English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 71 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
From your lips to God's ears! <idiom> U امیدوارم که حق با شما باشد، اما من کمی شک و تردید دارم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lips U استاندارد و اندازه گیری توان پردازش از موتور واسط
lips U Second Per LogicalInferences
lips U واحد اندازه گیری سرعت برای کامپیوترهای نسل پنجم
red lips U لبهای قرمز
to escape one's lips U از دهان کسی در رفتن
he did not open his lips U لب نگشود
he did not open his lips U دهان نگشود سخن نگفت
ripe lips U لبهای قرمز
to purse one's lips U قهر کردن
purse the lips U بستن لبها
my lips are sealed U لبهایم رابسته اند
To lick ones lips . U شکم خود را برای چیزی صابون زدن
To pout ones lips . U لب غنچه کردن
he did not open his lips U خاموش ماند
He had a cigar between his lips . U یک سیگار برگ گذاشته بود گوشه لبش
smile played on his lips U تبسم برلبانش بوسه میزد
I licked my lips [in anticipation] . U دهنم آب افتاد.
commissure of lips of mouth U سطحاتصالدولب
He licked ( smacked ) his lips . U لب ودهنش آب افتاد ( از روی لذت وخوشی )
all ears <idiom> U سراوپا گوش
up to the ears U غرق سرا پا فرو رفته
It is for your own ears. U پیش خودت بماند ( بکسی چیزی نگه )
I'm up to my ears <idiom> U فرصت سر خاراندن ندارم
to p up the ears U گوشهاراتیزیاراست کردن
to be all ears U سراپا گوش بودن
by the ears U مخالف
ears U خوشه زائده
ears U گوشه
ears U خوشه دار یاگوشدار کردن
ears U هرالتی شبیه گوش یا مثل دسته کوزه خوشه
ears U شنوایی
ears U گوش
by the ears U در ستیزه
by the he and ears U بزور
ears U دسته
over he and ears U تاکردن
ears U گوشواره
music to one's ears <idiom> U صدایی که شخص دوست دارد بشنود
Walls have ears <idiom> U دیوار موش دارد و موش گوش دارد [اصطلاح]
up to one's ears in work <idiom> U کارهای زیاد برای انجام داشتن
asses' ears U نوعی گوشه [نوعی شاخه]
Walls are ears. <proverb> U دیوارها گوش دارند .
he is not yet dry behind the ears <idiom> U دهنش بوی شیر می دهد
wet behind the ears <idiom> U نابالغ ،دهانش بوی شیر میدهد
clear one's ears U متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
my ears burn U گویی کسی از من سخن می گوید
to set by the ears U بهم انداختن
to set by the ears U باهم بدکردن باهم مخالف کردن
to set by the ears U بهم درانداختن
walls have ears U دیوار
walls have ears U گوش دارد
walls here ears U دیوار موش دارد موش گوش دارد
I'm up to my ears with work. U خیلی سرم با کارهایم شلوغ است.
My ears are ringing . U گوشم صدا می کند
To be up to ones ears in debt. U تا خرخره درقرض بودن
To be in debt up to ones ears. U غرق بدهی بودن
I pulled him by the ears. U گوشش را کشیدم ( بعنوان تنبیه )
He is stI'll wet behind the ears. U هنوز دهانش بوی شیر می دهد
little pitchers have long ears U کودکان غالبا گوششان تیزاست
To box someones ears . U تو گوش کسی زدن
to grate on somebody's eyes [ears] U چشم های [گوش های] کسی را آزار دادن [چونکه ناپسند است]
The dog pricked up his ears U سگ گوشهایش را تیز کرد
little pitchers have big ears <idiom> U دیوار موش داره موش هم گوش داره
The sound rings in the ears. U صدا در گوش می پیچد
To set people by the ears. U مردم را بجان هم انداختن
to go [fall] together by the ears [outdated] <idiom> U شروع به دعوی کردن
To box someones ears. U تو گوش کسی زدن
To bring something to someones ears . U مطلبی را به گوش کسی رساندن
To lend ones ears . To listen attentively . U گوش فرادادن
To be all ears . To lend an avid ear . U سرا پ؟ گوش بودن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com