Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
It cant be helped.
U
چاره ای نیست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
helped
U
کمک کردن
helped
U
یاری کردن مساعدت کردن
helped
U
همدستی کردن
helped
U
مدد رساندن بهترکردن چاره کردن
helped
U
کمک یاری
helped
U
مساعدت
helped
U
مدد
helped
U
نوکر مزدور
helped
U
نمایش اطلاعات درباره یک برنامه یا تابع
helped
U
1-
helped
U
کلید مخصوص برای نمایش اطلاعات کمکی . 2-
helped
U
کلید تابع F برای نمایش اطلاعات کمکی
helped
U
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped
U
تابعی در برنامه یا سیستم که حاوی اطلاعات مفید درباره برنامه استفاده شده است
helped
U
روش آسانتر برای انجام کاری
helped
U
کمک
He helped me for my fathers sake.
U
بخاطر پدرم به من کمک کنید
It just cant be helped .
U
کاریش نمی شود کرد ( چاره یی نیست )
... however sometimes it just can't be helped.
U
... اما بعضی وقتها واقعا کاریش نمی شه کرد.
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com