Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
How long were you in the queue
[line]
?
U
تو چند مدت در صف ایستادی؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
queue
U
افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queue
U
که به ترتیب بررسی می شوند
queue
U
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها
queue
U
صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queue
U
روش برنامه نویسی که تاخیر ورودی و خروجی را به این صورت کم میکند که اطمینان می یابد از اینکه داده ارسالی بین نرم افزار و وسیله ورودی و خروجی با وسایل و ورودی و خروجی همسان است
queue
U
مدت زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال منتظر بمانند
queue
U
فایل اندیس دار ترتیبی که موضوع به موضوع به تاخر خوانده میشود
queue
U
صق بالاکهای منتظر پردازش که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی شده اند
queue
U
1-صف تقاضای استفاده از یک کانال . 2-صف دادهای که به کانال فرستاده میشود
queue
U
صف صف بستن
queue
U
صف اتوبوس و غیره
queue
U
در صف گذاشتن در صف ایستادن
queue
U
تعداد کارهای مرتب که منتظرند تا در سیستم دستهای پردازش شوند
queue
U
تعداد فایل هایی که مرتب ذخیره شده اند پیش از پردازش
queue
U
نرم افزاری که کارهایی که باید پردازش شوند را مرتب میکند
queue
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue
U
روش استفاده شده در ساختار صف , Lifd یا Fifd
scheduling queue
U
صف زمان بندی
rear of queue
U
عقب صف
job queue
U
صف کار
job queue
U
صف برنامه
To jump the queue.
U
خود را داخل صف جا زدن ( خارج از نوبت )
He jumped the queue.
U
پرید توی صف ( خارج از نوبت )
input queue
U
صف ورودی
print queue
U
صف چاپ
to queue
[line]
up for tickets
U
برای بلیط در صف ایستادن
to queue-jump
[British E]
U
داخل صف زدن
input work queue
U
صف کار ورودی
We had to queue
[line]
up for three hours to get in.
U
ما باید سه ساعت در صف می ایستادیم تا برویم تو.
input job queue
U
صف برنامه ورودی
To form a queue. To line up.
U
صف بستن ( کشیدن )
output job queue
U
صف برنامه خروجی
output work queue
U
صف کار خروجی
To stand in a queue (line).
U
توی صف ایستادن
Dont be long. Step on it . Dont take long over it . Get a move on.
U
طولش نده (زود باش )
at long last
U
بالاخره
as long as
<idiom>
U
به شرط اینکه ،به این شرط که
come a long way
<idiom>
U
برنامه بزرگی ریختن
See you again . So long.
U
به امید دیدار
To wish (long) for something.
U
آرزوی چیزی را کردن (داشتن )
for long
U
مدت زیادی
as long as
U
بشرطی که
as long as
U
تا زمانیکه بمقدار زیاد
as long as
U
بمدت طولانی
as long as
U
ازوقتی که
as long as
U
از زمانیکه
before long
U
بهمین زودی
before long
U
بزودی
at long last
U
اخرالامر
at long last
U
عاقبت
for long
U
خیلی
get a long with you
U
بروپی کارت
go long
U
تلاش درپاس طولانی بجلو
so long as
U
تاوقتی که
so long
U
بامیددیدار
so long
U
خدا حافظ
long for
U
اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
not long a go
U
همین تازگی ها
not long a go
U
چندی پیش
not long a
U
مدتی نگذشته است
not long a
U
چندوقت پیش
long little
U
زنده باد
long little
U
پاینده باد
long off
U
موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
so long as
U
مادامی که بشرطی که
very long
U
برد خیلی زیاد
very long
U
شعاع عمل زیاد
how long
U
تاکی تاچه وقت چقدر
how long since is it?
U
چند وقت پیش بوده است
how long since is it?
U
چندوقت است
it will not take long
U
طولی
it will not take long
U
نخواهدکشید
it will not take long
U
مدت زیادی نمیخواهد
long course
U
استخر 05 متر
long a
U
مدت مدیدی بعد
long a
U
مدتهاپس ازان
long a go
U
مدتی پیش
long a go
U
مدت زیادی پیش
long on
U
موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
long-
U
طولانی
long-
U
کشیده
long-
U
طولانی طویل
to say so long to somebody
U
با کسی خداحافظی کردن
long-
U
مدت زیاد
I've known her at least as long as you have.
U
آشنایی من با او
[زن]
کمک کمش به اندازه مدت آشنایی تو با او
[زن]
است.
long
U
مدید
long-
U
دیر گذشته ازوقت
long
U
دراز
long-
U
بلند
long-
U
توپ بلند به اوت
long-
U
طی مسافت زیاد توپ
long-
U
مناسب بودن
long-
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
U
:اشتیاق داشتن
long
U
طولانی طویل
long
U
کشیده
long-
U
مدید
long
U
توپ بلند به اوت
long
U
بلند
long
U
طولانی
long
U
مدت زیاد
long-
U
دراز
long
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
U
طی مسافت زیاد توپ
long
U
مناسب بودن
long
U
دیر گذشته ازوقت
How long will it take?
