English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 171 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
AT command set U حالتی در مودم که آماده پذیرش دستورات با استفاده از مجموعه دستورات Hayes AT است
AT command set U مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
command U فرمایش
command U سرکردگی فرماندهی
command U فرمان دادن
command U حکم کردن
command U امرکردن
command U فرمان
command U فرماندهی
command U یکان عمده قرارگاه فرماندهی کردن امر دادن
command U فرمان دستوردادن
command U دستور
command U امریه
command U یکان قرارگاه عمده
command U حکم
command U امر
command U کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
command economies U اقتصاد دستوری
command economy U اقتصاد دستوری
command post U پست فرماندهی
command post U پاسگاه فرماندهی
command posts U پست فرماندهی
command posts U پاسگاه فرماندهی
high command U فرماندهی عالی
high command U سرفرماندهی
administrative command U یکان اداری
administrative command U فرماندهی اداری
advance command post U پاسگاه رده جلو
advance command post U پاسگاه فرماندهی جلو
air command U فرماندهی نیروی هوایی
air command U یکان هوایی
air command U فرماندهی هوایی
air defense command U فرماندهی پدافند هوایی
air strategical command U فرماندهی استراتژیکی هوایی
airlift command U فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
alternate command authority U افسر جانشین فرمانده
alternate command authority U مقام جانشین فرماندهی
amphibious command ship U ناو فرماندهی عملیات اب خاکی
area command U فرماندهی منطقه
area support command U فرماندهی پشتیبانی منطقه
army airdefense command post U پاسگاه فرماندهی پدافندهوایی نیروی زمینی
army material command U فرماندهی اماد نیروی زمینی
army reserve command U فرماندهی احتیاط نیروی زمینی قسمت احتیاط ارتش
at my command U به فرمان من
base command U فرماندهی پایگاه
base logistical command U یکان مبنای لوجستیکی فرماندهی لجستیکی پایگاه
chain of command U سلسله مراتب
chain of command U سلسله مراتب فرماندهی
channel command U فرمان کانال
channel command word U کلمه فرمان محرا
combined command U فرماندهی مرکب
combined command U یکان مرکب
command active sonobuoy system U وسیله اکتشاف زیردریایی
command altitude U ارتفاع فرمان داده شده برای پرواز ارتفاع تعیین شده برای هواپیمای رهگیر
command and control U کنترل و فرماندهی
command and general staff college U دافوس
command and general staff college U دانشکده فرماندهی وستاد دانشگاه جنگ
command automatism U فرمانبری مطلق
command axis U محور حرکت یکان
command axis U محورحرکت قرارگاه فرماندهی محور ارتباط فرماندهی
command budget estimate U براورد بودجه یکان
command budget estimate U براوردبودجه
command channels U ردههای فرماندهی
command channels U سلسله مراتب فرماندهی سلسله مراتب
command destruct signal U علامت به کار افتادن سیستم تخریب کننده موشک
command destruct signal U علامت تخریب موشک با فرمان دور
command detonated U منفجر شونده از راه دور قابل انفجار با فرمان دور
command driven software U نرم افزار فرمان گرا
command ejection U پرتاب کابین خلبان با فرمان سیستم پرتاب خودکار کابین
command group U گروه فرماندهی
command heading U مسیر تعیین شده برای هواپیماتوسط برج کنترل
command heading U مسیرپیش بینی شده
command information program U برنامه اطلاعاتی یکان برنامه اگاه سازی یکان
command issuing office U دفتر توزیع فرامین یکان
command issuing office U دفترتوزیع دستورالعملهای یکان
command key U کلید فرمان
command language U زبان فرماندهی
command language U زبان فرمان
command language U زبان دستوری
command liaison U افسر رابط فرماندهی
command liaison U شبکه رابط یکان
command management system U سیستم مدیریت فرماندهی سیستم مدیریت یکان
command mode U حالت فرماندهی
command mode U وضعیت دستوری
command net U شبکه فرماندهی
command net U شبکه یکان
command of execution U ریاست اجرایی
command of execution U فرمان اجرای عمل یکان اجرایی
command post exercise U تمرین پاسگاه فرماندهی
