Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
tropicopolitan
U
گیاه یا جانور گرمسیری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
isomorph
U
جانور یا گیاه ویاگروهی که مشابه گیاه یاگروه دیگری است
tropical
U
نواحی گرمسیری بین دومدارشمال وجنوب استوا گرمسیری مدارراس السرطان
phytozoon
U
جانور گیاه نما
zoophyte
U
جانور گیاه سان
aquatic
U
جانور یا گیاه ابزی
insectivore
U
جانور یا گیاه حشره خوار
purebred
U
جانور یا گیاه خوش نژاد
phylogeny
U
تاریخ نژادی جانور یا گیاه
ecesis
U
نقل وانتقال جانور یا گیاه به محیط تازه
ecotype
U
بخش فرعی از نوع مستقل جانور یا گیاه که افراد ان باهم اختلاط و امتزاج نموده و بخش واحد فرعی تشکیل میدهند
epizoic
U
زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology
U
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
ear
U
خوشه
[بخشی از ساقه گیاه غلاتی]
[گیاه شناسی]
gametophyte
U
گیاه یا نژادی از گیاه که دارای عضو جنسی تناوبی
tropical
U
گرمسیری
subtemperate
U
گرمسیری
ibis
U
لک لک گرمسیری
tropologic
U
گرمسیری
rhubarb
U
گیاه ریواس
[از برگ های این گیاه در چین و هند جهت تهیه رنگ زرد لیمویی استفاده می شود.]
tropical condition
U
شرایط گرمسیری
semitropic
U
نیمه گرمسیری
tropical climate
U
اقلیم گرمسیری
madder
U
گیاه روناس
[از ریشه این گیاه رنگینه قرمز به دست می آید که یکی از اصلی ترین مواد رنگی در رنگرزی فرش محسوب می شود.]
tropical rainforest
U
جنگل بارانی گرمسیری
pantropic
U
منتشر درنواحی گرمسیری
selva
U
جنگل بارانی گرمسیری
tropic
U
گرمسیری مدارراس السرطان
lantana
U
شاه پسند گرمسیری
granadilla
U
انواع گل ساعت گرمسیری
pantropical
U
منتشر درنواحی گرمسیری
intertropical
U
واقع بین دو منطقه گرمسیری
tillandsia
U
درخت اناناس گرمسیری امریکایی
wildling
U
گیاه وحشی گیاه خودرو
halophyte
U
گیاه اب شور یا گیاه شوره زی
tropic
U
نواحی گرمسیری بین دومدارشمال وجنوب استوا
frigate bird
U
مرغابی دریاهای گرمسیری که بالهای بلندقوی دارد
salp
U
جنسی ازجانوران گرمسیری زجاجی وخمرهای شکل اقیانوسی
salpa
U
جنسی ازجانوران گرمسیری زجاجی وخمرهای شکل اقیانوسی
lignum vi tae
U
یکجور درخت گرمسیری صمغ دار درامریکاکه چوب سختی دارد
psilosis
U
یکجور ناخوشی گرمسیری که نشانه ان زخم شدن شامه مخاطی دهان است
hemp
U
گیاه شاهدانه
[در فرش هند، افغانستان و بعضی از فرش های چین از ساقه های چوبی این گیاه، الیاف تهیه کرده و در تار فرش از آن استفاده می کنند.]
nautilus
U
حلزونهای گرمسیری مارپیچی جنوب اقیانوس ساکن و اقیانوس هند
neotropical
U
متعلق به امریکای جنوبی ونواحی گرمسیری امریکای شمالی
ceiba
U
درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
animal
U
جانور
structure of an animal
U
جانور
apod
U
جانور بی پا
animals
U
جانور
he
U
جانور نر
it pron
U
ان جانور
johnny
U
جانور نر
it
U
ان جانور
malacostracan
U
جانور
nightwalker
U
جانور شب پر
creature
U
جانور
creatures
U
جانور
beasts
U
جانور
beast
U
جانور
animalize
U
جانور
ruffianly
U
جانور خو
zoology
U
جانور شناسی
ungulate
U
جانور سم دار
zootomy
U
جانور شکافی
brutal
U
جانور خوی
zootheism
U
جانور پرستی
brute
U
جانور حیوان
zoophagous
U
جانور خوار
tardigrade
U
جانور کندرو
zoologist
U
جانور شناس
zoophilous
U
علاقمند به جانور
zoophilic
U
علاقمند به جانور
animalculum
U
جانور ریزه
animalist
U
نقاش جانور
stinkard
U
جانور بدبو
polypod
U
جانور بسیارپا
pollard
U
جانور بی شاخ
poikilothermism
U
خونسردی جانور
poikilotherm
U
جانور خونسرد
plantigrade
U
جانور دوپا
perissodactyl
U
جانور فرد سم
pelagian
U
جانور دریایی
nekton
U
جانور شناور
monocule
U
جانور یک چشم
milker
U
جانور شیرده
mammiferous
U
جانور پستاندار
polystomatous
U
جانور بسیار
edentate
U
جانور بی دندان
