English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
rackets U یکجور توپ بازی با چوگانی که انرا racket میگویند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
newmarket U یکجور بالاپوش چسبان یکجور بازی گنجفه
ormer U یکجور نرم تن یک دریچهای که انرا میخورند
phyrgian cap U یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
omber or ber U یکجور بازی گنجفه
muggins U یکجور بازی دومینو
lansquenet U یکجور بازی گنجفه
crickets U زنجره یکجور گوی بازی
cricket U زنجره یکجور گوی بازی
rounders U یکجور بازی گوی وچوگان
cribbage U یکجور بازی ورق شبیه رامی
piquet U یکجور بازی ورق که برکهای از7دران بکارنمیرود
noughts and crosses U یکجور دوز بازی که نشانهای صفرو چلیپادران بکارمیرود
halma U یکجور بازی روی صفحهای که 652 خانه چارگوش دارد
sand iron U یکجور چوگان در بازی گلف که با ان گوی را از میان ریگ بلند میکنند
ninepins U یکجور بازی با نه میله چوبی که انهارابا گوی چوبی می خوابانند
net ball U یکجور توپ بازی که توپ بایداز حلقهای که توری درزیران گذاشته اندردشود
give it a good wash U خوب انرا شستشو بدهید خوب انرا بشویید
maud U یکجور پارچه پیچازی که شبانان اسکاتلندی میپوشند یکجور گلیم سفری
they say U میگویند
they f. him U ازاوتملق میگویند
there is a rumour that U چنین میگویند که
it is not true that he is dead U اینکه میگویند مرده است حق ندارد
indo iranian U وابسته به بخشی از زبانها....و ایران بدان سخن میگویند
Manx U وابسته به جزیره انسان لهجهای که در جزیره نامبرده بدان سخن میگویند
shinny U بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
him who U انرا که
i have a secure grasp of it U انرا گرفته ام
i saw it U انرا دیدم
neither i or he sees it U نه من انرا می بینم نه او
had searched U انرا می یافتید
i am out of p with it U دیگرحوصله انرا ندارم
i can make nothing of it U هیچ انرا نمیفهم
he sold the good ones U خوبهای انرا فروخت
give it a shake U انرا تکان دهید
give it a rinse U انرا بشویید یا اب بکشید
send it by post U با پست انرا بفرستید
give it a twist U انرا پیچ بدهید
we must winnow away the refuse U اشغال انرا باید
lowlander U اسکاتلندکه انرا lowlandsمینامند
imyself saw it U من خودم انرا دیدم
i do not have the courage U جرات انرا ندارم
i had it signed U انرا به امضاء رساندم
i saw it my self U من خودم انرا دیدم
harlequinade U بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame U مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat U بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship U مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay U بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
shearling U گوسفندی که یک بار پشم انرا
it mokes it yet easier U انرا اسانترهم میکند انرابازاسانترمیکند
sculpsit U انرا تراشیده یاحجاری کرد
i sold it to one abdullah U به عبدالله نامی انرا فروختم
i kind of liked it U من تا اندازهای انرا دوست داشتم
i gave it a slight press U انرا کمی فشار دادم
i am out of p with it U دیگرنمیتوانم انرا تحمل کنم
i cannot a to buy that U استطاعت خرید انرا ندارم
you have perhaps seen it U شاید انرا دیده باشید
they give it a good scrub U خوب انرا مالش میدهند
we made heavy weather of it U انرا خیلی سخت دیدیم
who will pay for it U کی پول انرا خواهد داد
who will pay for it U کی هزینه انرا خواهد پرداخت
game U وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
kiss in the ring U بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
dib U ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
to make a trick U با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
fire fight U ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney U بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
an inseparable prefix U سر واژهای که نتوان انرا به کار برد
irrecocilably U چنانکه نتوان انرا وفق داد
overshot wheel U چرخی که اب از بالا ریخته انرا می گرداند
i life that better U انرا بیشتر از همه دوست دارم
it is past reclaim U دیگر نمیتوان انرا ابادیا احیاکرد
inimitably U چنانکه نتوان انرا تقلید کرد
you have perhaps seen it U ممکن است انرا دیده باشید
inning U گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
sexto U کتابی که هر برگ انرا 6بارتاه زده باشند
water bed U تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
indiscerptible U ازهم نپاشیدنی که تجزیه انرا فانی نسازد
whitleather U پوستی که با زاج انرا خوراک داده باشند
loaded dice U طاسی که یکسوی انرا سنگین کرده باشد
harlepuinade U نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game U بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic U امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
indian giver U کسی که چیزی بکسی میدهد وبعد انرا پس میگیرد
rickshaws U کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
