Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 96 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
freeze
U
یخ زدگی
freezes
U
یخ زدگی
frostiness
U
یخ زدگی
glaciation
U
یخ زدگی
rime
U
یخ زدگی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
melancholy
U
سودا زدگی غمگین
frostbite
U
یخ زدگی بافت بدن در اثر سرما
ageing
U
زنگ زدگی
peck
U
نوک زدگی سوراخ
pecked
U
نوک زدگی سوراخ
pecking
U
نوک زدگی سوراخ
pecks
U
نوک زدگی سوراخ
starvation
U
قحطی قحطی زدگی
manic depressive
U
دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
manic-depressive
U
دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
manic-depressives
U
دیوانگی وبهت زدگی وشیدایی نوعی جنون
outcrop
U
بیرون زدگی روامدگی
outcrops
U
بیرون زدگی روامدگی
stain
U
زنگ زدگی
stained
U
زنگ زدگی
staining
U
زنگ زدگی
stains
U
زنگ زدگی
chip
U
پریدگی فلز زدگی فلز لب پریدگی
chips
U
پریدگی فلز زدگی فلز لب پریدگی
corrosion
U
زنگ زدگی
corrosion
U
رفتگی زنگ زدگی
seasickness
U
دریا زدگی
fouling
U
زنگ زدگی
sunstroke
U
افتاب زدگی
sunburn
U
افتاب زدگی
startle
U
پرش وحشت زدگی
startled
U
پرش وحشت زدگی
startles
U
پرش وحشت زدگی
dismay
U
وحشت زدگی
dismayed
U
وحشت زدگی
dismaying
U
وحشت زدگی
dismays
U
وحشت زدگی
blight
U
باد زدگی یا زنگ زدگی
blighting
U
باد زدگی یا زنگ زدگی
blights
U
باد زدگی یا زنگ زدگی
possession
U
جن زدگی
acariasis
U
کرم زدگی
acariasis
U
کنه زدگی
acute hallucinosis
U
توهم زدگی حاد
afflictedness
U
محنت زدگی
age hardenable
U
ثبات در برابرزنگ زدگی
alcoholic hallucinosis
U
توهم زدگی الکلی
aluminum wool
U
رشتههای تکه تکه الومینوم که برای رفع زنگ زدگی وخوردگی و نیز جلادادن وصیقل دادن خراشهای جزئی روی ورقه ها یا لولههای الومینیومی بکار میرود
cacodemonomania
U
جن زدگی
demonomania
U
جن زدگی
cataplexy
U
خشک زدگی
corrosion fatigue
U
استهلاک در اثر زنگ زدگی
corrosion resistant
U
مقاومت در برابر خوردگی وزنگ زدگی
corrsion
U
زنگ زدگی
dewiness
U
شبنم زدگی
efflorescence
U
شوره زدگی
evanescence
U
غیب زدگی
forwardness
U
اشتیاق شتاب زدگی
foxiness
U
بدرنگی ترشیدگی کفک زدگی
frost heave
U
برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
fustiness
U
کفک زدگی
hallucinosis
U
توهم زدگی
hastiness
U
دست پاچگی شتاب زدگی
heliosis
U
افتاب زدگی
hospitalism
U
بیمارستان زدگی
hurriedness
U
شتاب زدگی
hurry scurry
U
دستپاچگی شتاب زدگی
hurry skurry
U
دستپاچگی شتاب زدگی
hypersomnia
U
خواب زدگی
hyperthymia
U
هیجان زدگی
moldy
U
کپک زدگی
mouldiness
U
کپک زدگی
mustiness
U
پوسیدگی یا کپک زدگی
paraphrenia
U
هذیان زدگی
precipitately
U
از روی شتاب زدگی
precipitateness
U
شتاب زدگی
previousness
U
شتاب زدگی
resistance to corrosion
U
مقاوم در برابر زنگ زدگی
rust oxide iron
U
زنگ زدگی
rust protection
U
حفافت در برابر زنگ زدگی
rustiness
U
زنگ زدگی
scientism
U
علم زدگی
sensitive to corrosion
U
حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
sun burn
U
افتاب زدگی
thunderstroke
U
صاعقه زدگی
tonic immobility
U
خشک زدگی
transfixion
U
حیرت زدگی
worriment
U
ناراحتی غم زدگی
jetlag
U
جت زدگی
sunscreen
U
کرم پوست برای جلوگیری از آفتاب زدگی
sunscreens
U
کرم پوست برای جلوگیری از آفتاب زدگی
ageing
U
زنگ زدگی
perished
[British]
[colloquial]
[feeling extremely cold]
<adj.>
U
احساس یخ زدگی
chilled to the bones
<idiom>
U
احساس یخ زدگی
chilled to the bones
<idiom>
U
نفوذ سوز سرما تا مغز استخوان
[احساس یخ زدگی]
Rust
<adj.>
<noun>
U
رنگ زنگ زدگی
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com