چقدر طول می کشد؟
long
U
:اشتیاق داشتن
long tongue
U
وراجی
of long duration
U
مدید
long ton
U
تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
long ton
U
تن بزرگ
long windedness
U
پرگویی
of long duration
U
دیرپای
long tom
U
تغار یا فرف مخصوص طلاشویی
of long continvance
U
ماندگار
night long
U
از سر شب تا بامداد
not long ago
U
اخیرا
not long ago
U
چندی پیش
of long continvance
U
دیرپای
long windedness
U
روده درازی
long wind
U
طاقت زیاد دویدن
long wind
U
دراز نفسی
long tongue
U
پر حرفی
long tom
U
درخت الواراسترالیایی
long recoil
U
عقب نشینی طولانی
long shot
U
شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
long shunt
U
شنت دراز
long sight
U
دوربینی
long sight
U
نظر دوررس
I will not detain you long.
U
خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
long sighted
U
دوربین
long sighted
U
تیزبین
long shot
U
شانس کمی برای برنده شدن دارد نوعی شرط که احتمال بردن ان کم است
long shot
U
کسیکه درمسابقات
long shoreman
U
گماشته بارگیری و بار خالی کنی در بندریا ماهی گیری در کرانه
long robe
U
صورت کشیده
long robe
U
ردای بلند
long run
U
بلند مدت
long run
U
دراز مدت
long run
U
مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
long sea
U
دریایی که خیزابهای بزرگ ومنظم دارد
long shore
U
کرانهای
long shore
U
وابسته بدریا کنار
long recoil
U
طول عقب نشینی زیاد
long sighted
U
دوراندیش
long suffering
U
بردباری رنجبری
long suffering
U
زحمت کشی
long term
U
دراز مدت
long term
U
طویل المدت
long term
U
بلند مدت
long thrust
U
وضعیت سخمه بلند
long thrust
U
سخمه بلند
long thrust
U
تک نفوذی طولانی یادوردست
long suffering
U
سختی کش
long suffering
U
زحمت کش
long suffering
U
رنجبر
long sightedness
U
دوربینی
long sightedness
U
دور اندیشی
long siht
U
دور بینی
long siht
U
نظردور رس
long splice
U
پیوند بلند
long spot
U
موضع گیری توپگیری مستقیما" پشت سر محافظ میله ها
long string
U
خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
long suffering
U
رنج کش
long tom
U
توپ دریایی دور رس یاساحلی
long face
<idiom>
U
افسرده وغمگین
We have a long journey before us .
U
مسافرت طولانی در پیش داریم
How long does it take by car?
با اتومبیل چقدر طول می کشد؟
How long can I park here?
U
چه مدت می توانم اینجا پارک کنم؟
in the long run
U
در دراز مدت
long-running
U
آنچهمدتهادرحالاجراباشد
long-lost
U
کسیکهمدتهایمدیدیاسترویتنشدهاست
long gallery
U
اتاق طویل
long-lasting
U
طولانیمدت
long-awaited
U
زمانانتظار
long gallery
U
راهرو طویل
long-house
U
مسکن اشتراکی
long vacation
U
تعطیلاتتابستانی
long residue
U
پسماندهتولیدشده
to be long in coming
U
خیلی طولش میدهد تا بیاید
[برسد]
How long does the crossing take?
U
چه مدت این مسافرت دریایی طول می کشد؟
What's taking so long?
U
چرا اینقدر طول میکشد؟
How long will you be staying?
U
چه مدت میخواهید بمانید؟
long haul
<idiom>
U
مسافت دراز یا سفرکردن
all day long
<idiom>
U
تمام روز
How long were you away from Iran ?
U
چه مدت درایران نبودید ؟
With a long face .
U
با لب ؟ لوچه آویزان ( اشاره به ناکامی وعدم موفقیت )
He did not live long enough to …
U
آنقدر عمر نکرد که ...
long haul
<idiom>
U
مدت درازی بین کاری که ادامه داد
long shot
<idiom>
U
شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
over the long run
<idiom>
U
درآخر
in the long run
<idiom>
U
آینده دور،درآخر
I had a long talk with him.
U
با ایشان مفصلا" صحبت کردم
With a long face .
U
با سبیل آویزان ( ناموفق وسر خورده )
Once in a while. At long intervals.
U
دیر به دیر
In the long run right will out.
<proverb>
U
یق بالاخره آشکار مى شود .
I will not detain you long.
U
خیلی وقتتان را نمی گیرم.
long residue
U
باقیمانده
long-drawn-out
U
دور و دراز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com