Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
If this is your problem , it is no problem , it is no problem .
U
اگر گرفتاریت فقط اینست که اصلا" گرفتاری نیست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
problem
U
مسئله
problem
U
مشکل
problem
U
چیستان
problem
U
معما موضوع
problem
U
مساله
problem
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان مشکلات شخصی را به سادگی میدهد
problem
U
واضح کردن توضیحات شکل به روش منط قی
problem
U
یافتن پاسخ برای مشکلی
problem
U
یافتن علامت و روش رفع و تعمیر خطا یا مشکل
problem
U
سوالی که یافتن پاسخ آن مشکل باشد
problem
U
خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
problem-solving
U
مساله گشایی
benchmark problem
U
کار یا برنامه بررسی اعتبار کارایی سخت افزار یا نرم افزار
benchmark problem
U
مسئله محک
check problem
U
مسئله مقابلهای
check problem
U
مسئله ازمایشی
chess problem
U
مسئله شطرنج
chess problem
U
معما
definition of a problem
U
تعریف یک برنامهThe
determinate problem
U
مسئله ایی که یک یا چندراه حل معین دارد
domestic problem
U
مساله خانوادگی
eight queens problem
U
مسئله هشت وزیر شطرنج
feeding problem
U
مشکل تغذیه
identification problem
U
مسئله تعیین هویت
identification problem
U
مسئله شناسائی
mind body problem
U
مساله تن و روان
mooney problem checklist
U
مشکل سنج مونی
on line problem solving
U
حل مسئله بطور درون خطی
problem analysis
U
تجزیه و تحلیل مسئله
problem behavior
U
رفتار مشکل افرین
problem box
U
جعبه مساله
problem checklist
U
فهرست مشکلات
problem child
U
کودک مشکل افرین
problem child
U
فرزند مسئله دار
problem child
U
فیل جناح وزیر درصورتی که راه گسترش ان مسدود باشد
problem definition
U
تعریف مسئله
problem description
U
تشریح مسئله
problem description
U
شرح مسئله
problem file
U
پرونده مسئلهای
problem identification
U
شناسایی مسئله
problem identification
U
بازشناسی مشکل
problem oriented
U
مسئله گرا
problem oriented language
U
زبان مسئله گرا
problem oriented language
U
زبان باگرایش مسئله
problem plav
U
نمایشی که موضوع ان مسئلهای باشد
problem program
U
برنامه مسئلهای
problem program
U
برنامهای که به هنگام قرارگرفتن واحد پردازش مرکزی در حالت مسئله اجرا میشودبرنامه مسئلهای
problem solving
U
حل مسئله
problem state
U
حالت مسئلهای
problem state
U
وضعیت مسئله
problem statement
U
حکم مسئلهای
solution of a problem
U
حل یک مسئله
solution to a problem
U
راه حل یک مسئله
test problem
U
مسئله ازمابنده
It is an extremely complicated problem.
U
مسأله بسیار پیچیده ایست
We are confronting a difficult problem.
U
با مسأله مشکلی روبرو هستیم
My only problem is money .
U
تنها گرفتاریم پول است ( محتاج آن هستم )
Problem - solving .
U
گره گشایی ( رفع مشکل )
To umravel a complication . to unlock adoor . to resolve ( untangle )a knotty problem.
U
گره از مشکلی باز کردن ( گشودن )
No problem at all. It is quite all right .
U
مانعی ندارد
This would provide an obvious solution
[to the problem]
.
U
این می تواند یک راه حل واضح
[به مشکل]
فراهم می کند.
What's the problem?
U
مشکل کجاست؟
More money is not the answer to this problem.
U
پول بیشتر حل این مسئله نیست.
one's biggest worry
[problem number one]
U
بزرگترین نگرانی
the heart of the problem
U
اصل مساله
to face a serious problem for the country
U
روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
to face a serious problem for the country
U
مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
to crack a problem
U
مسئله ای را حل کردن
[ریاضی یا فیزیک]
Is that enough to be a problem?
U
آیا این کافی است یک مشکل بحساب بیاید؟
Life in not a problem to be solved, but a reality to be experienced.
U
زندگی مسئله ای نیست، که نیاز به حل کردن داشته باشد، بلکه حقیقتی است که باید تجربه کرد.
A problem is a chance for you to do your best.
U
مشکل فرصتی است برای شما تا نهایت تلاشتان را بکنید.
The real problem is not whether machines think but whether men do.
U
مشکل واقعی این نیست که آیا ماشین ها فکر می کنند یا خیر مشکل واقعی این است که آیا انسان فکر می کند یا خیر.
The whole problem with the world is that fools and fanatics are always so certain of themselves, and wiser people so full of doubts.
U
مشکل اصلی در دنیا این است که احمق ها و متعصب ها همیشه از خودشان مطمئن و انسان های عاقل پر از تردید هستند.
problem-free
<adj.>
U
بدون دردسر
problem-free
<adj.>
U
بدون زحمت
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com