Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
The phone is ringing .
U
تلفن زنگ می زند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ringing
U
حلقوی شدن
ringing the changes
U
کف زنی
ringing the changes
U
ترویج پول تقلبی ازطریق اشاعه خرید اشیا و بعدپس دادن انها و گرفتن پول درست بجای پولهای تقلبی پرداخت شده
manual ringing
U
زنگ دستی
My ears are ringing .
U
گوشم صدا می کند
machine ringing
U
زنگ ماشینی
bell-ringing
U
بهصدادرآوردنناقوسکلیسا
would you mind ringing
U
اگر زحمت نیست خواهش میکنم زنگ را بزنید
bell ringing transformer
U
مبدل زنگ اخبار
harmonic selective ringing
U
تلفن اختصاصی همساز
ringing volume control
U
کنترلصدایرنگ
Somebody is ringing the door bell.
U
یکنفر دارد زنگ دررامی زند
Could I use the phone ?
U
اجازه هست از تلفن استفاده کنم ؟
phone-in
U
برنامهایتلویزیونییارادیوییکهمردم باتلفنباآندرتماسهستند
to get somebody on the phone
<idiom>
U
کسی را پشت تلفن گیر آوردن
phone
U
پاسخ به تماس در تلفن
phone
U
مجموعه اعداد برای تلفن خاص
phone
U
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phone
U
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phone
U
تلفن
phone
U
تلفن کردن
phone
U
تلفن تلفن زدن
phone
U
تلفن یا ماشین برای صحبت با کی در مسافت طولانی
phone
U
صدا
phone
U
اوا
phone
U
صوت
to cell phone
U
با تلفن همراه زنگ زدن
You can call me at ...
[phone no.]
<idiom>
U
شما می توانید با من با شماره ... تماس بگیرید.
cordless phone
U
گوشی تلفن بی سیم
[مخابرات]
Speaking.
[on the phone]
U
[من]
پشت تلفن صحبت می کنم.
cordless phone
U
تلفن بی سیم
[مخابرات]
phone extension
U
شماره تلفن فرعی
[مخابرات]
phone tapping
U
دستگاهشنودتلفن
phone books
U
کتاب راهنمای تلفن
head phone
U
گوشی تلفن وغیره که بوسیله گیره بر روی گوش ثابت میشود
phone book
U
دفتر حاوی شمارههای تلفن
phone book
U
کتاب راهنمای تلفن
Phone Dialer
U
امکانی در ویندوز که به کاربرد مکان شماره گیری از کامپیوتر خود میدهد
phone cartridge
U
پیکاپ گرامافون
head phone
U
گوشی کلهای بی سیم
head phone
U
گوشی بی سیم
head phone
U
هدفون
head phone
U
گوشی سر
phone books
U
دفتر حاوی شمارههای تلفن
phone booth
U
کیوسکتلفنهمگانی
pay phone
U
پرداختتلفن
phone box
U
مخففBox Terlephone
cell-phone
U
تلفنهمراه
phone call
U
تماستلفنی
phone electric wire
U
سیم گرام
Where can I make a phone call?
U
از کجا می توانم تلفن کنم؟
to tap
[phone line]
U
مخفیانه به گفتگوی کسی در خط تلفن گوش کردن
Drop me by the phone booth.
U
مرا جلوی کیوسک تلفن پیاده کن
to call on the cell phone
U
با تلفن همراه زنگ زدن
phone sas cut off.
U
وسط صحبتمان تلفن قطع شد
cell phone users while driving
U
کاربران تلفن همراه درحال رانندگی
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
U
اشتباه تایپ کردن صفحه
[کلید یا تلفن]
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
U
اشتباه روی دکمه ای فشار دادن
[کلید یا تلفن]
She gave me her phone number , but I'll be blessed if I can remember it !
U
شماره تلفن خودش را به من داد ولی مگریادم می آید !
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com