beastliness
U
جانور خویی
shell fish
U
جانور صدف
brutalization
U
جانور خویی
scrag
U
جانور نحیف
saxicolous
U
جانور سنگ زی
craw
U
معده جانور
saxicoline
U
جانور سنگ زی
saprozoon
U
جانور پوده زی
pudge
U
جانور چاق
polystome
U
جانور بسیار
mammifer
U
جانور پستاندار
brutalities
U
جانور خویی
brutality
U
جانور خویی
zoomorphic
<adj.>
U
جانور گونه
proud
<adj.>
U
جانور حشری
hybrid
U
جانور دورگه
fauna
U
جانور نامه
on heat
[British E]
<adj.>
U
حشری
[جانور زن]
strayed
U
جانور ولگرد
stray
U
جانور بی صاحب
straying
U
جانور بی صاحب
in heat
[American E]
<adj.>
U
حشری
[جانور زن]
strays
U
جانور بی صاحب
game
U
جانور شکاری
rodent
U
جانور جونده
amoeba
U
جانور تک سلولی
amebas
U
جانور تک سلولی
amebae
U
جانور تک سلولی
rodents
U
جانور جونده
brutes
U
جانور حیوان
scavengers
U
جانور لاشخور
scavenger
U
جانور لاشخور
amoebae
U
جانور تک سلولی
amoebas
U
جانور تک سلولی
scavengers
U
جانور کثافت خور
shedder
U
جانور پوست انداز
anteaters
U
جانور پستاندارمورچه خوار
anteater
U
جانور پستاندارمورچه خوار
marsupials
U
جانور کیسه دار
marsupial
U
جانور کیسه دار
quadruped
U
چهارپا
[جانور شناسی]
scavenger
U
جانور کثافت خور
lairs
U
محل استراحت جانور
lair
U
محل استراحت جانور
dentition
U
وضع تعداددندانهای جانور
female
U
زنانه جانور ماده
rutting
<adj.>
U
حشری
[جانور مرد]
endotherm
U
جانور خون گرم
mollusk
U
جانور نرم تن حلزون
pachyderms
U
جانور پوست کلفت
pachyderm
U
جانور پوست کلفت
malacoderm
U
جانور نرم پوست
jumbos
U
جانور غول اسا
hilding
U
جانور یا اسب بی ارزش
nematocyst
U
نیش جانور مرجانی
nervure
U
رگه بندی جانور
pleophagous
U
چند جانور خوار
phyllopod
U
جانور برگ پای
footpad
U
پای جانور پهنه پا
zoomorphic
U
شبیه جانور جانورسان
heats
U
طلب شدن جانور
heat
U
طلب شدن جانور
in rut
<adj.>
U
حشری
[جانور شناسی]
paleozoology
U
دیرین جانور شناسی
orca
U
جانور بزرگ دریایی
orc
U
جانور بزرگ دریایی
holozoic
U
جانور خوراک گیر
dolphin
دولفین
[جانور شناسی]
slugs
U
چارپاره جانور کندرو
ratcatcher
U
موش گیر
[جانور]
white face
U
جانور پیشانی سفید
mollusc
U
جانور نرم تن حلزون
rat catcher
U
موش گیر
[جانور]
ratter
U
موش گیر
[جانور]
tentacle
U
موی حساس جانور
sacs
U
عضوکیسه مانند جانور
sac
U
عضوکیسه مانند جانور
molluscs
U
جانور نرم تن حلزون
arthropod
U
جانور مفصل دار
jumbo
U
جانور غول اسا
migrants
U
سیار جانور مهاجر
zoography
U
جانور شناسی تطبیقی
beast of ravin
U
جانور درنده یاشکاری
migrant
U
سیار جانور مهاجر
bestialize
U
جانور خوی نمودن
slug
U
چارپاره جانور کندرو
amoebic
U
وابسته به جانور تک سلولی
amphibiotic
U
وابسته به جانور دوزیستی
animalcule
U
جانور ذره بینی
viviparous
U
جانور زنده زا ولود
animalculum
U
جانور ذره بینی
tentacles
U
موی حساس جانور
slugged
U
چارپاره جانور کندرو
cyclostome
U
جانور از راسته دهان گردان
lyncean
U
مانند جانور سیاه گوش
unicorns
U
جانور افسانهای دارای یک شاخ
unicorn
U
جانور افسانهای دارای یک شاخ
bestial
U
شبیه حیوان جانور خوی
gast
U
وحشت جانور بدون اولاد
zoological
U
وابسته به جانور شناسی حیوان
hatchling
U
جانور تازه متولد نوزاد
omnivore
U
جانور همه چیز خوار
vermin
U
جانور افت حشرات موذی
isopodan
U
جانور سخت پوست بر>=< پای
vivisector
U
تشریح کننده جانور زنده
mane
U
یال
[حیوانات و جانور شناسی]
cyclostomatous
U
وابسته به جانور دهان گرد
cyclostomate
U
وابسته به جانور دهان گرد
Caspian White Fish
U
ماهی سفید
[جانور شناسی]
ruminant
U
جانور پستاندار نشخوار کننده
Rutilus kutum
U
ماهی سفید
[جانور شناسی]
Caspian kutum
U
ماهی سفید
[جانور شناسی]
slugged
U
جانور تنبل گردونه کندرو
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com