English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
The conference is scheduled for bahman 20 . U کنفرانس قرار است 20 بهمن تشکیل شود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
conference U مشاوره
conference U کنگاش
conference U گفتگو مذاکره
conference U همرایزنی
conference U کنفرانس
conference U سخنرانی
conference U ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
conference U موتمر
conference U انجمن باشگاهها
non scheduled U زمان بندی نشده
scheduled U زمانبندی
scheduled U ترتیب انجام کارها یا ترتیب اختصاص زمان CPU برای پردازش در سیستم چند کاربره
scheduled U ریز برنامه
scheduled U فهرست راهنمای قانون
scheduled U در برنامه منظورکردن
scheduled U زمان بندی کردن
scheduled U برنامه زمانی
scheduled U برنامه ریزی کردن
scheduled U صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
scheduled U دربرنامه گذاردن
scheduled U برنامه
scheduled U صورت فهرست
scheduled U فرانما
scheduled U جدول
scheduled U برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled U برنامه زمان بندی فهرست
scheduled U برنامه اجرائی
scheduled U برنامه زمان بندی
video conference U کنفرانسیکهافرادشرکتکنندهدرآنبهفواصلدورازهمحضوردارندوبااستفادهازتجهیزاتتصویریوشنیداریباهمدرارتباطهستند
peace conference U کنفرانس صلح
closed conference U نشست مسدود
shipping conference U کنفرانس کشتیرانی
in the press conference U در مصاحبه مطبوعاتی
conference centre U مرکزکنفرانس
yalta conference U م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
press conference U مصاحبه مطبوعاتی
news conference U مصاحبه و کنفرانس مطبوعاتی
conference call U دعوت به سخنرانی
conference circuit U اتصال پیشنهادی
conference circuit U مدارپیشنهادی
conference terms U شرایط کنفرانس
closed conference U گردهمایی محرمانه
scheduled plane U هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
scheduled wave U امواج برنامه ریزی شده حرکات اب خاکی موج طبق برنامه
scheduled fire U اتشهای برنامه ریزی شده اتشهای طبق برنامه
scheduled circuits U خط وط تلفن فقط برای ارتباط دادهای
scheduled target U اماج طبق برنامه
conference freight rate U نرخ مشترک شرکتهای کشتیرانی
dumbarton oaks conference U کنفرانس "دومبارتون اکس " کنفرانس منعقده در ساختمان دومبارتون اکس واقع درواشنگتن به سال 4491 که طی ان دولتهای امریکا بریتانیا
dumbarton oaks conference U شوروی و چین ضمن مذاکراتی شالوده سازمان ملل متحد را ریختند
scheduled service plane U هواپیمای مسافربری [با زمان پرواز مشخص]
main motion [at a party conference etc.] U دادخواست اصلی [در همایش حزبی و غیره]
world conference of computer in educatio U کنفرانس بین المللی اموزش کامپیوتر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com