English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (26 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
define U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defined U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defines U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
defining U 1-ثبت دادن یک مقدار به متغیر. 2-نسبت دادن خصوصیات پردازنده یا داده به چیزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
definition U یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
definitions U یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
expands U توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
expand U توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
expanding U توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
assignment U معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
assignments U معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
To pin something on someone . U چیزی را به کسی بستن (نسبت دادن )
ascription U عمل نسبت دادن به چیزی اتصاف
types U تعریف پردازنده یا انواع داده که یک متغیر در کامپیوتر دارد
typed U تعریف پردازنده یا انواع داده که یک متغیر در کامپیوتر دارد
type U تعریف پردازنده یا انواع داده که یک متغیر در کامپیوتر دارد
declare U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declaring U معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
to depict somebody or something [as something] U کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
set U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
setting up U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
length U طول چیزی تعداد داده ها در یک متغیر یا لیست
lengths U طول چیزی تعداد داده ها در یک متغیر یا لیست
assigning U نسبت دادن تخصیص دادن
assign U نسبت دادن تخصیص دادن
assigned U نسبت دادن تخصیص دادن
assigns U نسبت دادن تخصیص دادن
attributable U قابل نسبت دادن نسبت دادنی
to put any one up to something U کسیرا از چیزی اگاهی دادن کسیرادر کاری دستور دادن
trap U وسیله , نرم افزار یا سخت افزار که چیزی مثل متغیر, خطا یا مقدار دریافت میکند
continues U ادامه دادن چیزی یا انجام دادن چیزی که زودتر انجام می دادید
continue U ادامه دادن چیزی یا انجام دادن چیزی که زودتر انجام می دادید
handicap U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
masters U کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
mastered U کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
master U کامپیوتر در سیستم چند پردازنده که سایر پردازنده ها و کارهای اختصاص داده شده را کنترل میکند
cpu U ساعت درونی پردازنده که سیگنال با قاعده را ایجاد میکند که برای کنترل عملیات و ارسال داده در پردازنده است
flag U 1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
flags U 1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
peripheral U قطعه خارجی پردازنده مرکزی که حاوی خصوصیات جانبی است
ascribes U نسبت دادن
credit U نسبت دادن
credited U نسبت دادن
crediting U نسبت دادن
attribution U نسبت دادن
ascribing U نسبت دادن
imputation U نسبت دادن
lay to U نسبت دادن به
ascribed U نسبت دادن
imputing U نسبت دادن
ascribe U نسبت دادن
credits U نسبت دادن
attributing U نسبت دادن
relativization U نسبت دادن
imputed U نسبت دادن
attribute U نسبت دادن
impute U نسبت دادن
attributes U نسبت دادن
assion U نسبت دادن
to put down U نسبت دادن
imputes U نسبت دادن
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
to bear witness to U شهادت دادن نسبت به
attach U نسبت دادن گذاشتن
trump up U نسبت ناروا دادن
attaching U نسبت دادن گذاشتن
attaches U نسبت دادن گذاشتن
set U مقدار دادن به یک بیت
initialize U مقدار اولیه دادن
sets U مقدار دادن به یک بیت
setting up U مقدار دادن به یک بیت
give U نسبت دادن به بیان کردن
attributes U نسبت دادن حمل کردن
giving U نسبت دادن به بیان کردن
gives U نسبت دادن به بیان کردن
attributing U نسبت دادن حمل کردن
attribute U نسبت دادن حمل کردن
To cast a slur on some one . To speak disparagingly of someone . U نسبت زشتی به کسی دادن
enclose U احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
enclosing U احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
encloses U احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
mallet goal U نمره دادن از صفر تا 01 به بازیگر به نسبت مهارت او
pushes U فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
push U فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
pushed U فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
to esteem somebody or something [for something] U قدر دانستن از [اعتبار دادن به] [ارجمند شمردن] کسی یا چیزی [بخاطر چیزی ]
wake up U تنظیم کردن یا شروع یا مقدار اولیه دادن
capacities U انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
capacity U انجام دادن هر مقدار کار که ممکن است
faceted code U یات یک موضوع را بیان میکند با انتساب دادن به هر یک یک مقدار
VL local bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
law of variable proportion U قانون نسبت متغیر
stepped motor U دستگاه مکانیکی که بهنگام پالس دادن به ان مقدار ثابتی می چرخد
protection U سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
invitation U عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
invitations U عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
analogues U مقدار یا متغیر در حالت آنالوگ
expression U تعریف یک مقدار یا متغیر در برنامه
