English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 37 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
All of which doesn't really help us very much in our day-to-day lives. U تمامی این موارد به زندگی روزانه ما واقعا کمکی نمی کند.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
The snow doesn't stay on the ground. [The snow doesn't stick.] [American English] , [The snow doesn't settle.] [British English] U برف روی زمین نمی ماند.
lives U نفس
lives U موجودات حبس ابد
lives U موجود
lives U دوران زندگی
lives U دوام
lives U مدت
lives U عمر رمق
lives U حیات
lives U زندگی
lives U جان
the a of the lives U کارجگر
Looks that way, doesn't it? U اینطور به نظر می رسد نه؟ [اصطلاح روزمره]
doesn't U نمیکند
he lives on air U باباد
half-lives U نیم عمر
he lives on air U زندگی میکند
A cat has nine lives . <proverb> U گربه هفت جان دارد .
Our lives are in danger. U جانمان درخطر است
love lives U زندگی عشقی و جنسی
the cat has nine lives U گربه
the cat has nine lives U سگ هفت جان دارد
half-lives U نیمه عمر در هسته شناسی
She doesn't look her age. U او [زن] از سنش جوانتر نشان می دهد.
lives of great men U زندگی
lives of great men U مردمان بزرگ
The heating doesn't work. این سیستم حرارتی کار نمیکند.
The light doesn't work. این چراغ برق کار نمیکند.
The heating doesn't work. این سیستم گرمایشی کار نمیکند.
This software doesn't run on Windows. U این نرم افزار در سیستم ویندوز کار نمی کند.
It doesn't fly with me [American E] [colloquial] U من حاضر نیستم این کار را انجام بدهم!
It doesn't fly with me [American E] [colloquial] U این رضایت بخش نیست برای من!
Money doesn't bring [buy] happiness. <proverb> U پول خوشبختی نمی آورد. [ضرب المثل]
It doesn't matter where you get your appetite as long as you eat at home. <proverb> U بیرون ما را به اشتها می آورند اما در خانه غذا می خوریم. [ضرب المثل بیشتر مربوط به سکس تا غذا]
He's a good director but he doesn't bear [stand] comparison with Hitchcock. U او [مرد ] کارگردان خوبی است اما او [مرد] قابل مقایسه با هیچکاک نیست.
She doesn't eat meat, but other than that she'll eat just about anything. U او [زن] گوشت نمی خورد اما به غیر از آن او [زن] کلا همه چیز می خورد.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com