English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 14 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
She is stuffy and conceited. U دماغش باد دارد ( پر افاده )
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
conceited U غرور استعاره
self conceited U خودبین
conceited U خودپسندی
conceited U خودبینی
She is far too conceited. She is full of herself . U گوئی از دماغ فیل افتاده ( پر افاده وازخود راضی )
stuffy U خفه
stuffy U بد اخم لجوج
stuffy U محافظه کار
stuffy U اوقات تلخ مغرور
stuffy U دلتنگ کننده
Swollen – headed . Conceited . U کله پرباد
The room is stuffy. U هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
The room is stuffy . U هوای اطاق خیل خفه ( سنگین ) است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com