English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Imperial Silk Hunting Carpet U فرش شکارگاهی ابریشمی درباری [این فرش مربوط به قرن شانزده میلادی بوده و در زمینه حاشیه از صحنه های شکار به همراه گل های شاه عباسی و اسلیمی استفاده شده است.]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
imperial U شاهنشاهی
imperial U امپراطوری مربوط به شاهنشاهی
imperial U همایونی
imperial U مجلل همایون
imperial U با شکوه
imperial U عالی
imperial U با عظمت
imperial U پادشاهی امپراتوری
Imperial Stair U پله باشکوه
imperial roof U سقفامپراتوری
imperial institute U بنگاه امپراطوری است در لندن برای پیشرفت بازرگانی
imperial gallon U گالن پادشاهی برابر با6345/4لیتر
imperial decree U درامد نامشروع
imperial moth U پروانه بید بزرگ امریکایی
his imperial majecty U اعلیحضرت همایون شاهنشاه
crown imperial U گل سرنگون
Imperial Stair U پله شاهانه
still hunting U شکار باروش در کمین نشستن
still hunting U روش شکار با تعقیب اهسته بدون کمک سگ
to go a hunting U شکار رفتن
hunting U نوسان دادن انتن رادار درردیابی
hunting U حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
hunting U فرآیند جستجوی رکورد داده در یک فایل
hunting U شکار
hunting U صید
hunting U شکار کردن جستجو کردن
hunting U نوسان سرعت
hunting U شکار دشمن یا زیردریایی
hunting design U طرح شکارگاهی [این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
hunting district U شکار گاه
hunting dog U توله
hunting horn U بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
hunting bow U کمان بلند و سنگین برای شکار
hunting leopard U یوزپلنگ
witch-hunting U کشفوتنبیهافرادیکهدارایعقایدمضربرایاجتماعهستند
head-hunting <idiom> U جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
mine hunting U کشف و خنثی کردن مین
bow hunting U شکار با تیر و کمان
fox-hunting U شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
hunting panther U یوزپلنگ
hunting cap U کلاهشکار
hunting dog U سگ شکاری
cub hunting U شکار بچه روباه
hunting ground U صیدگاه
hunting district U صیدگاه
hunting ground U شکار گاه
hunting ground U شکارگاه
hunting grounds U شکارگاه
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
stag hunting U شکار اهو با حالت سواره وکمک تازیها
exploratory hunting U عملیات اکتشافی و خنثی کردن مین یا مین روبی
silk U لباس ابریشمی
silk U پارچه ابریشمی
silk U نخ ابریشم مخصوص طراحی
silk U نخ ابریشم
silk U ابریشم
near silk U ابریشمی که نزدیک بابریشم اصل است
hunting box or lodge U خانه کوچک شکارگران
We are hunting for a vacant flat. U دربدر دنبال آپارتمان خالی می گردیم
sleave silk U ابریشم نتابیده
sleave silk U ابریشم خام
sleave silk U خامه
silk weaver U حریر باف
silk tasseled U گل ابریشم
tie silk U پارچه ابریشمی کراواتی
to reel off silk U ابریشم را ازپیله کشیدن وبه نخ پیچ یا چرخک پیچیدن
silk pile U پرز ابریشمی
natural silk U ابریشم طبیعی
processed silk U ابریشم پخته [ابریشمی که صمغ آن گرفته شده و آماده ریسندگی و یا رنگرزی است.]
raw silk U ابریشم خام [ابریشمی که صمغ آن گرفته نشده است.]
silk accents U فرش های گل ابریشم
silk cocoon U پیله ابریشم
silk pile U خامه ابریشمی
waste silk U ابریشم گجین [ابریشمی که از تفاله پیله سوراخ شده بدست می آید و دارای طول های متغیر است و کیفیت مطلوبی ندارد.]
silk tasseled U گل ابریشمی
floss silk U خامه
raw silk U کژ
raw silk U خامه
silk worm U کرم ابریشم
raw silk U ابریشم خام
silk worm U کرم پیله
actate silk U ابریشم استاتی
natural silk U ابریشم طبیعی
artifical silk U ابریشم مصنوعی
artificial silk U ابریشم مصنوعی
garbed in silk U جامه ابریشمی پوشیده ملبس بجامه ابریشمی
floss silk U ابریشم خام
shot silk U ابریشمی که چون از چند سوبدان نگاه کنندچند رنگ نشان میدهد
silk oak U درخت الواری استرالیا
silk cloth U پارچه ابریشمی
silk hat U کلاه بلند ابریشمی مخصوص مواقع رسمی
silk covered U سیم ابریشم پوش
silk cloth U حریر
silk stocking U اشرافی
silk stocking U ادم خوش لباس وشیک
silk stocking U جوراب ابریشمی
silk manufactures of home U وطنی
silk manufactures of home U کالاهای ابریشمی ساخت میهن
i have a silk rug Štoo U یک قالیچه ابریشمی هم دارم
to garb oneself in silk U جامه ابریشمی پوشیدن
double silk covered U سیم با دو روکش ابریشمی
cotton or silk velvet U مخمل نخی یا ابریشمی
carpet value U ارزش قیمتی فرش
to be on the carpet U مطرح بودن
carpet U فرش
carpet U قالی
carpet U زیلو
Gohar carpet U فرش گوهر [این فرش که توسط بافنده ای به همین نام از اهالی ارمنستان وسیه بافته شده از فرش های شاخص و کلیدی این منطقه محسوب شده و طرح آنرا مربوط به قره باغ می دانند.]
