Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
break-dancing
U
گونهای رقص جدید که همراه است با عملیات آکروباتیک و چرخشهای تند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
acrobatics
آکروباتیک
gallium arsenide
U
ماده جدید برای ساختار قطعه که عملیات را سریع تر از قط عات سیلیکف انجام میدهد
master clear
U
کلیدی روی بعضی ازکنسولهای کامپیوتری که ثباتهای عملیاتی را پاک کردن و انها را برای حالت جدید عملیات اماده میکند
crash conversion
U
تبدیل یک سیستم به سیستم دیگر به وسیله به پایان بردن عملیات سیستم قدیمی به هنگام اجرا شدن سیستم جدید
attributes
U
هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attribute
U
هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributing
U
هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
rehyphenation
U
تغییرنوشتاروکد گزاری کلمات متن پس ازقرارگرفتن در قالب صفحه جدید یا درخط جدید
malar
U
گونهای
imagism
U
مکتب شعر جدید که قبل ازجنگ اول جهانی رایج شده وپیرو تشبیهات زنده وموضوعات جدید وبکر وازادی از قید سجع وقافیه است
autecology
U
اکولوژی تک گونهای
intraspecific
U
داخل گونهای
intergeneric
U
بین گونهای
subspecific
U
زیر گونهای
intraspecies
U
داخل گونهای
installs
U
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
install
U
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
installing
U
تنظیم کامپیوتر جدید طبق نیاز کاربر یا تشخیص برنامه جدید طبق تواناییهای موجود سیستم
autecology
U
بوم شناسی تک گونهای
implementation
U
گونهای از چیری که کار میکند
biocenology
U
بوم شناسی چند گونهای
synecology
U
بوم شناسی چند گونهای
berkeley unix
U
گونهای از UNIX که توسط دانشگاه کالیفرنیا
farmgate type operations
U
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
kyloe
U
گونهای ازگاوکوچک درکوهستان اسکاتلندکه شاخهای درازدارد
EAPROM
U
گونهای EAROM که قابل برنامه ریزی است
buffered computer
U
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
anticrop operations
U
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air operations
U
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
counter air
U
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
ethernet
U
گونهای از اترنت توسعه یافته توسط DEC , Intel , xerox
CSLIP
U
گونهای از پتروکل SLIP که داده را پیش از ارسال فشرده میکند
peer to peer network
U
شبکه همراه به همراه
beta version
U
گونهای از برنامه کاربردی نرم افزار که تقریباگ آماده انتشار است
multifinder
U
گونهای از Apple Macintosh Finder که چند کاره بودن را پشتیبانی میکند
map compilation
U
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
xt
U
گونهای از IBMPC اصلی ,ساخت IBM که از پردازنره استفاده میکند و حاوی دیسک سخت است
statements
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statement
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagated
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
U
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping
U
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air-sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
BCC
U
گونهای از برنامههای پست الکترونیکی که یک کاربر یک پیام را به چندین کاربر در یک زمان ارسال میکند
normalizes
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalising
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalises
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalize
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalised
U
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
component
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m
U
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
updates
U
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
updated
U
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
update
U
1-فایل اصلی که با افزودن مواد جدید بهنگام میشود. 2-اطلاع چاپ شده که گونه بهنگام اطلاع است .3-گونه جدید سیستم که به کاربرهای سیستم موجود ارسال میشود
army operations center
U
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
Windows Explorer
U
گونهای از ویندوز که حاوی توابع ابتدایی اشتراک فایل peer-to-Peer است و نیز پست الکترونیکی , فکس و امکان زمان بندی
time resolution
U
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit
U
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
operation
U
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations
U
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
acologte
U
همراه
participant
U
همراه
along
U
همراه
non concurrent
U
نا همراه
companies
U
همراه
company
U
همراه
in company with
U
همراه
concomitant
U
همراه
participants
U
همراه
attendant
U
همراه
attendants
U
همراه
to fight with the enemy
U
همراه = با
mid-
U
همراه با
mid
U
همراه با
secondary planet
U
همراه
accompanied by
U
همراه
bundled
U
همراه
comrades
U
همراه
comrade
U
همراه
on
U
همراه
accompanying
U
همراه
come along with me
U
همراه من بیائید
on one's coat-tails
<idiom>
U
همراه کس دیگر
unaccompanied
U
بدون همراه
Accompanied by. Together with .