dress coat U جامه جلوبازمردانه که دامن ان درپشت است ودرمهمانیهای شب انرا
reversible propeller U ملخی که میتوان گام تیغههای انرا معکوس کرد
it will not bear repeating U جندان زشت است که نمیتوان انرا بازگو کرد
rickshaw U کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
ricksha U کالسکه چینی که بجای اسب انسان انرا میبرد
rose gall U برامدگی در درخت نسترن که انرا حشره ویژهای فراهم می ورد
to garble the coinage U مسکوکات راصرافی وجورکردن برای اینکه سره انرا اب کنندوناسره ات
waggonette U گردونه چهار چرخه که یک یاچند اسب انرا می کشد...دارد
cheque to a person's order U چکی که گیرنده وجه باید پشت انرا امضا کند
judgement dept U بدهی که دادگاه حکم پرداخت انرا صادر نموده است
leadsman U کسی که گلوله سربی بدریا می اندازد تا عمق انرا تعیین نماید
telescopic chimney U دود کشی که تیکههای انراتوی هم برده انرا کوتاه وبلند میکنند
vacuum concrete U ملات بتنی که هوای انرا توسط ویبراتور تخلیه کرده باشند
retro rocket U موشک اضافی فضا پیما که انرا در جهت مخالف حرکت دهد
vanishing cream U کرم یا روغنی که چون بصورت بمالندزودخوردبرودیاپوست صورت انرا جذب کند
frumenty U گندمی که پوست انرا کنده بجوشانند ودارچین وشیرینی بان بزنند
pope's eye U غدهای که در میان ران گوسفندکه چربی پیرامون انرا گرفته است
Bureaucracy . Red tape . U کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
money spinner U کارتنه کوچک که انرا نشانه خوشبختی و وسیله پیدا شدن پول میدانند
controllable twist U تیغه رتورهلیکوپتر که میتوان زاویه برخورد انرا درحال پرواز از ریشه تا نوک تغییرداد
prolixity U بی ربط یاغیرلازم در اقرارنامه یااستشهادیه که ممکن است انرا از عداد دلایل خواهان خارج کند
alike U یکجور
homogeneous U یکجور
pan pipe U یکجور نی
pandean pipe U یکجور نی
hot money U منظورزمانی استکه مردم بدلیل نرخ تورم بالا مایل به نگهداری پول نیستند و انرا به کالاتبدیل میکنند
permanent income hypothesis U این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
flash card U ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
band project filter U فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
cracker U یکجور شیرینی
crackers U یکجور شیرینی
lampereel U یکجور ماهی
osborne U یکجور بیسکویت
nonsuch U یکجور یونجه
petard U یکجور ترقه
onion couch U یکجور جو وحشی
onion grass U یکجور جو وحشی
gleek U سه برگ یکجور
griffon U یکجور لاشخور
cold cream U یکجور مرهم
double pair royal U چهارطاس یکجور
lewis gun U یکجور مسلسل
dutchmans U یکجور گل ساعت
aigret U یکجور ماهیخوار
Jaffa U یکجور پرتغال
costrel U یکجور قمقمه
mignonette U یکجور گل میخک
elephant'sgrass U یکجور لویی
moloch U یکجور سوسماراسترالیایی
lotos U یکجور نیلوفرابی
lambs wool U یکجور نوشابه
polyanthus U یکجور نرگس
sheers U یکجور جرثقیل
custard pie U یکجور شیرینی
rubicelle U یکجور یاقوت
snow flake U یکجور گل حسرت
pippin U یکجور سیب
lotus U یکجور نیلوفرابی
lotuses U یکجور نیلوفرابی
trebuchet U یکجور ترازو
pandore U یکجور سه تار
pair royal U سه سر سه طاس یکجور
pair royal U سه برگ یکجور
trebucket U یکجور ترازو
sheer legs U یکجور جرثقیل
voters U عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voter U عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
sea asparagus U یکجور خرچنگ دریایی
killdee U یکجور مرغ باران
meerscham U یکجور گل نرم چپق
majolica U یکجور کاشی صورتی
staniel U یکجور باز کوچک
trammel U یکجور دام یا تور
pullicate U یکجور دستمال رنگی
double pair royal U چهار برگ یکجور
pollack or lock U یکجور ماهی روغن
missel U یکجور باسترک در اروپا
deer tiger U یکجور یوز امریکایی
kirschwasser U یکجور عرق البالو
grams U یکجور باقلا گرم
grammes U یکجور باقلا گرم
sardonyx U یکجور عقیق یمانی
buns U یکجور کلوچه یاکماج
sand fly U یکجور پشه ریز
pipistrel U یکجور شبکور کوچک
mine thrower U یکجور توپ سنگری
maiolica U یکجور کاشی صورتی
marcelwave U یکجور فر یا موج که بمومیدهند
mayweed U یکجور بابونه بدبو
magenta U یکجور رنگ قرمز
gram U یکجور باقلا گرم
sparable U یکجور سنگ اهکی
catbird U یکجور باسترک امریکایی
catamount U یکجور گربه دشتی
orang utan U یکجور بوزینه درازدست
fandango U یکجور رقص اسپانیولی
standards U همگون یکنواخت یکجور
onion skin U یکجور کاغذ نازک
custard U یکجور شیرینی یا فرنی
dressing-up U یکجور بازیکهدر آنبچههالباسغیرعادیبهتنمیکنند
paris blue U یکجور نیل فرنگی
busbies U یکجور کلاه پوستی
busby U یکجور کلاه پوستی
fandangos U یکجور رقص اسپانیولی
mountain cork U یکجور پنبه کوهی
catamountain U یکجور گربه دشتی
pavan U یکجور رقص سنگین
brandling U یکجور کرم خاکی
weever U یکجور ماهی خاردار
standard U همگون یکنواخت یکجور
chrysoprase U یکجور یاقوت زرد
bun U یکجور کلوچه یاکماج
orfe U یکجور ماهی طلایی
fettling U شن یاکلوخهای که درته کوره می ریزند تا انرا محافظت کند خاکستر ته کوره
loganberries U میوه تمشک قرمز رنگ که انرا تمشک خرس مینامند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com