Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to cut brake or beat a r
U
گوی سبقت رادر رشتهای ازپیشینیان ربودن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
isolead curve
U
خط میزان منحنی نقاط هم سبقت در تیراندازی خط نمایش سبقت
linear speed
U
روش محاسبه سبقت به طریقه خطی سبقت خطی هدف
lead curve
U
خط منحنی گرفتن سبقت درتیراندازی منحنی سبقت توپ
sententiously
U
چنانکه اندرزیانصیحتی رادر برداشته بتاشد
trails
U
هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
To bottle up a sentiment.
U
احساسی رادر دل خود جمع کردن
trail
U
هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
trailed
U
هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
trailing
U
هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
hysterectomize
U
بوسیله عمل جراحی زهدان رادر اوردن
cork jacket
U
جامه چوب پنبهای که ادم رادر روی اب شناورمیسازد
geodetical
U
کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
geodeticline
U
کوتاه ترین خطی که دونقطه رادر روی سطحی بهم میپوند د
coma
U
پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
comas
U
پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
CD quality
U
اغلب به وسایلی گفته میشود که می توانند الگوهای بیتی رادر ثانیه ذخیره کنند
totaliarian state
U
دولتی که دران یک نفر یا یک هیات حاکمه اختیار و تصدی همه امور رادر دست دارند
hierarchy plus input process output
U
یک روش طراحی و مستندسازی برنامه که ساختارعملیاتی و گردش اطلاعات رادر سه نوع نمودار نشان میدهد
overtaking lane
U
خط سبقت
overtaking
U
سبقت
precedence
U
سبقت
antedated
U
سبقت
antedate
U
سبقت
precession
U
سبقت
competitiveness
U
سبقت جو
antecedence
U
سبقت
antedates
U
سبقت
competitive
U
سبقت جو
transcendence or cy
U
سبقت
neoclassical school
U
مکتبی که براساس ان رقابت و پیروی ازاصول حداکثرساختن مطلوبیت و سود میتواندتخصیص ایده الی از منابع رادر اقتصاد بوجود اورد
penicillate
U
رشتهای
filiform
U
رشتهای
duplex
U
دو رشتهای
duplexes
U
دو رشتهای
unifilar
U
تک رشتهای
fibrinous
U
رشتهای
grab
U
سبقت گرفتن
grabbed
U
سبقت گرفتن
prediction angle
U
زاویه سبقت
lead angle
U
زاویه سبقت
lead lag relation
U
رابطه سبقت
passant
U
سبقت گیر
stadia line
U
خط انحراف سبقت
forereach
U
سبقت گرفتن از
precess
U
سبقت گرفتن
grabbing
U
سبقت گرفتن
lead pursuit
U
مسیر سبقت
leads and lags
U
سبقت ها و تاخیرها
lateral tell
U
سبقت عرضی
outguess
U
سبقت جستن
outmaneuver
U
سبقت گرفتن بر
get the start of
U
سبقت جستن بر
transcends
U
سبقت جستن
transcending
U
سبقت جستن
transcended
U
سبقت جستن
transcend
U
سبقت جستن
one upmanship
U
یک قدم سبقت
grabs
U
سبقت گرفتن
one-upmanship
U
یک قدم سبقت
outdistancing
U
سبقت گرفتن بر
outdistances
U
سبقت گرفتن بر
competitions
U
سبقت جوئی
competition
U
سبقت جوئی
lead
U
زاویه سبقت
GIVE WAY
U
سبقت آزاد
lead
U
سبقت هادی
overtakes
U
سبقت گرفتن
leads
U
زاویه سبقت
overtaken
U
سبقت گرفتن
GIVE WAY
U
محل سبقت
leads
U
سبقت هادی
overtake
U
سبقت گرفتن
outdistanced
U
سبقت گرفتن بر
exceeding
U
سبقت و پیشی
best
U
سبقت گرفتن
outdistance
U
سبقت گرفتن بر
to get the better of
U
سبقت گرفتن بر
EMM
U
امکانی که حافظه جانبی رادر IBM PC مدیریت میکند و آن را برای برنامه آماده استفاده میکند
half duplex
U
نیم دو رشتهای
string formula
U
فرمول رشتهای
triserial correlation
U
همبستگی سه رشتهای