expressions U تعریف یک مقدار یا متغیر در برنامه
peaks U بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peaking U بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peak U بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
analogue U مقدار یا متغیر در حالت آنالوگ
analog U مقدار یا یک متغیر در حالت آنالوگ
preferentialism U اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
analogues U ارسال داده که در آن داده به عنوان یک مجموعهای از تغییرات در سیگنال ممتد متغیر فرستاده میشود
analogue U ارسال داده که در آن داده به عنوان یک مجموعهای از تغییرات در سیگنال ممتد متغیر فرستاده میشود
jump instruction U دستور برنامه نویسی برای خاتمه دادن به یک سری دستورات و هدایت پردازنده به بخش دیگر برنامه
MMX U قطعه پردازنده intel پیشرفته که حاوی خصوصیات ویژه و قط عاتی است که برای بهبود کارایی استفاده از چند رسانهای و ارتباطات به کار می رود
analogue U دادهای که به عنوان سیگنال ممتد متغیر نمایش داده میشود. صوت حالتی از داده آنالوگ است
analogues U دادهای که به عنوان سیگنال ممتد متغیر نمایش داده میشود. صوت حالتی از داده آنالوگ است
consent U اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting U اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents U اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented U اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
query U پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
queries U پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
querying U پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
queried U پیام ارسالی به یک شی برای یافتن مقدار یکی از خصوصیات شی مثل نام , وضعیت یا محل
correlation U جدول نسبت بین هزینههای متغیر تولید
inequality operator U نشانه بیان عدم شادی دو متغیر یا دو مقدار
processor U پردازنده مخصوص مثل پردازنده آرایهای یا عددی که میتواند برای بهبود کارایی با پردازنده اصلی کار کند
duble option U خیار مشتری و بایع در موردتغییر دادن مقدار ثمن و مبیع در صورت تغییر ارزش پول
long run U مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
inserts U قرار دادن چیزی در چیزی
insert U قرار دادن چیزی در چیزی
inserting U قرار دادن چیزی در چیزی
to lean something against something U چیزی را به چیزی تکیه دادن
header U بلاک داده در ابتدای فایل حاوی داده درباره خصوصیات فایل
headers U بلاک داده در ابتدای فایل حاوی داده درباره خصوصیات فایل
To let something slip thru ones fingers . U چیزی را از کف دادن
string out <idiom> U کش دادن چیزی
initialing U خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initialed U خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initialling U خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initials U خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initialled U خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initial U خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
ascends U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascended U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
ascend U مرتب کردن داده ها بر طبق کوچکترین مقدار یا داده در لیست
to pass somebody something U به کسی چیزی دادن
locus in quo U جای رخ دادن چیزی
to let something [British E] [Real Estate] U کرایه دادن چیزی
to cut something U چیزی را کاهش دادن
to cut down [on] something U چیزی را کاهش دادن
to cut back [on] something U چیزی را کاهش دادن
to lean against something U پشت دادن به چیزی
integrate U درشکم چیزی جا دادن
to hand somebody something U به کسی چیزی دادن
to hire out something U اجاره دادن چیزی
to smell [of] U بوی [چیزی] دادن
integrating U درشکم چیزی جا دادن
put in U قرار دادن چیزی در
to rent out something U کرایه دادن چیزی
pushes U چیزی را زور دادن
to let something on a lease U کرایه دادن چیزی
push U چیزی را زور دادن
to rent out something U اجاره دادن چیزی
to let something on a lease U اجاره دادن چیزی
to let something [British E] [Real Estate] U اجاره دادن چیزی
to hire out something U کرایه دادن چیزی
pushed U چیزی را زور دادن
integrates U درشکم چیزی جا دادن
reimburse U خرج چیزی را دادن
boosts U افزایش دادن چیزی
boosting U افزایش دادن چیزی
boosted U افزایش دادن چیزی
boost U افزایش دادن چیزی
prevents U توقف رخ دادن چیزی
preventing U توقف رخ دادن چیزی
prevented U توقف رخ دادن چیزی
hand in <idiom> U به کسی چیزی دادن
give away <idiom> U دادن چیزی به کسی
reimbursing U خرج چیزی را دادن
measure U توقف رخ دادن چیزی
to plug in U گماشتن در [در چیزی جا دادن]
to put in U گماشتن در [در چیزی جا دادن]
to book something U چیزی را سفارش دادن
reimburses U خرج چیزی را دادن
prevent U توقف رخ دادن چیزی
to buoy something [up] U به کسی [چیزی] دل دادن
reimbursed U خرج چیزی را دادن
description U لیست داده ها و خصوصیات آنها
descriptions U لیست داده ها و خصوصیات آنها
puts U قرار دادن داده در پشته
dates U قرار دادن داده در یک متن
putting U قرار دادن داده در پشته
date U قرار دادن داده در یک متن
put U قرار دادن داده در پشته
moved U تغییر دادن محل چیزی
redid U انجام دادن مجدد چیزی
moves U تغییر دادن محل چیزی
redo U انجام دادن مجدد چیزی
epitomises U صورت خارجی به چیزی دادن
to weigh in [on something] U تذکر دادن [در مورد چیزی]
catch up with (someone or something) <idiom> U وقف دادن به کسی یا چیزی
to get something to somebody U تحویل دادن چیزی به کسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com