English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
induce U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
terminator U مقاومتی که در انتهای کابل coaxial باس شبکه قرار دارد برای تولید جریان الکتریکی . 2-
component U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
induced U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induces U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
inducing U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
induce U اختلال الکتریکی در سیگنال ناشی از منابع الکترومغناطیسی مجاور
loudspeaker U وسیله الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به صوتی تبدیل میکند
PSU U مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
magnetic U قطعه الکترومغناطیسی که سیگنالهای الکتریکی را به میدان مغناطیسی تبدیل میکند
nuclear power production U تولید انرژی هستهای
room circuit U جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents U جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current U جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
amp U واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps U واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere U واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
interference U اختلال الکتریکی روی سیگنال در اثر سیگنالهای فراهم از منابع الکترومغناطیسی اطراف
inductor U قطعه الکتریکی شامل هستهای از سیم برای بیان تاثیرات روی مدار.
heterodyne U ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
fission products U عوامل تولید شده در اثر تجزیه اتمی بقایای شکافت هستهای
controlled thermonuclear reaction U جوش هستهای کنترل شده تحت شرایط ازمایشگاهی برای تولید توان مفید
electro magnet U اهنی که در تحت تاثیر قوه برق خاصیت مغناطیسی پیداکند اهنربای الکتریکی
electromagnetic compatability U قابلیت انطباق الکترومغناطیسی قابلیت کارهماهنگ الکتریکی
hall effect U شرح تاثیر میدان مغناطیسی روی جریان الکترون ها
field emission U پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
impedance U اندازه گیری تاثیر مدار الکتریکی روی سیگنال مغناطیسی شده دارد پس از اعمال ولتاژ
electromagnetism U پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
Faraday cage U صفحه فلزی یا سیمی متصل به زمین که وسایل حساس را کامل حفظ میکند به طوری که هیچ واسط ی از جریان الکترومغناطیسی ایجاد نشود
circuit U جریان الکتریکی
circuits U جریان الکتریکی
intensity of current U شدت جریان الکتریکی
electric arc current U جریان قوس الکتریکی
electric current intensity U شدت جریان الکتریکی
generators U دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
generator U دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
to shuntan electric current U یک جریان الکتریکی رامنحرف ساختن
conduct U جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
conducted U جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
conducting U جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
transformator U الت تبدیل شکل جریان الکتریکی
conducts U جاری شدن جریان الکتریکی در یک ماده
production process U جریان تولید
flow of production U جریان تولید
generation of current U تولید جریان
mas U اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
milliampere U اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر
battery U وسیله شیمیایی که جریان الکتریکی ایجاد میکند
batteries U وسیله شیمیایی که جریان الکتریکی ایجاد میکند
ma U اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
electromagnetic waves U امواج الکترومغناطیسی پرتوهای الکترومغناطیسی
current U جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
currents U جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
commutation U تغییر جهت پی در پی جریان در سیم پیچهای دستگاههای الکتریکی
sensor U وسیله نوری الکتریکی که با توجه به میزان نور سیگنال تولید میکند
dischrger U الت تولید جریان الکتریک
interference U محاسبه داده طبق میدانهای مغناطسی که به صورت الکتریکی تولید شده اند
input output table U این جدول جریان عوامل تولید
polarity U بیان اینکه نقط های منبع یا collector جریان الکتریکی است .
polarities U بیان اینکه نقط های منبع یا collector جریان الکتریکی است .