command processing U پردازش دستورالعمل
command processor U سیستم عامل فرمانی
command report U گزارش فرماندهی
command select system U سیستم فرمان انتخابی
command signal U علامت فرمان
command socialism U سوسیالیسم دستوری
command speed U سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
command sponsored dependent U بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
command strength U استعداد یکان
command unit U واحد فرمان
command.com U در -MS DOS فایل برنامهای که حاوی مفسر دستورات سیستم عامل است این برنامه همیشه در حافظه مقیم است و دستورات سیستم را تشخیص میدهد و به عمل تبدیل میکند
command.com U COCO.ANDفایل
commodity command U فرماندهی اماد
Other Matches
second in command U معاون فرماندهی جانشین فرماندهی
specified command U نیروی اختصاصی
second in command U معاون
under command U زیرفرماندهی
under command U تحت کنترل
specified command U فرماندهی اختصاصی فرماندهی نیروی اختصاصی
self command U خودفرمانی
self command U کف نفس
self command U خودداری
dosmount command U فرمان پیاده کردن
logistical command U فرماندهی لجستیکی
logistical command U یکان لجستیکی
major command U یکان عمده
joint command U فرماندهی مشترک
embeded command U فرمان تعبیه شده
external command U فرمان برونی
joint command U یکان مشترک
external command U فرمان خارجی
full command U کنترل کامل
full command U اداره کامل
internal command U فرمان درونی
direct command U فرماندهی مستقیم فرماندهی بلاواسطه تیراندازی به روش فرمان مستقیم
component command U قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
filter command U فرمان FILTER
commodity command U یکان امادکالاهای مصرفی
comp command U COفرمان P
major command U فرماندهی عمده قسمت عمده ارتشی
support command U یکان پشتیبانی
support command U فرمانده پشتیبانی یکان مسئول پشتیبانی
tactical command U فرماندهی تاکتیکی
tactical command U یکان تاکتیکی
terminal command U فرماندهی بارانداز نظامی یکان عملیات سکوی نظامی
to perform a command U فرمانی را اجرا کردن
transient command U فرمان ناپایدار
type command U فرماندهی ناو گروه
type command U نوع یکان ناو گروه
unified command U فرماندهی متحد
unified command U نیروهای متحد فرماندهی متحده یکانهای متحده متشکل از چندنیرو یا کشور
word of command U فرمان نظامی
word of command U فرمان انتصاب
support command U فرماندهی پشتیبانی
sequence of command U ترتیب توالی فرامین
Send To command U دستور منو در منوی فایل یک برنامه کاربری ویندوز که به کاربر امکان ارسال فایل یا داده موجود و در برنامه به برنامه دیگر میدهد
national command U یکان یا قسمت نظامی مربوط به هر ملت در عملیات چندکشور
operational command U فرماندهی از نظر عملیاتی
operator command U فرمان متصدی
oversea command U یکان خارج از کشور فرماندهی برون مرزی
preparatory command U فرمان خبر
preparatory command U فرمان حاضرباش
resume command U به دست گرفتن فرماندهی شروع فرماندهی
retraining command U یکان بازاموزی
retraining command U قسمت ندامتگاه
scheme of command U طرح عملیاتی یکان
scheme of command U طرح فرماندهی
sealift command U فرماندهی حمل و نقل دریایی
sealift command U یکان حمل و نقل دریایی
command module U نقشهراهنما
continuity of command U مداومت فرماندهی
officer in tactical command U فرمانده تاکتیکی
His request was in the nature of a command. U خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
tactical command ship U ناو فرماندهی
hayes command set U مجموعه فرمانهای هیز
software command language U زبان فرمانی نرم افزاری
division support command U فرماندهی پشتیبانی لشگر
embedded formating command U فرمان قالب بندی مندرج
forward command post U پاسگاه مقدم
forward command post U پست فرماندهی جلو
tactical air command center U مرکز فرماندهی و کنترل نیروی هوایی تاکتیکی
Use this command to send the output to a file instead of to the screen. U برای فرستادن بازده به یک فایل بجای به صفحه نمایش این دستور را بکار ببرید.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com