Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 33 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
She only thinks of her self . she is self – centered.
U
فقط بفکر خودش است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thinks
U
خیال کردن
thinks
U
اندیشیدن
thinks
U
فکر کردن
thinks
U
گمان کردن
he thinks to deceive you
U
قصدش اینست شمارابفریبد
to thinks scorn of
U
ناچیز یا حقیر شمردن
self centered
U
ثابت ونامتحرک
self centered
U
متوجه نفس خود
centered
U
میان
self centered
U
خودگرای
centered
U
نقط ه میانی چیزی
centered
U
قرار دادن مناسب نوک خواندن / نوشتن روی دیسک مغناطیسی یا نوار
centered
U
قرار دادن یک متن در مرکز کاغذ یا صفحه نمایش
centered
U
مرکز
centered
U
وسط ونقطه مرکزی
centered
U
درمرکز قرارگرفتن
centered
U
تمرکز یافتن
four-centered
U
[قوس جناغی چهار پرگاری]
centered
U
محل نقاط سوراخ شده اطراف مرکز نواز کاغذی
centered
U
شخصی که مراقب عملیات کامپیوتر مرکزی است
centered
U
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
U
محل
centered
U
وسط
body centered
U
بطور فضایی متمورکز شده
child centered
U
کودک محور
client centered therapy
U
درمان متمرکز بر درمان جو
face centered cubic
U
مکعب مراکز وجوه پر
body centered cubic
U
مکعب مرکز پر
face centered cubic lattice
U
شبکه مکعبی مراکز وجوه پر
end centered unit cell
U
سلول واحد دو وجهی متقابل پر
body centered cubic lattice
U
شبکه مکعبی مرکز پر
body centered cubic space lattice
U
شبکه فضاویی مکعبی با مرکزحجمی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com