English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 198 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Luchily for me the train was late. U خوش شانسی آوردم قطار دیر رسید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
The train was 10 minutes late. U قطار 10 دقیقه دیر رسید
Is the train from Leeds late? U آیا قطار شهر لیدز تاخیر دارد؟
late U متوفی
of late U اخیرا
of late U دراین روزها
I am getting late. U دارددیرم می شود
late U تا دیر وقت اخیرا
Nobody was late except me . U هیچکس غیر از من دیر نکرده بود
he may come late U ممکن است دیر بیاید
to be late U دیر رسیدن
to be late U دیرکردن
late U دیر
late U مرحوم
late U زیاد
late U تادیرگاه
to be late U دیر امدن
late U کند
late U تازه گذشته
late U اخیر
late U دیراینده
he may come late U شایددیر بیاید
Better late than never! <proverb> U دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است!
it is very late U بسیار دیر است
Better late than never. <proverb> U دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.
Better late than never. <proverb> U آهسته برو همیشه برو.
I am late. U من دیر کردم.
it is very late U خیلی دیرشده است
late <adj.> <adv.> U دیر
Better late then never. <proverb> U تاخیر بهتر از هرگز است .
iwas late U دیرم شد
late latinu U لاتین دورههای بعد
iwas late U دیررسیدم
iwas late U دیر کردم
the widow of the late U زن مرحوم .....
the late rains U بارانهای اخیر
late maturing U دیررس
It is never too late to mend. U هر کجا که جلوی ضرر رابگیری منفعت است
late cut U ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
late time U زمان سکته انفجار
late time U زمان بین سقوط بمب تا شروع انفجار اتمی
late war U جنگ قبلی
i was up late last night U دیشب تا ان موقع هنوزنشسته
i was up late last night U بودم
keep late hours U دیر خوابیدن و دیر برخاستن
of late years U دراین چند سال گذشته
the late governor U فرماندار اخیر
It is never too late to learn . <proverb> U براى کسب علم هیچ موقعى دیر نیست .
Before it is too late . while one has the chance . U اگر فرصت با قی است ( از دست نرفته )
Damn it, you are late again! لعنتی باز تو دیر کردی. [دیر آمدی]
We were afraid lest she should get here too late . ترسیده بودیم که مبادا دیر اینجا برسد.
It is never too late to mend. <proverb> U براى اصلای شدن هیچگاه دیر نیست .
keep late hours U دیر خوابیدن و دیر بیدار شدن
your late father U مرحوم پدرتان
what made you so late U چه شد که این همه دیر کردید
I wI'll come as late as I possibly can . U تا آنجائیکه بشود دیر می آیم
to keep late hours U دیر برخاستن
to keep late hours U دیر خوابیدن
She procrastinated until it was too late . U آنقدر دفع وقت (وقت کشی ) کرد که دیگه کار از کار گذشت
Depending on how late we arrive ... U بستگی به اینکه ساعت چند ما می رسیم ...
Do you get up early [late] in the morning ? U آیا شما صبح ها زود [دیر] از خواب برمیخیزید؟
late-Modern architecture U [معماری که تصویرها و ایده ها و نقش و نگار آن گرفته شده از جنبش معماری مدرن بود.]
Dont be late for work. U دیر سر کار نیایی (سر وقت بیایی )
Before it is too late. While there is stI'll time. U تا دیر نشده
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
late payment damages U خسارت تاخیر تادیه
It is too late . the die is cast . U کار از کار گذشته
I am in the habit of sleeping late on Friday mornings. U عادت دارم جمعه ها صبح دیر از خواب بیدار می شوم
it is too late to lock the stable when the horse has been stolen <proverb> U کنون باید این مرغ را پای بست نه آن دم که سررشته بردت ز دست
Does this train go to ... ? آیا این قطار به ... میرود؟
train U کاروان
train U پیش قطار
train U رشته
train U سلسله
train U کاراموزی کردن
train U نشانه رفتن
train U ورزش کردن
train U فرهیختن
train U پروردن ورزیدن
train U تربیت کردن
train U فریب اغفال
train U بنه یکان
train U عقبه یکان
train U بنه دریایی
train U بنه اماد
train U مسیرجریان کار
train U اموزش دادن
train U تعلیم دادن
train U یک رشته موج
train U اماده کردن اسب
train U تمرین
train U ترن
train U تله
train U دم
train U قطار
train U ازار
train U رشته سلسله
train U متلزمین
train U نظم ترتیب
train U سلسله وقایع توالی حیله جنگی
train U حیله
train U دنباله
train [teach] U آموزش دادن
The train came in on time . U قطار به موقع رسید ( سروقت )
train [teach] U یاد دادن
train [teach] U اموزاندن
train [teach] U تدریس کردن
gravy train <idiom> U
train [teach] U درس دادن
train driver U راننده قطار
When wI'll the train arrive ? U چه وقت قطار می آید ؟
train [teach] U تربیت کردن
train [teach] U تعلیم دادن
When does the train arrive? U قطار کی می رسد؟
train journey from ... over ... to ... U مسافرت با قطار از ... از راه ... به ...