alternating current U جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
n channel mos U مداری که از جریان تولید شده بارهای منفی استفاده میکند
volts U واحد SI توان الکتریکی که به عنوان ولتاژ یک مقاومت یک اهمی که جریان یک آمپر از آن می گذرد و تعریف میشود
volt U واحد SI توان الکتریکی که به عنوان ولتاژ یک مقاومت یک اهمی که جریان یک آمپر از آن می گذرد و تعریف میشود
positive U اتصال به منبع تغذیه که در فرفیت الکتریکی بیشتری از زمین است و جریان را به یک قطعه تامین میکند
electromagnet U اهنی که بوسیله جریان برق خاصیت مغناطیسی پیدا میکند اهن ربای الکتریکی مغناطیس برقی
virtual level U تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
spark printer U چاپگر حرارتی که حروف را روی کاغذ حرارتی با جرقه الکتریکی تولید میکند
hard U یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
harder U یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
hardest U یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
european unclear a energy agency U اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
electrodynamics U شاخهای از علم فیزیک که درباره اثرات جریان برق برمعناطیس یا روی جریانهای الکتریکی دیگر یاروی خودشان بحث میکند
electronic U مراجعه به چیزی که توسط جریان الکتریکی کنترل میشود یا کنترل میکند
affirmatory U کلمه اثبات عبارت اثبات
marking current U جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
watt U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts U واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
electrostatic U ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
leakage current U جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
pilot line operation U کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte U گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
producer's goods U هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
second U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
electrons U ذره الکترومغناطیسی
electromagnetic field U میدان الکترومغناطیسی
electromagnetic repulsion U دافعه الکترومغناطیسی
electromagnetic coupling U تزویج الکترومغناطیسی
electromagnetic delay line U خط تاخیر الکترومغناطیسی
electromagnetic deflection U خمش الکترومغناطیسی
electromagnetic cutout U فیوز الکترومغناطیسی
electromagnetic flux U شاره الکترومغناطیسی
electromagnetic lens U عدسی الکترومغناطیسی
magnetic deflection U خمش الکترومغناطیسی
electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی
electromagnetic relay U رله الکترومغناطیسی
electromagnetic induction U القای الکترومغناطیسی
solenoid controlled valve U سوپاپ الکترومغناطیسی
magnetic focusing U تمرکز الکترومغناطیسی
electromagnetic focusing U تمرکز الکترومغناطیسی
electromagnetic attraction U جاذبه الکترومغناطیسی
relays U یچ کنترل الکترومغناطیسی
emu U واحدهای الکترومغناطیسی
emus U واحدهای الکترومغناطیسی
the electromagnetic force U نیروی الکترومغناطیسی
electromegnetic energy U انرژی الکترومغناطیسی
electromagnetic wave U موج الکترومغناطیسی
electromagnetic vibration U ضربه گر الکترومغناطیسی
electromagnetic units U واحدهای الکترومغناطیسی
electromagnetic tran U تله الکترومغناطیسی
electromagnetic system U دستگاه الکترومغناطیسی
relayed U یچ کنترل الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum U طیف الکترومغناطیسی
relay U یچ کنترل الکترومغناطیسی
induction load speaker U بلندگوی الکترومغناطیسی
electromagnetic spectrum U میدان الکترومغناطیسی
electomagnetic theory U نظریه الکترومغناطیسی
electromagnetic waves U امواج الکترومغناطیسی
electron U ذره الکترومغناطیسی
euler theorem U در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
electromagnetic log U سرعت یاب الکترومغناطیسی
polarized electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی قطبیده
density of the total electromagnetic ene U چگالی انرژی الکترومغناطیسی
maxwell theory og light U نظریه الکترومغناطیسی نورماکسول
flows U سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver U گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flowed U سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow U سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull U وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
inverts U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
microwave U موج خیلی کوچک الکترومغناطیسی
electromagnetic interference U مداخله الکترومغناطیسی درکار رادارها
electromagnetic intrusion U نفوذ الکترومغناطیسی در مداررادارهای دشمن
increasing cost industry U حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
genemotor U مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
nuclear U هستهای
nuclear strike U تک هستهای
potential barrier U سد هستهای
mononuclear U یک هستهای
atomic U هستهای
instrument for electromagnetic screening U دستگاه اندازه گیری با حفاظ الکترومغناطیسی
constrictor U گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
transmutation U تبدیل هستهای
fission U شکافت هستهای
fission U شکاف هستهای
thermonuclear U گرمای هستهای
core storage U انباره هستهای
nuclear families U خانواده هستهای
nuclear reactor U راکتور هستهای
core memory U حافظه هستهای
nuclear reactor U واکنشگاه هستهای
fusions U جوش هستهای
nuclear reactors U راکتور هستهای
fusion U جوش هستهای
nuclear reactors U واکنشگاه هستهای
nuclear family U خانواده هستهای
nuclear energy U انرژی هستهای
nuclear electricity U الکتریسیته هستهای
nuclear detector U اشکارساز هستهای
nuclear configuration U ترکیب هستهای
nuclear chemistry U شیمی هستهای
nuclear forces U نیروهای هستهای
mononuclear U سلول یک هستهای
nuclear engineering U تکنولوژی هستهای
nuclear fusion U همجوشی هستهای
nuclear fusion U گداخت هستهای
nuclear fusion U گداز هستهای
nuclear fusion U ذوب هستهای
nuclear fission U شکافت هستهای
nuclear fission U انشقاق هستهای
nuclear technology U تکنولوژی هستهای
nuclear number U عدد هستهای
nuclear pile U پیل هستهای
nuclear power U نیروی هستهای
nuclear reaction U فرایند هستهای
nuclear reaction U واکنش هستهای
nuclear structure U ساختار هستهای
necleo synthesis U سنتز هستهای
fission reactor U واکنشگاه هستهای
fission bomb U بمب هستهای
nuclear transformation U تبدیل هستهای
nucleonics U فیزیک هستهای
nuclear radiation U تشعشع هستهای
nuclear power station U نیروگاه هستهای
nuclear power U انرژی هستهای
nuclear corrosion U فرسایش هستهای
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
cost fraction U نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
constant current U جریان مستقیم جریان ثابت باطری
counter current U جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
induction current U جریان القاء شده جریان تحریک
declassified cost U هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com