English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
The referee put a boycott on him . U داور اورا از بازی محروم کرد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
boycott U تحریم کردن
boycott U حجر
boycott U تحریم معاملات
boycott U ازشرکت یا کشوری خرید نکردن
boycott U بایکوت
boycott U تحریم
labor boycott U تحریم کار
labor boycott U دست از کارکشیدن
to boycott goods U تحریم کردن کالا
to boycott anation U ملتی را تحریم قراردادن
referee U میانجی
referee U در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
referee U حکم
referee U داور بالای والیبال
referee U داور مسابقات
referee U داور
referee U داوری کردن
referee U داور مسابقات شدن
referee U دور
referee U معرف
referee U حاکم
chief referee U سرداور
court referee U داورزمینبازیسرپوشیده
referee's whistle U سوت داور
referee's position U اعلام کشتی در خاک از سوی داور
referee's position U خاک شدن در کشتی
referee throw U پرتاب داور
referee in case of need U داوری که در صورت لزوم می توان به او مراجعه کرد
referee's dressing room U رختکن داوران
referee stops contest U استوپ داور
goal line referee U داورخطگل
The referee blew for full-time. U داور سوت پایان بازی را زد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com