multicore line
U
خط چند رشتهای
incandescent lamp
U
لامپ رشتهای
multicore
U
چند رشتهای
full duplex
U
کاملا دو رشتهای
fibrous protein
U
پروتئین رشتهای
bulbs
U
لامپ رشتهای
bulb
U
لامپ رشتهای
incandescent bulb
U
لامپ رشتهای
duplex channel
U
مجرای دو رشتهای
rbis
U
همبستگی دو رشتهای
biserial correlation
U
همبستگی دو رشتهای
duplex transmission
U
مخابره دو رشتهای
duplexing
U
دو رشتهای کردن
filament lamp
U
لامپ رشتهای
filamentary
U
لیفی رشتهای
interdisciplinary
U
میان رشتهای
full duplex
U
کاملا" دو رشتهای
full duplex
U
تمام دو رشتهای
filamentous
U
لیفی رشتهای
multiple wire
U
چند رشتهای
single core cable
U
کابل یک رشتهای
string manipulation
U
دستکاری رشتهای
single core
U
هادی تک رشتهای
three core cable
U
کابل سه رشتهای
single conductor
U
هادی تک رشتهای
single conductor
U
سیم تک رشتهای
string operation
U
عملیات رشتهای
single core
U
کابل یک رشتهای
string file
U
پرونده رشتهای
overtakes
U
سبقت گرفتن بر رد شدن از
overtaken
U
سبقت گرفتن بر رد شدن از
overtaking vessel
U
ناو درحال سبقت
overtake
U
سبقت گرفتن بر رد شدن از
competition
U
هم چشمی سبقت جویی
competitions
U
هم چشمی سبقت جویی
overtaking vessel
U
شناوه سبقت گیرنده
full duplex channel
U
مجرای کاملا دو رشتهای
multi strand machine
U
دستگاه چند رشتهای
point biserial correlation
U
همبستگی دو رشتهای نقطهای
rpbis
U
همبستگی دو رشتهای نقطهای
multi conductor cable
U
کابل چند رشتهای
half duplex transmission
U
مخابره دو نیم رشتهای
continous strand furnace
U
کوره رشتهای دائمی
multiple conductor cable
U
کابل چند رشتهای
bifilar winding
U
سیم پیچ دو رشتهای
multiple cable
U
کابل چند رشتهای
multicore cable
U
کابل چند رشتهای
pass
U
سبقت گرفتن از خطور کردن
passed
U
سبقت گرفتن از خطور کردن
anticipated
U
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipates
U
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipating
U
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
anticipate
U
پیش گرفتن بر سبقت جستن بر
passes
U
سبقت گرفتن از خطور کردن
leading line
U
خط بستن زاویه سبقت به توپ
attract
U
دل ربودن
to bear away
U
ربودن
to carry away
U
ربودن
to spiritaway
U
ربودن
gain over
U
ربودن
to snatch at
U
ربودن
snap at
U
ربودن
to snap up
U
ربودن
to carry off
U
ربودن
to catch away
U
ربودن
to go away with
U
ربودن
charm
U
دل ربودن
to gain over
U
ربودن
glom
U
ربودن
go away with
U
ربودن
reave
U
ربودن
reive
U
ربودن
enchant
U
دل ربودن
sacque
U
ربودن
plundrage
U
ربودن
abducting
U
ربودن
snatched
U
ربودن
snatch
U
ربودن
grabs
U
ربودن
grabbing
U
ربودن
grabbed
U
ربودن
snatches
U
ربودن
snatching
U
ربودن
abducted
U
ربودن
abduct
U
ربودن
ravishes
U
ربودن
ravished
U
ربودن
ravish
U
ربودن
steals
U
ربودن
grab
U
ربودن
capturing
U
ربودن
abstracting
U
:ربودن
abstract
U
:ربودن
despoils
U
ربودن
despoiling
U
ربودن
despoiled
U
ربودن
despoil
U
ربودن
bags
U
ربودن
bag
U
ربودن
abstracts
U
:ربودن
hook
U
ربودن
captures
U
ربودن
capture
U
ربودن
seizes
U
ربودن
seized
U
ربودن
hooks
U
ربودن
seize
U
ربودن
abducts
U
ربودن
purloining
U
ربودن
snapping
U
ربودن
betake
U
ربودن
snapped
U
ربودن
snaps
U
ربودن
catch up
U
ربودن
steal
U
ربودن
carry away
U
ربودن
snap
U
ربودن
carryaway
U
ربودن
to walk off with
U
ربودن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com