Is this the train to Liverpool? U آیا این قطار شهر لیورپول است؟
I'd like a train timetable. من برنامه حرکت قطارها را می خواهم.
intercity train U قطار بین شهری
a thorugh train U قطار بدون توقف
When is the last train to Oxford? U چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
When is the next train to Oxford? U چه وقت قطار بعدی به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
train ride U گردش با قطار
intercity train U قطار بین شهری با توقف
Is there a train to the airport? U آیا برای فرودگاه قطار هست؟
boat train U [خط ] قطار با ارتباط به کشتی [برای سفر]
impluse train U پالس
powder train U فتیله باروتی
powder train U مدار خرج مدار باروت
pulse train U قطار تپشها
pulse train U سلسله تپش ها
breaking down train U راه اولیه
blooming train U مسافت نورد
battering train U توپخانه محاصره
accomodation train راه آهنی که در ایستگاه های مختلف توقف میکند
goods train U قطار حمل کالا
goods train U قطار باربری
gravy train U منبع در امد نامشروع
train headway U فاصله زمانی حرکت دو ترن که یک یکان را حمل می کنند
train of thought U رشته افکار
train of waves U قطار موج
parliamentary train U قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
omnibus train U قطاریکه هر ایستگاهی می ایستد
impluse train U توالی ایمپولز
igniter train U مجموعه چاشنی
igniter train U مدار مشتعل کننده
i lost the train U به قطار نرسیدم
i lost the train U قطار را از دست دادم
express train U قطارویژه تندرو
explosive train U مدار انفجار مسیر انفجار
explosive train U فتیله انفجاری
electric train U ترن برقی
electric train U قطار برقی
limited train U قطاریکه یک عده محدودی مسافر می پذیرد
limited train U قطارمحدود
cogging train U مسیر اولیه
burning train U مسیر انفجار سیکل انفجار
gravy train U منبع درامد بدون زحمت
freight train U قطار باری
train priter U چاپگر سلسلهای
train station U ایستگاهقطار
power train U آموزشقدرت
train priter U چاپگرقطاری
boat train U ترنی که کارش بردن مسافر به لنگرگاه کشتیها است
passenger train U قطارمسافربری
commuter train U قطارمسافربری
igniter train U مدار اتش
unit train U بنه اماد یکان
unit train U بنه یکان
underground train U ترنزیرزمینی
toilet-train U آموزشدادنبهبچهبرایکنترلادرارومدفوع
There is a train to London at 8. یک قطار برای شهر اختر در ساعت 8 هست؟
train path U اجازه عبور ترن روی یک خط
train oil U روغن نهنگ
wave train U قطار موج
train oil U روغن بالن
burning train U مسیر اشتعال
train operator [American E] U راننده قطار
When does the train [bus] to ... depart? U قطار [اتوبوس] به ... کی حرکت می کند؟
She interrupted the train of my thoughts. U رشته افکارم را پاره کرد
cogging mill train U مسیر دستگاه نورد شمش
troop train ration U جیره بین راه
troop train ration U جیره طبخی بین راه
Your train will leave from platform 8. قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
The train ran off the rails. U قطار از خط خارج شد
train lighting battery U باتری روشنایی ترن
the train runs without a stop U میرود
the train runs without a stop U قطار بدون ایست
Does the train stop in London? U آیا قطار در لندن توقف دارد؟
How long does the train stop here? U چه مدت قطار اینجا توقف دارد؟
Is there train running on time? U آیا قطاری که به موقع رفت و برگشت کند دارید؟
Is this the right platform for the train to London? U آیا این سکوی قطار لندن است؟
Drop me off in front of the train station! U من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
What platform does the train from York arrive at? U قطار یورک در کدام سکو توقف می کند؟
What platform does the train to York leave from? U قطار یورک از کدام سکو حرکت می کند؟
What time does the train arrive in London? U چه وقت قطار به لندن می رسد؟
Change at London and get a local train. در لندن عوض کنید و یک قطار محلی سوار شوید.
Consider yourself lucky [fortunate] (that) you weren't on the train at that time. U شما باید خودتان را خوش شانس [خوشبخت] در نظر بگیرید [که] در آن زمان در قطار نبودید.
We rushed ( hurried ) back to the train station. U با عجله بر گشتیم ایستگاه قطار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com