Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 67 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Hotel accommodation is rather expensive there.
U
قیمت
[اتاق]
هتل آنجا واقعا گران است.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
expensive
U
گران
too expensive
<adj.>
U
بسیار گران
This is really expensive !
U
این چه گران است !
If anything ,it is more expensive.
U
اگر گرانتر نباشد مسلما" ارزانتر نیست
not too expensive
U
خیلی گران نباشد.
expensive
U
پرخرج
It is too expensive.
خیلی گران است.
It is too expensive for me to buy ( purchase ).
U
برای من خیلی قیمتش گران است ( پول خرید آنرا ندارم )
Smoking makes you ill and it is also expensive.
U
سیگار کشیدن شما را بیمار می کند و این همچنین گران است.
He bought them expensive presents, out of guilt.
U
او
[مرد]
بخاطر احساس گناهش برای آنها هدیه گران بها خرید.
hotel
U
مهمانخانه
hotel
U
هتل
hotel
U
مسافرخانه
accommodation
U
قرار
accommodation
U
تطبیق موافقت
accommodation
U
منزل وسایل راحتی
accommodation
U
جا
accommodation
U
تطابق
accommodation
U
همسازی
accommodation
U
بوم گزینی
accommodation
U
سازش با مقتضیات محیط
accommodation
U
انطباق
accommodation
U
برون سازی
accommodation
U
مساعده
accommodation
U
کمک
accommodation
U
وام
accommodation
U
توافق
Can you recommend a hotel?
U
آیا میتوانید یک هتل به من معرفی کنید؟
hotel reservation
U
رزرو هتل
Where is the hotel reservation?
U
رزرو هتل کجاست؟
hotel reservation
U
محل رزرو هتل
hotel-Dieu
U
بیمارستان فرانسوی
I am staying at the hotel.
U
در هتل منزل دارم.
hotel staff
U
کارکنان هتل
Is there a hairdresser's in the hotel?
U
آیا آرایشگاه در هتل هست؟
Do you have a hotel guide?
U
آیا دفترچه راهنمای هتل را دارید؟
maitred'hotel
U
معشوقه
There are no vacancies at the hotel.
U
هتل اتاق ( جای ) خالی ندارد
The hotel has overcharged me .
U
هتل گران پایم حساب کرده
maitred'hotel
U
سرپیشخدمت مدیر مهمانخانه
franchisede i'hotel
U
مصونیت محل اقامت نمایندگان خارجی
put up at a hotel etc.
<idiom>
U
درهتل یا خانه کسی ماندن
accommodation coefficient
U
ضریب تطابق
demand accommodation
U
تعدیل درخواستها
accommodation bill
U
سفته دوستانه
accommodation ladder
U
پله تشریفاتی
married accommodation
U
جا برای شخص زن دار یاشوهردار
accommodation bill
U
براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
accommodation bill
U
برات دوستانه
accommodation for the night
U
خوابگاه برای یک شب
absolute accommodation
U
انطباق مطلق
accommodation acceptance
U
برات دوستانه
demand accommodation
U
تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
accommodation date
U
تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
subsidized accommodation
U
منزل با کمک هزینه
[کرایه و غیره]
married accommodation
U
جا برای مردم متاهل
accommodation coefficient
U
ضریب برابری
Befor I knew it , the hotel bI'll was sent .
U
هنوز هیچه نشده صورتحساب هتل را فرستادند
hotel reservation desk
U
میزرزرودرهتل
I stayed at the hotel with some friends.
U
با دوستانم درهتل ماندم
Is there a beauty salon in the hotel?
U
آیا سالن زیبایی در هتل هست؟
Where is the hotel/ guest house?
U
هتل کجاست؟
additional bed
[accommodation of persons]
U
تخت خواب اضافه
The price includes flights and accommodation.
U
بها پرواز و مسکن را در بر دارد.
The price of butter has gone up . butter has become expensive .
U
کره گران شده
The hotel was home from home .
U
هتل مثل منزل خودمان بود ( راحت وکم تشریفات )
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com