Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 60 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
I am very busy today .
U
امروز خیلی کار دارم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
busy
U
مشغول
busy with
U
مشغول
busy in
U
دست بکار
busy at
U
مشغول
busy at
U
دست بکار
busy
U
1-مشغول انجام کاری 2-سیگنال الکتریکی برای اعلام اینکه وسیله برای دریافت داده آماده نیست
busy
U
خط تلفن اشغال است
busy
U
مشغول کردن
busy
U
اشغال
busy
U
دست بکار شلوغ
i was busy at the moment
U
در ان وقت کار داشتم
to busy oneself
U
خودرا مشغول کردن
I am
[will be]
busy this afternoon .
امروز بعد از ظهر وقت ندارم.
as busy as a bee
<idiom>
U
مثل خر آسیاب
i am busy at the moment
U
نقدا` مشغولم
i am busy at the moment
U
فعلا` کاردارم
i am busy at the moment
U
اکنون کار دارم
busy signal
U
علامت اشغال
busy body
U
نخودهمه اش
busy body
U
ادم فضول
busy body
U
فضول
The doctor is a busy man .
U
دکتر سرش شلوغ است
I am busy . my hands are tied.
U
دستم بند است
The line is busy (engaged).
U
صحبت می کند (خط تلفن مشغول است )
I am tied up ( busy) at the moment.
U
الان دستم بند است
In busy (crowded) streets of Tehran .
U
درخیابانهای شلوغ تهران
I need them today.
من آنها را امروز میخواهم.
today
U
امروز
So what's today?
U
امروز چه خبر
[تازه ای]
است؟
[اصطلاح روزمره]
I'll be at home today .
U
امروز منزل خواهم بود
A week from today
U
هفت روز پس از امروز
Does it have to be today (of all days)?
U
این حالا باید امروز باشد
[از تمام روزها]
؟
Today I took laxatives.
U
امروز مسهل خورده ام.
What do you feel like having today?
U
امروز تو به چه اشتها داری؟
today of all days
U
از همه روزها امروز
[باید باشد]
today of all days
U
مخصوصا امروز
She was off hand with me today.
U
امروز بامن سر سنگین بود ( بی اعتنا ء )
I weighed myself today .
U
امروز خودم را کشیدم ( وزن کردم )
i have no work today
U
امروز کاری ندارم
He was not supposed to come today .
U
قرارنبود امروز بیاید
It is foul weather today .
U
امروز هوا خیلی گند است
It is a cool day today.
U
امروز هوا خنک کرده است
I am in a good mood today.
U
حالش بهم خورد
My voice is not clear today.
U
صدایم امروز صاف نیست
Today is my lucky day.
U
امروز روز خوش بیاری من است
Never put off tI'll tomorrow what you can do today .
U
کار امروز را به فردا نیانداز
Have you had a blowle movement today ?
U
شکمتان امروز کار کرده ؟
This is important, not only today, but also and especially for the future.
U
این، نه تنها امروز، بلکه به ویژه برای آینده هم مهم است.
I am in an exuberant mood today .
U
امروز خیلی کیفم کوک است
Today me, tomarrow thee.
<proverb>
U
امروز من,فردا تو .
She wont show up today.
U
امروز پیدایش نمی شود
We wI'll be notified(informed)of the results today.
U
امروز جواب کار معلوم می شود
Can I go earlier today, just as a special exception?
U
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
I dont feel like work today.
U
جویای حال ( احوال ) کسی شدن
never put off till tomorrow what may be done today
<proverb>
U
کار امروز به فردا مفکن
We had a nice long walk today.
U
امروز یک پیاره روی حسابی کردیم
Never put off till tomorrow what maybe done today.
<proverb>
U
آنچه امروز مىتوانى انجام دهى هرگز براى فردا مگذار.
Dont leave off tI'll tomorrow what you can do today .
U
کار امروز به فردا مگذار (میفکن )
Today's weather is mild by comparison.
U
در مقایسه هوای امروز ملایم است.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com