felt carpet U زیرانداز
mirror carpet U طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
landscape carpet U فرش دور نما [فرش چشم انداز] [عده ای آن را طرح گورستان می نامند با عقیده به اینکه این طرح در مراسم تدفین بکار می رفته است. نمای کلی فرش جلوه ای از خانه ها و درختان و حالت عادی زندگی را نشان داده.]
carpet weaver U قالی باف
felt carpet U فرش نمدی
greige carpet U فرش خود رنگ [فرشی که الیاف آن پیش از بافت رنگرزی نشده باشد. این نوع بافت در بین بافندگان محلی و خصوصا در افغانستان و کشورهای تازه استقلال یافته روسیه دیده می شود.]
carpet bombing U توزیع بمب جهت پوشش یک منطقه بمباران منطقهای
carpet bombing U بمباران منطقهای
red carpet U تشریفات و احترامات رسمی
carpet bag U خرجین
carpet sweeper U جارو نپتون [نظافت] [خانه داری]
carpet-bedding U [گلکاری به روش قرن نوزدهم میلادی]
Zeigler carpet U فرش زیگلر [فرش طاقی]
carpet beetle U بالشک مار
table carpet U فرش رومیزی [اینگونه فرش ها بصورت دایره یا بیضی بافته شده. نقوش قدیمی آن بیشتر از طرح مملوک و فرش های جدیدتر از طرح های قفقازی و ترکی بهره گرفته است.]
carpet beetle U بالشتک مار
carpet workshop U کارگاه قالیبافی
Persian carpet U قالی ایرانی
Dudley carpet U فرش سفارشی ایرانی دادلی [مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
carpet loom U دار قالیبافی که بصورت افقی، ثابت و یا گردان تهیه می شود و شامل تیرک ها و پیج و مهره ها می شود
carpet exporter U صادرکننده فرش
stair carpet U فرش راه پله
carpet classification U طبقه بندی [درجه بندی] فرش
carpet beetle U نوعی سوسک که در حالت لارو حشره الیاف پشم را مورد تغذیه خود قرار داده و اصطلاحا باعث بیدزدگی فرش می شود
Ardabil carpet U فرش شیخ صفی و یا فرش اردبیل که یکی در موزه ویکتوریا و آلبرت و دیگری در موزه هنر لس آنجلس نگهداری می شوند
red carpet U علامت پذیرایی مخصوص
call on to the carpet <idiom> U مورد مواخذه قرارگرفتن
prayer carpet U سجاده
magic carpet U فرشجادوئی
carpet slipper U دمپاییراحتی
carpet sweepers U جاروی فرش پاک کن
carpet sweeper U جاروی فرش پاک کن
carpet market U بازار فرش
carpet materials U مواد اولیه فرش
carpet-dyer U رنگرز قالی
Chelsea carpet U فرش های با نقش لهستانی مربوط به قرن شانزدهم میلادی
circular carpet U قالی مدور یا دایره ای شکل که قدیمی ترین آن مربوط به قرن شانزدهم میلادی می باشد
coronation carpet U فرش تاجگذاری [این فرش که منصوب به اصفهان می باشد در قرن هفدهم میلادی جهت تاجگذاری فردریک پنجم در دانمارک بافته شده و اکنون نیز در موزه سلطنتی دانمارک نگهداری می شود]
carpet width U پهنا و عرض فرش
carpet weaving U بافتن فرش
carpet washing U شستن فرش
carpet washing U قالی شویی
carpet thinckness U کلفتی یا ضخامت فرش
carpet showroom U نمایشگاه و غرفه فرش
carpet moth U بید فرش که خصوصا در جاهای تاریک و کم نور الیاف پشم فرش را مورد حمله قرار می دهد
carpet weight U وزن فرش
You cannot make a silk purse out of a sows ear . <proverb> U هیچکس نمى تواند از گوش ماده خو,ابریشم خالص بگیرد .
carpet and floor brush U جارویکفوفرش
To snake the dust off the carpet. U خاک قالی را تکان داد (تکاندن )
Iran Carpet Company U شرکت سهامی فرش ایران
roll out the red carpet <idiom> U برای خوشآمد فرش زیرپای مهمان پهن کردن
roll out the red carpet <idiom> U حسابی پذیرایی کردن
To rinse the prayer carpet . <proverb> U جا نماز آب کشیدن .
carpet exporters union U اتحادیه صادرکنندگان فرش
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com