Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 149 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
The lights of the aircraft were blinking.
U
چراغهای هواپیما خاموش ؟ روشن می شدند ( چشمک می زدند )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blinking
U
روشن و خاموش شدن در نتیجه تغییر شدت حرف نمایش داده شده
blinking
U
چشمک زنی
blinking reflex
U
بازتاب پلک زدن
lights
U
ریه جانوران
According to my lights .
U
تا آنجا که عقلم قد می دهد
lights out
U
ساعت خواب
lights
U
شش
lights out
U
علائم مخابرات بوسیله نور هنگام خاموشی
leading lights
U
چشم و چراغ
side lights
U
چراغ دریانوردی طرفین ناو
southern lights
U
شفق جنوبی
front lights
U
چراغهایجلو
pilot lights
U
پیلوت
leading lights
U
عضو مهم
leading lights
U
شمع محفل
pilot lights
U
شمعک
pilot lights
U
افروزک
side lights
U
چراغهای طرفین ناو
running lights
U
فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
battle lights
U
چراغ پلیس
battle lights
U
چراغهای جنگی
battle lights
U
چراغ خاموشی شبانه
breakdown lights
U
چراغهای عدم کنترل
contact lights
U
چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
high lights
U
نکات مهم
list of lights
U
کتاب چراغها
riding lights
U
چراغ لنگر
high lights
U
موضوعات مهم مطالب مهم
northern lights
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights
U
نور فجر شمالی
northern lights
U
سپیده شمالی فجر شمالی
polar lights
U
نورقطبی
rear lights
U
چراغهایعقب
brake lights
چراغ های ترمز
gas lights
U
نور یا روشنایی گازی
red lights
U
چراغ خطر
indicator lights
U
نورهایراهنما
tail lights
U
چراغ عقب ماشین
gas lights
U
چراغ گازی
red lights
U
چراغ قرمز
traffic lights
U
چراغ راهنمایی
red lights
U
چراغ سمت چپ
warning lights
U
چراغهشدار
bright lights
U
شهربازیبزرگیکهدرآنوسایلبازیزیادیدرآنیافتمیشود
fairy lights
U
چراغهایتزئینیرنگی
According to his own lights , he was doing nothing wrong at all.
U
آن طور که عقلش قد می داد اعمالش صحیح بنظرش می آمد
To turn off the lights. (T. V. ,radio).
U
چراغ ( تلویزیون ؟ رادیو وغیره ) راخاموش کردن
Turn left at the traffic lights.
از چراغ راهنمایی به دست چپ بپیچید.
dipped headlights
[lights]
[British English]
U
نور پایین
[خودرو]
dimmed headlights
[lights]
[American English]
U
نور پایین
[خودرو]
aircraft
U
هواپیما
aircraft
U
طیاره
large aircraft
U
هواپیمای بزرگ
landing aircraft
U
هواپیمای در حال فرود
aircraft records
U
اسناد هواپیما
integrated aircraft
U
هواپیمای یک پارچه
marine aircraft
U
هواپیمایی برای عمل کردن روی سطح اب هواپیمای قابل شناور شدن روی سطح اب
escort aircraft
U
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
clean aircraft
U
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
civil aircraft
U
هواپیمای غیر نظامی
axial of an aircraft
U
محور هواپیما
lead aircraft
U
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
passenger aircraft
U
هواپیمای مسافربری
The aircraft got off the ground .
