English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 56 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
variable speed transmission U گیربکس پلهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stepped up separation U حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
transmission case U گیربکس
basic gearing U گیربکس
gearing U گیربکس
transmissions U گیربکس
transmission U گیربکس
gear box U گیربکس
gear change box U گیربکس
gear lubricant oil U روغن گیربکس
oil hydraulic transmission U گیربکس هیدرولیکی
four speed transmission U گیربکس چهاردور
gearbox flange U فلانژ گیربکس
gearbox case cap U درپوش گیربکس
oil drive unit U گیربکس هیدرولیکی
drive U محرکه گیربکس
oil drive unit U گیربکس روغنی
drives U محرکه گیربکس
transmission shaft U شفت گیربکس
synchromesh gear U گیربکس سنکرون
automobile gear transmission U گیربکس اتومبیل
eight speed gear drive U گیربکس هشت دنده
bevel gearing U گیربکس دنده مخروطی
four gear drive U گیربکس چهار دنده
variable speed gear drive U گیربکس قابل تنظیم
gear transmission ratio U نسبت دنده گیربکس
variable speed drive U محرکه پلهای
quantizer U پلهای کننده
stepping switch U گزینه پلهای
quantize U پلهای کردن
step function U تابع پلهای
multiple contact switch U کلید پلهای
companionway U نرده پلهای
decrement U کاستن پلهای
decrementation U کاهش پلهای
deflection potentiometer U پتانسیومتر پلهای
fiddle blocks U قرقره پلهای
incrementally U تغییرات پلهای
companionways U نرده پلهای
worm transmission U گیربکس با چرخ دنده حلزونی
sidesteps U صعود پلهای از پهلو
topside U پلهای باز ناو
stepwise elution analysis U تجزیه شستشوی پلهای
sidestepped U صعود پلهای از پهلو
cone pulley drive U محرکه صفحه پلهای
cross wall U دیوار پلهای عرضی
sidestep U صعود پلهای از پهلو
sidestepping U صعود پلهای از پهلو
piv variable speed transmission U جعبه دنده با سرعت متغیر گیربکس "پی ای وی "
decrement U میزان کاهش کاستن پلهای
step drawdown test U ازمایش لغت پلهای در چاه
burn one's bridges behind one <idiom> U پلهای پشت سرش راخراب کردن
sidestep traverse U صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو
tusk tenon U زبانه یا گیرهای که دارای زبانههای کوچکتری باشدبطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پلهای درایند
phenolic epoxy U خانوادهای از رزینها وچسبها که در مشتقات فنل کاربرد فراوان دارند و درهمه انها پلهای اکسیژن رابط رادیکالهای هیدروکربنی وجود دارد
cascade connection U اتصال کاسکاد اتصال پلهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com