U
به اتفاق (همراه )
spasmodically
U
همراه با انقباضات
sick headache
U
سردرد همراه با
convoy
U
همراه رفتن
indiental music
U
موزیک همراه
convoys
U
همراه رفتن
good luck to you
U
خدا به همراه
go along
U
همراه رفتن
door bundle
U
بار همراه
compeer
U
قرین همراه
bon voyage
U
خدا به همراه
spasmodic
U
همراه با انقباضات
attends
U
همراه بودن
accompanied
U
همراه بودن
fraught
U
دارا همراه
escorts
U
همراه بدرقه
escorting
U
همراه بدرقه
accompanying cargo
U
بار همراه
escort
U
همراه بدرقه
accompanying supplies
U
تدارکات همراه
attending
U
همراه بودن
attend
U
همراه بودن
accompanies
U
همراه بودن
accommpanying element
U
عنصر همراه
accompany
U
همراه بودن
accompanier
U
همراه مصاحب
accompanying fire
U
اتش همراه
accompanying sound
U
صدای همراه
associated sound
U
صدای همراه
to come along
U
همراه امدن
companion
U
همراه همدم
unbundled
U
غیر همراه
to keep company with
U
همراه بودن با
escorted
U
همراه بدرقه
to go along
U
همراه شدن
to accompany
U
همراه شدن
up to date
U
جدید
unprecedentedly
U
جدید
novel
U
جدید
up-to-date
U
جدید
new-
U
جدید
unprecedented
U
جدید
newer
U
جدید
newest
U
جدید
maidens
U
جدید
maiden
U
جدید
modern
U
جدید
recent
U
جدید
new
U
جدید
novels
U
جدید
typhoon
U
توفان همراه با باران
bundled software
U
نرم افزار همراه
attendant
U
همراه نگهبان کشیک
to accompany
U
همراه کسی رفتن
corps artillery
U
توپخانه همراه سپاه
wave off
U
فرود همراه با سایش
participative
U
انبازی کننده همراه
attendants
U
همراه نگهبان کشیک
typhoons
U
توفان همراه با باران
to carry a watch
U
ساعت همراه داشتن
amaurotic idiocy
U
کانایی همراه با نابینایی
savate
U
بوکس همراه با لگد
ice storm
U
طوفان همراه باتگرگ
kick boxing
U
بوکس همراه با لگد
Bring your friend along.
U
دوستت را همراه بیاور
incorrect
U
نادرست یا به همراه خطا
herewith
U
همراه این نامه
bitumen macadam
U
سنگریزی همراه با قیر
japko chagi
U
ضربه پا همراه گرفتن پا
to go along
U
همراه کسی رفتن
probed
U
اکتشاف جدید
probe
U
اکتشاف جدید
reprint
U
چاپ جدید
reprints
U
چاپ جدید
probes
U
اکتشاف جدید
the new testament
U
عهد جدید
postulant
U
جدید الورود
reprinted
U
چاپ جدید
freshmen
U
جدید الورود
freshman
U
جدید الورود
modern
U
جدید مدرن
modern physics
U
فیزیک جدید
neophytes
U
جدید الایمان
neophyte
U
جدید الایمان
It's not new.
جدید نیست.
New Year
U
سال جدید
neologism
U
واژه جدید
neologisms
U
واژه جدید
proselyte
U
جدید الایمان
reprinting
U
چاپ جدید
innovations
U
حرکت جدید
revision
U
چاپ جدید
modern sector
U
بخش جدید
modern system
U
نظام جدید
innovation
U
حرکت جدید
neogenesis
U
تولید جدید
newfound
U
جدید الاکتشاف
neoteric
U
جدید تازه
new deal
U
سیاست جدید
postulancy
U
جدید الورودی
new deal
U
قرار جدید
fresh target
U
هدف جدید
recent development
U
بسط جدید
reorganization
U
صورت جدید
revisions
U
چاپ جدید
Goods to declare
U
همراه داشتن کالاهای گمرکی
door bundle
U
بار پرتابی همراه با چترباز
thunderstorm
U
توفان همراه بااذرخش وصاعقه
companies
U
گروهان همراه کسی رفتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com