeth
U
دندانهای پوسیده یافاسد
soon ripe soon rotten
U
هرچه زود براید دیر نپاید
He is a real stinker. He is a rotten fellow .
U
آدم گندی است
apple
U
سیب دادن
apple
U
میوهء سیب دادن
apple
U
نوعی ریزکامپیوتر که توسط شرکت کامپیوتری APPLEساخته شده است
apple
U
چیز عزیزو پربها
apple ii
U
اپل دو
apple
سیب
apple
U
یکی ازبزرگترین سازندگان ریزکامپیوتر در جهان
apple
U
مردمک چشم
sugar apple
سیب دارچینی
the apple of one's eye
<idiom>
سوگلی بودن
sour apple
U
ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
To turn (apple)to someone.
U
به کسی رو آوردن ( متوسل شدن )
toffee apple
U
سیبیکهبالایهسختونازکتافیپوشیدهشدهباشد
Adam's apple
U
جلو آمدگی حنجره در جلو گردن
Adam's apple
U
سیب آدم
sugar apple
سفرجل هندی
the pulp of an apple
U
گوشت سیب
the pulp of an apple
U
مغز سیب
thorn apple
U
تاتوره خاردار
polish the apple
<idiom>
U
خود شیرینی کردن ،لعاب دادن به کسی
the apple of one's eye
<idiom>
U
عزیز دردانه
a crunchy apple
U
سیبی برشته و ترد
apple dumpling
U
شیرینی پخته شده با سیب درونش
[آشپزی]
sugar-apple
U
سیتافال هندی
eating apple
U
سیب خوردنی
candy apple
U
سیب با ژلاتین پوشیده شده
to peel an apple
U
پوست سیبی را گرفتن
apple juice
U
آب سیب
apple pie
U
پای سیب
the apple of one's eye
<idiom>
U
نور چشم
shaped like an apple
U
بشکل سیب
apple talk
U
اپل تاک
apple share
U
اپل شر
apple computer
U
کامپیوتر اپل
apple peel
U
پوست سیب
apple pascal
U
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا مخصوص استفاده درخانواده
apple of the eye
U
چیز پریها
apple of the eye
U
محبوب نوردیده
apple of the eye
U
مردمک چشم
apple macintosh
U
acintosh
Apple Mac
U
مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
apple core
U
تخمدان سیب
Apple Key
U
کلید مخصوص روی صفحه کلید Macintosh Apple که ترکیب آن با کلیدهای دیگر یک راه میان بر برای انتخاب منوها است
apple jack
U
عرق سیب
adams apple
U
سیب حضرت ادم
apple tree
U
درخت سیب
apple works
U
اپل ورکس
pine apple
U
عین الناس
pine apple
U
اناناس
love apple
U
گوجه فرنگی
oak apple
U
مازو
pine apple
U
قشطه بمب
gall apple
U
مازو
crab apple
U
سیب صحرایی
flat apple
U
گوی بولینگ خارج از بازی
egg apple
U
بادنجان
adams apple
U
جوزک
fir apple
U
چلغوزه
fir apple
U
جوزصنوبر
adams apple
U
بر امدگی گلو
apple desktop interface
U
رابط رومیزی اپل
To pick an apple off the tree.
U
سیبی را از درخت کندن
[چیدن]
.
apple desktop bus
U
گذر رومیزی اپل
apple desktop bus
U
باسهای سریال در کامپیوترهای Macintosh Apple که به وسایل با سرعت پایین مثل صفحه کلید و mouse اجازه ارتباط با پردازنده را می دهند
Apple Computer Corporation
U
Lisa Apple و در این اواخر Apple Macintosh را ایجاد کرده است
An apple a day keeps the doctor away.
<proverb>
U
با خوردن یک سیب هر روز نیازی به دکتر نیست.
[چونکه آدم دیگر بیمار نمی شود]
Apple Computer Corporation
U
شرکتی که کامپیوترهایی مانند II Apple
An apple a day keeps the doctor away.
<proverb>
U
غذای خوب طبیب را فراری می دهد.
Apple file exchange
U
برنامه نرم افزاری که روی کامپیوتر Macintosh Apple اجرا میشود و اجازه خواندن دیسک از PC را میدهد
Apple filing protocol
U
روش ذخیره سازی فایل ها روی سرور شبکه که از طریق یک کامپیوتر Macintosh Apple قابل دستیابی است
To eat an apple with the skin.
U
سیب را با پوست خوردن
apple ring fender
U
دفرای حلقوی
dutch apple pie
U
پای سیب هلندی
oak apple or gall
U
مازو
Apple Macintosh computer
U
مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
Put the apple in the juicer.
U
سیب را در آب میوه گیر بگزارید.
The apple does not fall far from the tree.
<proverb>
U
درست شبیه پدر.
section of a pome fruit: apple
U
قسمتهایمختلفمیوههایکرویشکل
apple fritters
[British English]
U
قاچ سیب درخمیر سرخ شده
[یک نوع شیرینی]
Shipshape . In apple pie order.
U
مرتب ومنظم
apple beignets
[American English]
U
قاچ سیب درخمیر سرخ شده
[یک نوع شیرینی]
toffie apple
[British English]
U
سیب با ژلاتین پوشیده شده
Millions saw the apple fall, but Newton was the one who asked why?
U
میلیون ها نفر به زمین افتادن سیب را دیده بودند اما فقط نیوتون پرسید چرا؟
One mustn't sk apple trees for oranges, France for sun, women for love, life for happiness.
U
نباید از درخت پرتقال انتظار سیب، از فرانسه انتظار آفتاب، از زنان انتظار عشق و از زندگی انتظار شادی داشت.
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed.
U
هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com