English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
The coffin was wreathed with flowers . U تابوت با گه پوشانده شده بود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
coffin U تابوت
coffin U جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
coffin corner U چهار گوشه زمین
wreathed U حلقه شدن یا کردن
wreathed U پیچ خوردن
wreathed U گل ها را دسته کردن
flowers U گلکاری کردن
flowers U شکوفه دادن
flowers U گل کردن
flowers U نخبه
flowers U سر
flowers U درخت گل
flowers U شکوفه
flowers U گل
clump of flowers U گلهایخوشهای
productive of flowers U گل ده
flowers of sulphur U گردگوگرد
To pick flowers(fruit). U گل ؟(میوه ) چیدن
A bouquet (bunch)of flowers. U دسته گه
A bunch ( bouquet ) of flowers . U دسته گل
To lay a wreath ( of flowers ). U دسته ( تاج ) گه نهادن
His path was strewn with flowers . U مقدم اورا گلباران کردند
The room was tastefully decorated with flowers . U اتاق خیلی با مزه با گه تزیین شده بود
Fresh flowers (fruit,eggs,milk). U گل ( میوه ،تخم مر غ ،شیر )تازه
Her face wreathed in smile . Her face broke into a radiant smile . U گل از گلش شکفت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com