English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
It must be granted that … U باید تصدیق کر د که …
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
granted U اهداء
granted U بخشش
granted U عطا
granted U امتیاز اجازه واگذاری رسمی
granted U کمک هزینه تحصیلی
granted U دادن بخشیدن
granted U اعطا کردن
granted U تصدیق کردن
granted U مسلم گرفتن
granted U موافقت کردن
granted U کمک بلاعوض
granted U کمک دولتی اعانه
granted U بورس تحصیلی یا پژوهشی
granted U اجازه دادن
granted U واگذار کردن تعهد کردن واگذاری به معنای اعم
be granted a divorce by U طلاق گرفتن از
divorce granted at the a woman's request U طلاق خلع
god granted her wish U خدامرادش راداد
god granted her wish U خداحاجت اورابراورد
granted that ........... U فرض میکنیم که .......
his prayers was granted U دعایش مستجاب شد
his was granted U دعایش پذیرفته شد
that is taken for granted U بدیهی است
that is taken for granted U محتاج بدلیل نیست
to take for granted U مسلم دانستن
to take for granted U فرض مسلم گرفتن
He was granted a grade promotion. U یک پایه ترفیع ( ارتقاء درجه ) گرفت
take for granted <idiom> U تقلید از چیزی
the export of ... is granted the premium. U صدور ... جایزه دارد.
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com