Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Her comment, though unexpected, was apropos.
U
نظر او
[زن]
، هر چند غیر منتظره، بجا بود.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
unexpected
U
ناگاه
unexpected
U
غیر منتظره
unexpected
U
پیش بینی نشده
unexpected
U
غیرمنتظره
unexpected
U
غیر مترقبه
unexpected
U
غیره مترقبه غیرمنتظره
unexpected inflation
U
تورم پیش بینی نشده
unexpected inflation
U
تورم غیر منتظره
apropos
U
شایسته
apropos of
U
دربارهء
apropos of
U
راجع به
apropos
U
بجا
apropos of
U
نسبت به
apropos
U
بموقع
Apropos of nothing, she then asked me if I was hungry.
U
سپس او
[زن]
از من بی دلیل پرسید که آیا من گرسنه هستم.
The ceremony concluded with the recital of an apropos poem.
U
مراسم با تلاوت شعر شایسته به پایان رسید.
comment
U
توضیح
comment
U
تفسیر
comment
U
نظریه
comment
U
تعبیر
comment
U
تفسیرنوشتن
To comment on something ( someone ) .
U
درباره چیزی ( کسی ) نظردادن
comment
U
تعبیر کردن
comment
U
مین کننده توضیحات است
comment
U
نکات کمکی در برنامه برای راهنمایی کاربر
comment
U
ناتوان کردن موقت یک دستور با قرار دادن آن در محل توضیحات
comment card
U
کارت توضیحی
a fair comment
U
نظر بی طرفانه
comment column
U
ستون توضیحی
comment statement
U
حکم توضیحی
make a comment
U
افهار نظر کردن
I wI'll not comment on this issue.
U
درباره این مطلب اظهار نظری نمی کنم
To express an opinion. To comment.
U
اظهار نظر کردن
item of written comment
U
نظر
item of written comment
U
رای
item of written comment
U
پاسخ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com