U
هواپیما اززمین بلند شد
unmanned aircraft
U
هواپیمای بدون سرنشین
ultralight aircraft
U
هواپیمائی با وزن کمتر از454 کیلوگرم
tailless aircraft
U
هواپیمای بی دم
tactical aircraft
U
هواپیمای جنگی
shipboard aircraft
U
هواپیمای ناو پایه
program aircraft
U
جمع کل هواپیماهای موجودیک کشور
one aircraft was shot down
U
یک هواپیما
notional aircraft
U
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
aircraft company
U
شرکت ساخت هواپیما
[اقتصاد]
naval aircraft
U
هواپیمای ناوپایه
maritime aircraft
U
هواپیمایی برای عمل کردن روی مناطق دریایی
one aircraft was shot down
U
سرنگون گردید
aircraft carriers
U
carrier : syn
light aircraft
U
هواپیمای سبک
aircraft arrestment
U
مهارکردن هواپیما
aircraft battery
U
منبع الکتریکی برای هواپیما
aircraft defective
U
هواپیمای معیوب
aircraft defective
U
هواپیمایی که به علت نقص فنی نتواندپرواز کند
aircraft engine
U
موتور هواپیما
aircraft guide
U
مسئول هدایت هواپیما درفرودگاه
aircraft handover
U
تعویض کنترل هواپیما
aircraft handover
U
تبادل کنترل هواپیما
aircraft inspection
U
بازرسی هواپیما
aircraft plotter
U
وسیله ناوبر هواپیما
aircraft plotter
U
وسیله ترسیم مسیر هواپیما
aircraft arrestment
U
عملیات مهار هواپیما
anti-aircraft
U
ضد هواپیما
aircraft arresting
U
دستگاه مهار هواپیما
aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر
aircraft carrier
U
carrier : syn
aircraft carriers
U
ناو هواپیمابر
active aircraft
U
هواپیمای درگیر در رزم
aircraft accident
U
سانحه هوایی
aircraft alternation
U
اصلاحات در خواص فیزیکی وخصوصیات پرواز هواپیما
aircraft arresting
U
دستگاه بازدارنده هواپیما ازحرکت
aircraft plumping
U
لوله کشی هواپیما
aircraft repair
U
تعمیر هواپیما
aircraft specification
U
خصوصیات هواپیما
aircraft system
U
سیستم ساختمان هواپیما
aircraft vectoring
U
کنترل مسیر سمتی هواپیما
anti aircraft
U
پدافند هوایی
active aircraft
U
هواپیمای فعال
aircraft turn around
U
اماده کردن هواپیما برای پرواز یا اجرای عملیات
aircraft vectoring
U
کنترل سمتی هواپیما
anti aircraft
U
ضد هوایی
army aircraft
U
هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
aircraft section
U
رسدهواپیمایی
aircraft rigging
U
تنظیم نهایی هواپیما
aircraft structure
U
ساختمان هواپیما
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
aircraft section
U
قسمت هواپیمایی
assault aircraft
U
هواپیمای هجومی
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
fixed wing aircraft
U
هواپیما با بال ثابت
aircraft arresting complex
U
وسایل مهار هواپیما
aircraft accident report
U
گزارش سانحه هوایی
heavier than air aircraft
U
هواپیمای سنگین تر از هوا
awaiting aircraft availability
U
زمان تحت تعمیر بودن هواپیما
aircraft gun laying
U
رادار هواپیما
attack aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر تهاجمی
control line aircraft
U
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود
anti aircraft artillery
U
توپخانه ضد هوایی
anti aircraft defense
U
پدافند ضد هوایی
anti aircraft artillery
U
توپخانه پدافند هوایی
aircraft arresting gear
U
جعبه دنده دستگاه مهارهواپیما
aircraft arresting hook
U
قلاب مهار هواپیما
aircraft modification and control
U
کنترل و هدایت هواپیما
aircraft mission equipment
U
وسایل لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft log book
U
بایگانیها هواپیما
rotary wing aircraft
U
هواپیما با بال گردنده
lighter than air aircraft
U
هواپیمای سبکتر از هوا
awaiting aircraft availability
U
زمان انتظار درخط تعمیر
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
aircraft control unit
U
کابین کنترل هواپیما
aircraft control unit
U
قسمت کنترل هواپیما
aircraft climb corridor
U
دالان صعود هواپیما
variable geometry aircraft
U
هواپیمایی که شکل کلی ان تغییر کند
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
high tailed aircraft
U
هواپیمایی که دم افقی ان بالای سکان عمودی قرارگرفته
aircraft arresting hook
U
مجموعه قطعاتی که برای گرفتن سرعت یا کاهش اندازه حرکت یا گشتاور هواپیما درفرود معمولی یا اضطراری باان درگیر میشوند
aircraft maintenance truck
U
کامیونتعمیرهوایی
anti-aircraft missile
U
گلولهموشکضدهوایی
aircraft role equipment
U
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
aircraft arresting reset unit
U
وسیله اماده کردن مجددسیستم مهار هواپیما
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com