Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
She is self-centerd. she is an opinionated sort lf girl.
U
دختر خودرأیی است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
He has a crush on that young girl . He is stuck on that young girl .
U
گلویش پیش دخترک گیر کرده
self opinionated
U
خود سر
self-opinionated
U
خود رای
self-opinionated
U
سرسخت
self-opinionated
U
خود سر
self opinionated
U
خود رای
self opinionated
U
خودستا خودپسند
self opinionated
U
سرسخت
self-opinionated
U
خودستا خودپسند
opinionated
U
جزمی اندیش
opinionated
U
خود رای
opinionated
U
مستبد
opinionated
U
خود سر
girl
U
دختربچه
girl
U
معشوقه
old girl
U
فارغالتحصیلمدرسهدخترانه
girl
U
دوشیزه کلفت
her next was a girl
U
بچه دومش دختر بود
who is this girl ?
U
این دختر کیست
girl
دختر
girl friday
U
معاون زن
pinup girl
U
دختر زیبایی که عکسهایش به دیوار اویخته شود
nautch girl
U
رقاصه
call girl
U
فاحشه تلفنی
girl friday
U
زن کار امد و لایق
shop girl
U
شاگرد پادو
land girl n
U
دختری که کارهای صحرایی میکرد
bat girl
U
توپ جمع کن
shop girl
U
شاگرد دکان
girl friday
U
دستیار زن
girl guide
U
دختر پیشاهنگ
girl guide
U
عضو پیشاهنگی دختران
I cant figure that girl out .
U
از کارهای او چیزی نمی فهمم
to score with a girl
<idiom>
U
موفق شدن در تلاش نزدیکی کردن با دختری
[اصطلاح روزمره]
unlucky girl
U
آدم بد شانس
head girl
U
بچهسمبلونمونهمدرسه
chorus girl
U
زن جوانی که دریک دسته کرمیخواند
bunny girl
U
زنیکهبالباسخرگوشیدرکابارهنوشیدنیسرو میکند
girl scouts
U
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
girl scouts
U
پیشاهنگ دختر
girl scout
U
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
girl scout
U
پیشاهنگ دختر
cover girl
U
ستارهی روی جلد
cover girl
U
زن جوانی که عکسش روی جلد مجلات چاپ میشود
the girl guardians
U
بزرگترهای دختران
girl guides
U
دختران یشاهنگ
The girl got panicky and gave herself away .
U
دخترک دستپاچه شد وخودش را لو داد
The girl was penciling her eyebrows .
U
دخترک داشت ابروهایش را می کشید
The blow made me giddy young girl .
U
دختر گیج وسر بهوایی است
sort
U
دسته بندی کردن
sort of
U
تقریبا
sort of
U
بمیزان متوسط
sort of
U
نسبتا
sort-out
U
مرتبکردن
sort of
<idiom>
U
تقریبا تا یک حدی
nothing of that sort
U
هیچ همچو چیزی نیست
nothing of the sort
U
هیچ همچو چیزی نیست
re sort
U
دوباره جور کردن
sort of
U
بمقدار متوسط
sort
U
جور
sort
U
جور کردن
sort
U
سوا کردن
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند
sort
U
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند
sort
U
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند
sort
U
مرتب کردن داده طبق سیستم روی دستورات کاربر
sort
U
فرمان SORT
sort
U
دسته کردن طبقه بندی کردن
sort
U
دمساز شدن
sort
U
رقم
sort
U
طور طبقه
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
نوع
sort
U
جورکردن
sort
U
سواکردن
sort
U
دسته دسته کردن
sort
U
جوردرامدن
sort
U
قسم
sort
U
پیوستن
sort
U
گونه
sort key
کلید ترتیب
sort merge
U
جور کردن و ادغام
sort key
کلید جورسازی
sort generator
U
برنامهای که یک برنامه مرتب نموده تولید میکند
sort field
U
فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل
sort field
U
فیلد مرتب سازی
sort effort
U
تعداد مراحل لازم جهت مرتب نمودن یک رکورد نامرتب
sort field
U
میدان مرتب سازی
sort field
U
میدان جور کردن
ascending sort
U
جورکردن صعودی
ascending sort
U
مرتب سازی صعودی
alphanumeric sort
U
مرتب نمودن الفبا عددی
To sort out ones affairs
U
بکارهای خود سر وصورت دادن
She is the clinging sort.
U
از آنهایی است که مثل کنه می چسبد
internal sort
U
مرتب سازی داخلی
in a kind (sort) of way
<idiom>
U
یک کمی
what sort of a thing is it?
U
چه جور چیزی است
tree sort
U
مرتب کردن درختی
tag sort
U
مرتب سازی برچسب جورسازی برچسب
sort order
U
نظم ترتیب
distributive sort
U
مرتب کردن توزیعی
internal sort
U
جور کردن داخلی
internal sort
U
مرتب کردن درونی
bubble sort
U
مرتب کردن حبابی
major sort
U
جورسازی عمده
major sort
U
مرتب سازی اصلی
merge sort
U
ادغام و جور کردن
minor sort
U
مرتب سازی جزیی جورسازی فرعی
internal sort
U
مرتب کردن برنامه فقط با استفاده از حافظه اصلی سیستم
die sort
U
جور کردن طاسی
bubble sort
U
سورت حبابی
exchange sort
U
جورکردن معاوضهای
external sort
U
جور کردن خارجی
external sort
U
مرتب سازی خارجی
external sort
U
جورکردن خارجی
dictionary sort
U
ترتیب واژه نامهای
descending sort
U
مرتب سازی نزولی
collating sort
U
مرتب کردن داده
heap sort
U
sort tree
multilevel sort
U
ترتیب چند سطحی
multipass sort
U
جور کردن چند گذری
polyphase sort
U
جور کردن چند مرحلهای
property sort
U
جور کردن خاصیتی
block sort
U
جورسازی کندهای
ripple sort
U
مرتب کردن موجی
descending sort
U
ترتیب نزولی
selection sort
U
جور کردن گزینشی
oscillating sort
U
جور کردن نوسانی
selection sort
U
مرتب کردن گزینشی
bucket sort
U
جور کردن دلوی
bubble sort
U
جور کردن حبابی
bubble sort
U
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند
multipass sort
U
مرتب سازی چند عبوری
shell sort
U
الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
multipass sort
U
جورکردن چند گذری
block sort
U
مرتب کردن بلاکی
multipass sort
U
مرتب کردن چند گذری
oscillating sort
U
مرتب کردن نوسانی
polyphase sort
U
مرتب کردن چند فازی
sort merge program
U
پردازش تعمیم یافته
minor sort key
U
یک فیلد داده که منبع دومی ازتمایزات را که به وسیله انهارکوردها مرتب می شوندفراهم میکند
i sort of feel sick
U
مثل اینکه حالم دارد بهم میخورد
major sort key
U
یک فیلد حاوی اطلاعات که توسط ان اکثر اقلام داده هامی توانند تشخیص داده شده و مرتب شوند
Never! Not at all !! By no means !There is no such thing at all . Nothing of the sort. Nothing doing.
U
ابدا"چنین چیزی نیست
ascii sort order
U
نظم ترتیبی اسکی
i sort of feel sick
U
یک جوری میشوم
We are past that sort of thing .
U
دیگر این کارها از ماگذشته
This sort of propaganda is for home consumption
U
این گونه تبلیغات برای مصرف داخلی است
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) .
U
این حرفها دیگه کهنه شده است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com